کد خبر: ۲۷۷۶۲
تاریخ انتشار: ۱۶ مهر ۱۴۰۰ - ۰۷:۰۷-08 October 2021
رباعی را به اعتبار وزن، قافیه، شمار ابیات و معنا، در دسته‌های گوناگون جای داده‌اند.
 دکتر سیروس شمیسا در صفحهٔ ٢٣٣ کتاب سیر رباعی در شعر فارسی، این قالب را به اعتبار معنا و محتوایش به سه دستهٔ عارفانه، عاشقانه و فلسفی یا حکمی تقسیم می‌کند و در ادامه می‌نویسد: «علاوه بر این‌ها گاه به اعتبار مضامین فرعی نیز می‌توان انواعی در رباعی مشخص کرد: ١. رباعی مدحی ٢. رباعی اجتماعی و سیاسی ٣. رباعی مرثیه ۴. رباعیات مستهجن و هجوآمیز ۵. ساقی‌نامه ۶. رباعی نو یا تصویری.... .»  

به نظرم، نوعی رباعی هست که در هیچ‌کدام از این دسته‌ها نمی‌گنجد. این‌ها را باید «جوانمردانه» یا دست‌کم «لوطیانه» دانست. پیرامون چنین ارزش‌هایی می‌چرخد: مردانگی، ضعیف‌نوازی، فروتنی، غیرت، ناموس‌پرستی، رازداری و ... . 

در صفحهٔ ١١٧ و ١١٨ کتاب نمونهٔ ادبیات تاجیک، رباعی‌هایی از پهلوان محمود قتالی خوارزمی (پوریای ولی) آمده است که نه عاشقانه است و نه عارفانه، نه فلسفی و نه مدحی؛ اندرزی اگر هست، شبیه اندرزهای آشنا و مألوف قصیده‌ها و قطعه‌ها نیست؛ خرده‌فرهنگی خاص را می‌نمایاند. این رباعی‌ها: 

گر بر سر نفس خود امیری مردی / ور بر دگران خرده نگیری مردی 
مردی نبود فتاده را پای زدن/ گر دست فتاده‌ای بگیری مردی 
گر کار جهان به زور بودی و نبرد /مرد از سر نامرد برآوردی گَرد 
این کار جهان چو کعبتین است و چو نرد/ نامرد ز مرد می‌برد چه تْوان کرد 
(گویند این را شب وفات خود گفته) 
از دفتر عشق راز می‌خوان و مگوی/ مَرکب پی این قافله می‌ران و مگوی 
خواهی که دل و دین به سلامت ببری/ می‌بین و مکن ظاهر و می‌دان و مگوی 
رباعی زیر در صفحهٔ ١۵٨ مختارنامهٔ عطار آمده است اما در کتاب نمونهٔ ادبیات تاجیک به نام پوریای ولی ثبت شده! 

با قوّت پیل مور می‌باید بود/ با مُلک دو کون، عور می‌باید بود 
این طُرفه نگر که عیب هر آدمی‌ای/ می‌باید دید و کور می‌باید بود 

البته، مصراع سوم این رباعی در مختارنامه این است: «وین طرفه نگر که حدّ هر آدمی‌ای» 
هرکس که این رباعی را به نام پوریای ولی زده است، آن‌قدر کلمه‌شناس بوده که فرق «حد» و «عیب» و تأثیرش در معنای کلی شعر را بداند. در «حد» غروری نهفته است که به منش جوانمردانهٔ پوریای ولی نمی‌خورد. این خودبزرگ‌پنداری در واژهٔ «عیب» نیست. چون، در آن جهان‌بینی، بی‌عیب خداست. 

شکل دیگری از این رباعی را حاج سیاح، در صفحهٔ ۵٢ خاطراتش، از زبان مردی داش‌مشتی و پهلوان‌منش نقل می‌کند. دوباره، مصراع سوم تغییر کرده و عیارانه‌تر شده است؛ انگار سرودهٔ «داش‌آکل» هدایت است نه عطار. بماند که صوفیان و جوانمردان همیشه پیوندهایی داشته‌اند. این است:
با قوت پیل مور می‌باید بود/ با ملک دو کون عور می‌باید بود 
از خانه سر[ای] هر که گشتی آگه/ نادیده و گنگ و کور می‌باید بود*

در این‌جا، کاری به واقعی یا افسانه بودن شخصیت پوریای ولی ندارم. کاری هم ندارم شعر می‌سروده یا نه؛ مهم این رباعی‌هاست که به نام اوست و در آن تقسیم‌بندی‌ها نمی‌گنجد. مانند این رباعی‌ها زیاد شنیده و خوانده‌ایم. شاید این رباعی منسوب به حافظ را هم بشود در این دسته جای داد:
مردی ز کنندهٔ در خیبر پرس/ اسرار کرم ز خواجهٔ قنبر پرس
گر طالب فیض حق به صدقی حافظ/ سرچشمهٔ آن ز ساقی کوثر پرس
پانوشت
*در کتاب «خانه سر» است اما، احتمالاً، «خانه‌سرا» درست است. شاید هم «خانه و سرِّ» درست باشد. 
منابع: 
١.  خاطرت حاج سیاح، به کوشش حمید سیاح، انتشارات امیرکبیر، چاپ سوم، تهران ١٣۵٩.
٢.  سیر رباعی در شعر فارسی، سیروس شمیسا، انتشارات فردوس، تهران، چاپ دوم، تهران ١٣٧۴. 
٣.  مختارنامهٔ عطار، محمدرضا شفیعی کدکنی، انتشارات سخن، چاپ سوم، تهران ١٣٨۶. 
۴.  نمونهٔ ادبیات تاجیک، صدرالدین عینی، چاپخانهٔ نشریات مرکزی خلق جماهیر شوروی سوسیالیستی، مسکو ١٩٢۶.

عباس سلیمی آنگیل
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان