کد خبر: ۲۷۴۹۴
تاریخ انتشار: ۰۵ مهر ۱۴۰۰ - ۰۲:۴۴-27 September 2021
جنگ ترموپیل نام نخستین نبرد از سری دومین دورهٔ جنگ‌ های هخامنشیان و یونانیان در زمان خشایارشا است. این جنگ بین ارتش شهرهای متحد شده یونانی به فرماندهی لئونیداس اسپارتی، و امپراتوری هخامنشی به فرماندهی شخص خشایارشا بود. این جنگ نیز مانند تقریبا همه جنگ های ایرانیان با یونان بسیار مهم و تاثیر گذار در آینده هر دو کشور بود.
وقایع پیش از آغاز جنگ

خشایارشا پس از رسیدن به پادشاهی با شورش بابل و مصر رو به رو شد. ولی این شورش ها عمر زیادی نداشته و به راحتی فرو نشانیده شدند و کشور بار دیگر قرین آرامش شد. پس از این وقایع خشایارشا علاقه چندانی به ادامه نقشه های اروپایی پدرش نشان نمیداد٫ اما برخی از مشاوران شاه شروع به تاثیر گذاری بر او کردند. مثلا شوهر خواهرش مردونیه عقیده داشت که آتنیان نباید بی کیفر بمانند و می افزود که اروپا سرزمین زیبا و دلپذیر و پر برکتی است که برای بهره برداری ایرانیان آماده است.همچنین او شکست ماراتون را که در طی آن یونانیان سپاه داریوش را شکست دادند٫ را مایه سرشکستگی ایران می دانست.

 سرانجام شاه نیز به شور آمد و به پیروانش گفت : راهی را یافته ام که نه تنها مایه ی سربلندی و افتخار ایران خواهد شد بلکه سرزمین های پهناور بسیار ثروتمند و در واقع غنی تر از وطن ما بر قلمرو این دولت افزوده خواهد شد. من با این اقدام خویش علاوه بر خوشنودی خاطر خویش، انتقام شکست ماراتون را نیز خواهم جست. من بر داردانل پل خواهم بست و از راه اروپا تا یونان لشکر خواهم کشید و آتن را به مناسبت گستاخی ای که نسبت به پدرم و خودم ٫ ما به خرج داده است گوشمالی خواهم داد. حدود امپراتوری ایران را تا به جایی گسترش خواهم یافت که گنبد نیلگون حد نهایی آن خواهد بود. با کمک شما من سراسر اروپا را زیر پا خواهم گذاشت و آن قاره را به سرزمین یگانه ای مبدل خواهم ساخت تا هیچ گاه آفتاب در قلمرو ما غروب نکند.

بدین سان خشایارشا سرانجام بر آن شد که برنامه نظامی پدرش را تکمیل کند و یک ارتش بزرگ زمینی و دریایی علیه یونانیان تدارک ببیند. چنان که رویدادهای آینده نشان داده تلاش بزرگ و توان فرسای او عمیقا بر آینده اروپا و ایران تاثیر گذاشت ٫ گرچه این تاثیر آن نبود که شاه بزرگ می خواست.

آماده سازی ارتش ایران برای حمله به یونان و ساخت پل بر داردانل
سرانجام دست به آماده سازی ارتش برای حمله به یونان دست زد او به مهندسان و کارگران دستور داد تا پل شناور عظیمی بر روی هلسپونت (داردانل) بسازند و از طریق آن سپاهیان خود را به اروپا وارد کند. شیوه این کار چنین بود که کشتی های بادبانی و پارویی را به منزله پایه محکم به هم بستند. ۳۶۰ کشتی در سمت دریای سیاه و ۳۱۴ کشتی درطرف دیگر قرار دادند. سر کشتی ها در جهت جریان آب بود تا با تعدیل فشاری که بر کابل ها وارد می شد پل ها از دو طرف نگه داری می شدند. برای این منظور به خصوص لنگر های سنگین را در دو جهت بالا و پایین جریان آب انداختند. لنگرهای شرقی برای حفظ پل در قبال بادهای که از سمت دریای سیاه می وزید و باقی در سمت دیگر و دریای اژه ٫ به منظور نگه داری در مقابل باد های غرب و جنوب بود. همین که کشتی ها را پا برجا کردند کابل ها را با دستگیره های چوبی به دو ساحل بستند. جنس و ذخامت این کابل ها یکسان بود ولی رشته الیاف از ریسمان های محکم تر پاپیروس بود. سپس الوار هایی به عرض و طول پل شناور بریده از یکسو به سویی دیگری که با طناب سخت به بسته به قسمت بالایی بند و بست کردند. آنگاه خاک و خاشاک برای همواری بر کف آن ریختند و با افزودن لایه خاک آن را سفت و محکم کوبیدند. سرانجام در دو پهلوی پل نرده نسبتا بلندی تعبیه شد تا چارپایان در حین عبور ٫ از منظره آب نهراسند.
دو سال پیش از ساختن پل طرحی ابتکاری و استادانه آغاز شده بود. خشایارشا برای نشان دادن دوراندیشی خود دستور داد کانالی از شبه جزیره آتوس واقع در دریای اژه حفر شود تا امکان دیگری برای عبور سریع تر ناوگانی از جنوب کوه آتوس باشد. افزون بر این٫ قصد شاه از این کار این بود که این راه آبی راه تجارت در ساتراپی یونان خویش را تسهیل کند. هرودوت مینویسد :
« به این نتیجه می رسم که خشایارشا از پرداختن به آن اقدام هدف خود نمایی داشته و می خواسته است حدود قدرت خویش را نشان دهد . . . زیرا هیچ مانعی وجود نداشت که کشتی ها را از طریق خشکی به طرف دیگر حمل کنند و با وجود این دستور کندن و پرداختن کانال را داد٫ چرا که در این جا عرض دریا برای عبور دو کشتی کافی نبود »

پس از اتمام ساختن پل زمانی که ارتش ایران آماده عبور از پل بود ناگهان طوفان شدیدی به ورزیدن گرفت و پل ساخته شده را ویران کرد. هرودوت در کتاب خود می نویسد :
« وقتی خبر آن فاجعه را به اطلاع شاه رسید٫ خشایارشا سخت برآشفت و دستور داد تا سیصد تازیانه بر هلسپونت بکوبند . . . و همچنین فرمود هلسپونت را ادب کنند و دو رشته غل و زنجیر در آن بیاندازند و بگویند: ای آب روان تلخ و شور٫ این مجازات ها را صاحبت که بدون هیچ گونه آسیبی نسبت به تو کارش را لنگ کردی مقرر داشته. اما به هر صورت خشایارشا از روی تو عبور خواهد کرد و از این پش احدی برای تو و به یاد تو نذر و قربانی نخواهد کرد و تو آبی شور و گل آلود دیگر شایسته قدر و احترام نخواهی بود. علاوه بر مجازات مقرر دستور داد مسئولان ساختمان پل به اشد مجازات برسند و ساختن پل جدید را به عهده ای دیگر محول شود.
برخی دانشمندان اظهار عقیده کرده اند که مجازات آبراهه انگیزه مذهبی داشته است٫ چون بنا به باورهای کیش زردشت آب های شور در اثر آلوده سازی اهریمن شور شده است و یا برخی دیگر این کردار شاه بزرگ را به منظور تقویت روحیه سربازان غیر ایرانی دانسته اند تا به آنها نشان داده شود که شهریار ایران حتی بر نیروهای طبیعی مانند آب و باد فرمان می راند. اما به هر حال این فرضیات نمی تواند توضیح یا توجیهی برای رفتار سنگ دلانه خشایارشا در گردن زدن مهندسانی باشد که در وقوع طوفان بی گناه بوده اند. کشته شده مهندسان فنیقی به دست خشایارشا باعث شد تا دیگر فنیقی های نیروی دریایی ایران را ترک گویند.

گرچه خشایارشا فرمانروایی بود که کمتر از داریوش و کوروش اهل مدارا بود ولی با این حال او در زمینه لجستیک نظامی توانست از پیشینیان خود پیشی بگیرد. نیروهای تهاجمی ای که در بهار سال ۴۸۰ پیش از میلاد به داردانل رسیدند تمام نیروهای پیشین را تحت الشعاع قرار دادند. شمار آنها به ۲۰۰ هزار پیاده و سواره نظام٫ ۸۰۰ تا ۱۰۰۰ کشتی جنگی با حداقل ۱۵۰ پارو زن و ملوان٫ و تعداد عظیمی نیروی پشتیبانی و افراد اردو تا حدود ۳۰۰ هزار بر آورد شده است. عظمت خطر چنین لشکری از تعداد ناچیز سپاهیان یونانی آن روز معلوم می شود. حتی پرجمعیت ترین دولت-شهرهای یونانی می توانستند فقط حدود ۱۰۰۰ مرد رزمی بسیج کنند و اکثر آنها بیش از چند صد سرباز نداشتند. بنابراین شگفت نیست که موج بیم و هراس با مشاهده لشکر عظیم ایران که وارد اروپا می شد سراسر یونان را فرا گیرد. به گفته ی هرودوت٫ گذشتن ارتش ایران از پل ۷ شبانه روز طول کشید که در ابتدا ده هزار تن (افراد هنگ جاوید) که همه با تاج گل و از دنبال ایشان انبوه سپاهیان شامل افراد ملت های گوناگون عبور کردند. تمام روز نخست صرف عبور لشکریان شد. روز دیگر نخست اسواران هزارنفری و سپس گروه نیزه داران با نیزه ها به سمت پایین عبور کردند. این عده نیز تاج گل بر سر داشتند . سپس اسب های مقدس و از پی آن گردونه مقدس را عبور دادند. آنگاه خشایارشا با نیزه داران و سواران خاص که در التزام رکاب بودند و بقیه لشکریان که قسمت عقب سپاه را تشکیل می دادند از آنجا گذشتند. در ضمن جهازات دریایی نیز از ساحل شرقی به سمت مقابل انتقال یافتند. از پل گذشتند. و بدین ترتیب بزرگ ترین ارتش جهان راهی فتح یونان شد. ارتش خشایارشا بزرگترین نیرویی بود که آن زمان تاریخ به خود دیده بود.

حرکت بزرگترین ارتش تاریخ به سوی یونان
در حین عبور ارتش انبوه خشایارشا از منطقه شمالی یونان٫ بیشتر دولت-شهرهای منطقه از بیم نابودی٫ بدون نبرد تسلیم می شدند. او نیز همین انتظار را داشت چون مشاوران یونانی همراهش به او می گفتند تنها نیرومندترین دولت های جنوبی یونان٫ یعنی آتن و اسپارت٫ ممکن است به مقاومتی برخیزند. (هرودوت معتقد است که تعداد نیروی ایران بیش از 2 میلیون تن بوده است که در حقیقت این موضوع باید شک داشت چرا که تمامی منابع به جا مانده از آن زمان همگی یونانی بوده است و هرودوت برای ایجاد شهرت برای یونان تعداد افراد سپاه ایران را با اغراق فراوان نوشته است.) آنها همچنین به او می گفتند که عبور از ترموپیل واقع در حدود صد و پنجاه کیلومتری شمال آتن٫ بهترین گذرگاه کوهستانی مرکز یونان است چون همانند تنگه ای میان خشکی و دریا واقع شده و از آنجا سپاهیان او می توانند به آسانی به کشتی های خود دسترسی دارند. با وجود این٫ وقتی ایرانیان در سال ۴۸۰ پیش از میلاد به این گذرگاه رسیدند که نیروی کوچکی از هوپلیت های (همان پیاده نظام سنگین اسلحه ی یونانی) یونانی راه آنها را مسدود کرده است.

جنگ ترموپیل
ساخت استحکامات یونان در ترموپیل چند ماه پیش شروع شده بود :هنگامی که یونانیان در مقابل این یورش عظیم نمایندگان ۳۱ دولت-شهر خود را به کورنت واقع در شمال پلوپونز فرستادند و در آنجا همایشی تشکیل دادند. هدف این همایش برای این دولت ها که پیوسته با یکدیگر در حال کشمکش و جنگ بودند٫ پیدا کردن راهی برای اتحاد و پذیرش یک استراتژی مشترک دفاعی بود. رهبران یونان٫ از جمله برجسته ترین سیاستمدار پرتحرک آتنی٫ تمیستوکلس٫ می دانستند که برای مقابله با ارتش عظیم ایران نیاز به نیروی زمینی بزرگی دارند٫ نیرویی که گرد آوردنش از دولت-شهرهای پراکنده و کوچک و متعدد اگر هم ممکن بود زمان زیادی می طلبید. بنابراین واقه بینانه تر آن بود که کوشش خود را بر نابودی نیروی دریایی ایران متمرکز کنند. آنها به درستی استدلال کردند که ارتش ایران بدون کمک و تقویت جهازات دریایی تا حد زیادی فلج شده و از کار خواهد افتاد. بنابراین نقشه اولیه این شد که عده ای سپاهیان خشایارشا را در شمال معطل کنند تا تمیستوکلس و سایر دریاسالاران به جمع آوری نیرو پرداخته و یک ناوگان دریایی فراهم آورند.

تصمیم بر آن شد که ترموپیل را تقویت کنند و در آنجا استحکاماتی ایجاد نمایند٫ چرا که این گذر گاه بسیار تنگ بود و فقط ۵۰ پا (هر پا مساوی است با ۳۳ CM ) عرض داشت یعنی چیزی حدود 16 متر. درک این نکته که ایرانیان نمی توانند در این گذرگاه باریک از سواره نظام و برتری نفرات خود استفاده کنند٫ و از آنجایی که یونانیان از سواره نظام ایران وحشت فراوان داشتند، آنها را مصمم تر ساخت که در این نقطه جلوی مهاجمان را بگیرند. لئونیداس٫ پادشاه اسپارت مسئولیت عملیات را بر عهده گرفت و با ۳۰۰ پیاده برگزیده به سوی شمال حرکت کرد. در طول را نیز سربازان سایر شهرها به این رزمجویان پیوستند٫ به طوری که جمع نیروهایی که به گذرگاه رسیدند به بیش از ۷ هزار نفر رسید.

(هنگامی که سپاهیان خشایارشا به طرف ترموپیل حرکت کردند٫ ناوهای سپاه او مدت ۱۲ روز در ترم باقی ماندند و در این مدت آنها دچار طوفان شدند و ۴۰۰ کشتی از ناو های ارتش ایران را در هم شکست. بعد از طوفان ناوهای باقی مانده تصمیم گرفتند به آفته که در مقابل آرتی میزیوم قرار داشت.نیروی دریایی ایران با ۲۰۰ فروند ناو باقی مانده جزایر او به را دور زده و تصمیم داشتند خود را به نیروی زمینی برسانند. یوری بیادس فرمانده نیروی دریایی یونان در آن منطقه با آگاهی از این موضوع به ناوهای ایرانی حمله برده و موفق شد ۳۰ فروند کشتی را تصرف کند و در این جا هم باز طوفان به یاری یونانیان آمده و چند فروند کشتی را در هم شکست. از سوی دیگر خشایارشا به ناوهای ایرانی دستور داد تا خطوط نیروی دریایی یونان را شکافته و به نیروی زمینی بپیوندند. و زد و خورد در همه ی جبهه ها ادامه داشت و نیرو های یونانی از شدت هجوم ایرانی ها در آستانه ی شکست قرار گرفتند و نیمی از ناوگان یونانی از بین رفت. در این هنگام خبر رسید که ارتش ایران از ترموپیل عبور کرده و یونانیان ادامه نبرد را بی مورد دانسته و شبانه پا به فرار گذاشتند.)

خشایارشا در آغاز اطمینان داشت که نیروهای عظیم او به آسانی دستجات یونانی را از گذرگاه خواهند روفت و راه مستقیم به سوی آتن باز خواهد شد. اما تسلیحات سنگین٫ مهارت و شجاعت در نبرد و تصمیم راسخ یونانی ها٫ مانند نبرد در ماراتون٫ به آن نیروهای اندک یونانی قدرتی سهمگین بخشیده بود و ایرانیان عملا نمی توانستند کاری انجام دهند. نبردی که درگرفته بود شدیدترین و سهمگین ترین نبردها بود٫ چون خشایارشا شاهد دلاوری سپاه ایران بود٫ و یونانیان به خاطر حفظ آزادی خود می جنگیدند. و پس از مدتی که گذشت هنوز چیزی از شدت نبرد کاسته نشده بود. درگیری به وضع حیرت انگیزی رسیده بود مردان شانه به شانه یکدیگر می جنگیدند . ضربات در نبردی تن به تن پی در پی فرود می آمد و صفوف در ازدحام میدان نبرد به هم فشرده می شد٫ تا مدت زیادی قدرت دو طرف یکسان بود اما یونانیان با تشکیل فالانژ نبض جنگ را در دست گرفتند و رفته رفته ایرانیان پایشان سست شد. چون سراسر گذرگاه تنگ را اجساد مردگان پوشانده بود و ایرانیان توان ایستادگی در برابر یونانیان را کم کم از دست می دادند.

فالانژ های یونانی در جنگ ترموپیل

در این هنگام خشایارشا از سواره نظام خود که نقطه قوت سپاه ایران بود، نمی توانست استفاده کند و ناچار از پیاده های خود که همگی غیر پارسی بودند استفاده می کرد و آنان نیز بدون داشتن سلاح و زره موثر در برابر اسلحه های سنگین و زره های ضخیم یونانیان، کاری از پیش نمی بردند. چون خشایارشا که خود ناظر این نبرد بود٫ وضع را چنین دید ناچار افراد هنگ جاویدان که به شجاعت و دلاوری شهره بودند را به میدان فرستاد. اما فضا آنقدر تنگ بود که آنان نمی توانستند حتی اسب هایشان را به راحتی حرکت دهند و آنها نیز پس از کمی مقاومت تاب نیاوردند و آنها نیز عقب نشستند. نبرد آن روز به همین ترتیب ادامه داشت تا اینکه شب فرا رسید و دو سپاه به ناچار دست از جنگ کشیده و به چادر های خود رفتند.

در اولین روز نبرد تلفات ایرانیان خیلی بیشتر از یونانیان و حتی قابل مقایسه نبود و این مسئله خشایارشا را بر آن داشت تا تفکری بیندیشد. او همچنین دریافت که ممکن است یونانیان بتوانند تنکه را تا مدتی نا محدود در اختیار داشته باشند و مقاومت کنند٫ برای همین در پی راه حل دیگری بر آمد. طلای کلانی به یکی از افراد خائن یونانی داد تا راه مالروی کوهستانی ناشناخته ای را به آنها نشان دهد و ایرانیان بتوانند به پشت موضع یونانیان راه یابند. وقتی لئونیداس فرمانده سپاه یونان در ترموپیل غافلگیر شد. چرا که به او اطلاع دادند که گروه عظیمی از سپاه ایران راه را از پشت بر او بسته اند.

غافلگیر شدن یونانیان در جنگ ترموپیل

پس لئونیداس بیشتر سربازان اتحادیه یونان را مرخص کرد که به خانه هایشان بازگردند و خود با ۳۰۰ تن اسپارتی که به همراه خود از اسپارت آورده بود و حدود هزار یونانی دیگر تصمیم گرفت تا پای جان بجنگد و بمیرد. پس یونانیان که از هر سو در محاصره ایرانیان قرار گرفته بودند همگی در راه دفاع از میهن جان باختند.

تصرف آتن
اکنون خشایارشا نیرو هایش را بدون مقاومت به سوی جنوب می راند. در روز ۱۷ سپتامبر یا همین حدود در سال ۴۸۰ پیش از میلاد وارد آتن شدند و با نهایت حیرت دیدند که آتنیان شهر خود را تخلیه مرده و به جزیره سالامیس و جاه های نزدیک دیگر گریخته اند. و فقط چند تن از سالمندان و گروهی از مرتجعان خرافاتی در آکرو پلیس که واقع بر تپه مرکزی شهر بود پناه گرفته بودند. و خشایارشا فرمان داد آنها را از آنجا برانند. وقتی آنها نزدیک شدن ایرانیان را مشاهده کردند به هراس افتاده٫ بعضی ها خود را به پایین انداخته کشته شدند و بعضی دیگر به درون معبد ها رفتند. و ایرانیان پس از ورود به شهر ارگ آکروپلیس را به تلافی آتش زدن سارد٫ به آتش زدند. خشایارشا که اکنون اختیار تام آتن شده بود٫ پیکی سوار روانه شوش ساخته و پیروزی اش را اطلاع داد.
اما پیروزی شاه عمر کوتاهی داشت٫ زیرا اشغال کوتاه مدت شهر خالی از سکنه در واقع اوج پیروزی و لشکرکشی او بود و او با نومیدی و دلسردی شاهد این وضع شد. با وجود نقشه های دقیق و ارتش ناوگانی بزرگ٫ تعدادی عوامل لجستیک و روانی مانع بزرگ موفقیت او گشتند. نخست این که پیاده نظام یونان بارها برتری خود را نسبت به پیاده نظام ایرانیان نشان دادند٫ و این تا حدی از آن رو بود که آنها زره و سپرهای موثرتری داشتند و برای جنگ در فضاهای کوچک تر و بسته آموزش بهتری دیده بودند. افزون بر این٫ یونانیان یک امتیاز روانی هم داشتند و آن این بود که برای آزادی خود می جنگند و برخلاف ایرانیان که به خاطر هوا و هوس یک سلطان مطلقه نبرد می کردند٫ بیشتر یونانیان معنای آزادی را در دست داشتن سرنوشت خویش را میدانستند. یونانیان که از آب و خاک و شیوه زندگی خود دفاع می کردند با تمام قوا و از سر ناچاری و گاه قهرمانانه می جنگیدند. بر عکس صفوف ایرانیان از سربازان اجباری سرزمین های اتباع امپراتوری انباشته بود که احساس وفاداری چندانی به شاه بزرگ نداشتند و در راه او با شور و اشتیاق کامل نبرد نمی کردند.

این عوامل باعث سه شکست بزرگ خشایارشا یعنی در نبرد دریایی سالامیس٫ جنگ پلاته و نبرد میکال در یک سال پس از ورود او به آتن شدند. قاطع ترین این شکست ها در خلیج سالامیس در چند مایلی جنوب غربی آتن اتفاق افتاد: ناوگان خشایارشا توسط ناوگان اتحادیه یونان به فرماندهی تمیستوکلس در هم شکسته شد. شاه بزرگ که صحنه ی نبرد را از روی تخته سنگی مشرف بر خلیج نهاده بودند٫ نظاره می کرد. اما به علت تنگی جا صد ها کشتی ایرانی درگیر شده و جوری که هیچ کدام نمی توانست به دیگری کمک کند و یونانیان از وضع پیش آمده نهایت استفاده را کرده و ناوگان ایران را به طور کامل در هم شکستند.

وقتی اخبار این فاجعه به شوش رسید ٫ اولین واکنش شوک و ناباوری بود٫ سپس هزاران نفر از مردم چنان که رسم ایرانیان برای نشان دادن اندوه است٫ آشکارا به شیون پرداختند و جامه به تن دریدند. شوش و شهر های دیگر ایران تا بازگشت خشایارشا حدود یک سال بعد٫ سوگوار بودند. اکثر منابع غربی بازگشت شاه را به سارد٫ کمی پس از شکست در جنگ سالامیس٫ یک عقب نشینی بزدلانه تصور کرده اند و به پیروزی یونان شاخ و برگ فراوان بخشیده اند . اما واقعیت امر این است که این شکست فقط نشانه ای از بداقبالی در لشکرکشی ای که انتظار پیروزی از آن میرفت، بود. چرا که پس از بازگشت خشایارشا به آسیا، یونانیان حتی به خود جرات وارد شده به متصرفات ایران را هم ندادند. پس از شکست سالامیس خشایارشا سپاه زمینی خود را ترک کرد و فرمانده آن را به مردونیه سپرد و به او دستور داد به تصرف جنوب یونان ادامه دهد در واقع این مردونیه بود که شاه را متقاعد به بازگشت کرد.

تاریخ پارسی

سرچشمه

تاریخ ایران باستان – پیرنیا
هرودوت – تاریخ ها
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان