کد خبر: ۲۷۵۳۲
تاریخ انتشار: ۰۵ مهر ۱۴۰۰ - ۱۹:۱۱-27 September 2021
ژنرال گودریان وضع هیتلر را در مارس 1945 به این‌گونه مجسم کرده است: در آخر ژانویه وقتی که روس‌ها به رود اودر رسیدند که به فاصله ۱۰۰ مایل از برلین قرار داشت و رئیس ستاد ارتش خواست تخلیه چند لشکر گیر افتاده در بالتیک را از راه دریا تقاضا کند،
 هیتلر ناگهان به او پرید، او با تکان دادن مشت‌های گره کرده خود در برابر من ایستاد، به طوری که رئیس ستاد مهربان من، تومال، ناچار شد دامن کت مرا بگیرد و مرا به عقب بکشد تا مبادا من قربانی حمله او واقع شوم.

چند روز بعد، ۱۳ فوریه ۱۹۴۵، هیتلر و گودریان، بار دیگر وارد مناقشه شدند که ۲ ساعت طول کشید، مشتهای او بلند شد و رخسارش از خشم برفروخت، تمام بدنش می‌لرزید، صاف جلوی من ایستاده بود،با غضب و با از دست دادن تسلط بر نفس از خود بیخود شده بود، پس از هر یک از حمله های تند خویش در حاشیه فرش راه می رفت، آنگاه ناگهان در جلوی من ایستاد و بارانی از اتهامات بر من باریدن گرفت، داد می‌زد، چنین می‌نمود که چشمانش می‌خواهد یک بار از کاسه سرش بیرون بپرد، رگ های شقیقه اش ورم می کرد.

در یکی از این حالات بود که پیشوای آلمان یکی از مهمترین تصمیمات دوران زندگی خود را گرفت، در ۱۹ مارس یک فرمان عمومی صادر کرد، دایر بر اینکه تمام تأسیسات نظامی صنعتی حمل و نقل و ارتباطات و تمام انبارهای نظامی در آلمان باید معدوم شوند تا به دست دشمن نیافتند، این اقدامات می بایست به وسیله فرماندهان نظامی به عمل بیاید، فرمان چنین خاتمه می‌یافت: تمام دستورهای ناقض این فرمان از درجه اعتبار ساقط است. آلمان می بایست تبدیل به بیابان بزرگ شود، هیچ چیز نمی بایست باقی بماند تا مردم آلمان پس از شکست خود بتوانند با آن زندگی کند.


نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان