کد خبر: ۲۷۷۶۵
تاریخ انتشار: ۱۶ مهر ۱۴۰۰ - ۰۷:۲۳-08 October 2021
دوازدهم مرداد روز تولد محمد قاضی است. این مترجم نام‌آشنا، شیفتهٔ ادبیات و علوم انسانی بود اما با پافشاری عمویش، که حکم پدرش را داشت، مجبور شد به جای رشتهٔ ادبی، در رشتهٔ علمی نام‌نویسی کند. در آن زمان، از کلاس دهم به بعد، دبیرستان به دو رشتهٔ علمی و ادبی تقسیم می‌شد.
قاضی به همراه یکی از دوستانش در درس‌های رشتهٔ علمی با مشکل مواجه شد؛ مردود و در آستانهٔ اخراج بود.

 این بود که برای علی اصغر حکمت، وزیر فرهنگ وقت، نامه‌ای نوشت. او در کتاب «خاطرات یک مترجم» می‌نویسد: «اعتراض کردیم ترتیب اثر ندادند؛ شکایت به وزیر فرهنگ بردیم، و حتی من شعر رقت‌انگیزی به صورت مخمس مستزاد خطاب به آقای علی اصغر حکمت وزیر فرهنگ وقت ساختم که در آن شرح حال خود و رفیقم را با ستم‌ها و بی انصافی‌هایی که در حق ما کرده بودند به تفصیل بیان کردم و داد خواستم، و بد نیست که در اینجا دو سه بندی از آن را برای نمونه بیاورم: 

حضرت حکمت، اگر نامۀ من برخوانی 
شرح احوال دو بیچارۀ مضطر خوانی 
داستان دو ستمدیدۀ ابتر خوانی 
گر نخوانی چه از این بهتر و خوشتر خوانی؟
از سلیمان نشود حشمت کم 
گر به مورش نظر افتد ز کرم ...
امتحان آخر دی از من و او چون کردند
امتحانی نه به انصاف و به قانون کردند 
دل ما را به یکی نمرهٔ شش خون کردند...» (صص 117 و 118)

پس از فرستادن این شعر، بازرسی از مرکز می‌آید، بررسی می‌کند و مردودی‌اش را درست و قانونی می‌داند. اخراج نمی‌شود اما دوباره سر کلاس پیشین می‌نشیند. این اتفاق، شخصیت قاضی را، مدتی، دگرگون می‌کند:”ما دیگر دو شاگرد جدی و درسخوان نبودیم. بلکه به سیم آخر زدیم، دو هوچی شریر و ناراحت شدیم که گروهی از لشوش ته کلاس را نیز با خود همراه کردیم و آرام و آسایش از معلمان ربودیم. دیگر اذیتی نبود که نکنیم، کلکی نبود که نزنیم و روزی نبود که از سر کلاس بیرونمان نکنند. چه صحنه‌ها که می‌ساختیم و چه بازی‌ها که درمی‌آوردیم، و تازه شرح آن صحنه‌ها و آن بازی‌ها را نیز من به شعر درمی‌آوردم، در کلاس به صدای بلند می‌خواندم و همه را غش غش به خنده می‌انداختم فریبرز صدای هدهد درمی‌آورد و عدالت صدای بزغاله، خسرو کبوتر زیر لباسش قایم می‌کرد و در کلاس می‌پراند، و آن وقت ما بیعاران ته کلاس همه یکدفعه از پشت میزها به هوا می‌جستیم و می‌خواستیم حیوان زبان بسته را بگیریم... ."» 

(صص 119 و 120) 

در نهایت، در رشتهٔ دلخواهش درس خواند. *محمد قاضی از مخالفان شکسته‌نویسی بود. 

منبع: خاطرات یک مترجم، محمد قاضی، چاپ اول، اصفهان، نشر زنده‌رود، 1371
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان