کد خبر: ۲۷۶۲۹
تاریخ انتشار: ۱۱ مهر ۱۴۰۰ - ۰۶:۱۲-03 October 2021
مقدونیه و «جمهوری آذربایجان» به فاصله چند روز در تابستان ۱۹۹۱/۱۳۷۰ اعلام استقلال کردند. یونان به دلیل شباهت نام مقدونیه با یکی از استان‌های خود، برای نزدیک به سی سال اجازه نداد که این کشور با نام مقدونیه در سازمان‌های بین‌المللی به رسمیت شناخته شود
برای سه دهه «جمهوری مقدونیه یوگسلاوی سابق» نام موقت این کشور بود. سرانجام دو سال پیش، دو کشور بر سر نام «جمهوری مقدونیه شمالی» توافق کردند که هم نام «مقدونیه»، به عنوان میراث فرهنگی یونان به رسمیت شناخته شود و هم کشور جدید، با نامی جدید رسمیتی برای خودش پیدا کند. 

این تاکید بر میراث ملی یونان را مقایسه کنید با تصمیم‌  جمهوری اسلامی برای به رسمیت شناختن «جمهوری آذربایجان» تنها سه ماه بعد از اعلام استقلال!

آن سال‌ها هنوز بسیاری از ایرانیان مهمترین بحران تاریخ معاصر کشور، یعنی غائله فرقه دموکرات آذربایجان را به یاد داشتند.

 حتی بودند کسانی که به خاطر داشتند که مساوات‌چی‌های شمال ارس چگونه ظرف چند سال نام تاریخی «آذربایجان» را برای کشور تازه تاسیس خود به سرقت بردند. در طول همه این سال‌ها با تبلیغات ناسیونالیستی افراطی و الحاق‌گرایانه پان تورک‌ها آشنا بودند و می‌دانستند ادامه این وضعیت چیزی جز بحران بلند مدت برای ایران نیست.

 اگر اقل عقلانیتی وجود داشت، تایید جمهوری جدید باید مشروط به تغییر نام این کشور  می‌شد. باید تاکید می‌شد که نام «آذربایجان» میراث انحصاری ملی ایران است و هیچ کشوری حق استفاده از آن را ندارد. اما چنین نشد. چون عقلانیتی وجود نداشت، مانند امروز که وجود ندارد. 

توهمات چنان در میان سیاست‌گذاران غالب شده بود که حمله پان‌تورک‌ها به مرزهای ایران و برداشتن مرزها در همان زمان را نشانه درخواست گروهی از «ملت مسلمان آذربایجان» برای برداشتن مرزها میان کشورهای اسلامی می‌دیدند! 

این فقط نمونه‌ای از هزینه‌ای است که کشور و ملت ایران در طول این چند دهه از قبل بدفهمی‌های ایدئولوژیک حاکمان جمهوری اسلامی از بدیهیات سیاست داده است. 

متاسفانه این حاکمان در این بدفهمی تنها نیستند. همچنان ایدئولوژی‌های گریز از مرکز فراملی و فروملی مذهب مختار روشنفکری ایرانی است. دین عجایزی که هر روز به شکلی در می‌آید و تنها نتیجه‌اش غباری دیگر بر روی فهم طبیعی ما از واقعیتی تاریخی و کهن به نام کشور/دولت-ملت ایران است. 

شاید راه حل نظری برای «ایران» به مثابه یک مشکل، به زودی ممکن نباشد. اما یقینا در عمل سیاسی نمی‌توان منتظر اقبال و بخت بود تا ببینیم که خلیفگان استانبول و ریاض و تل‌آویو و امرای آنان در باکو و سایر ولایات جهان اسلام و غیر اسلام چه می‌کنند و ما هم بعد از تعرضات آنان به نظاره بنشینیم و منتظر امداد الهی باشیم. راهی نیست جز جراحی‌ای عمیق در نهاد دولت ایرانی که قطعا هزینه‌هایی هم خواهد داشت. اما گریزی از آن نیست. دیر یا زود باید با آن رو به رو بشویم.

اسماعیل سید کوهزاد
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان