کد خبر: ۲۷۳۱۸
تاریخ انتشار: ۲۸ شهريور ۱۴۰۰ - ۰۲:۴۹-19 September 2021
ابن خلدون (87) مى گويد: خط عربى در آغاز طلوع اسلام از لحاظ استوارى و زيبائى و خوبى نه تنها به مرحله نهائى كمال بلكه به حد متوسط هم نرسيده بود، چون عرب ها در وضع باديه نشينى و وحشيگرى به سر مى بردند و از پيشه و هنر دور بودند.
 بايد ديد چه نظريه هائى به خاطر رسم الخط قرآن كه صحابه آن را با خطوط متعارف خود نوشته اند پديد آمده است.  آنها با خطوطى كه از زيبائى بهره چندانى نداشت، اصول خط قرآن را نوشته اند، و در نتجه در ننظر كارشناسان، بسيارى از شيوه نگارش ‍ آنان با قواعد و رسوم صنعت خط سازش ندارد، و سپس تابعين نيز همان رسم الخط را از لحاظ تيمن و تبرك رسم الخط اصحاب پيامبر پيروى كرده اند، همان صحابه اى كه پس از پيغمبر بهترين افراد بشر بشمار مى رفتند و گفتارهاى وحى را از قرآن و سخن پيامبر فرا گرفته بودند.

 چنانكه هم اكنون نيز برخى از افراد خط يكى از اولياء خدا ياد دانشمندى را از لحاظ تبرك سر مشق خود قرار مى دهند و شيوه رسم الخط او را خواه درست يا نادرست تقليد مى كنند و هيچ نسبتى ميان اين دو وجود ندارد، چه شيوه صحابه پيروى شده، و رسم الخط آنان پايدار گرديده و دانشمندان هم متوجه آن خط در مواضع معلوم شده اند.  در اين باره به پندار بعضى از بى خبران نبايد اعتنا كرد كه مى گويند صحابه به هنر خط كاملا آشنا بوده، و خط را بسيار خوب مى نوشته اند، و اين كه برخى تصور مى كند خط آنان مخالف اصول و قواعد رسم الخط است درست نيست، بلكه كليه مواردى را كه مخالف قياس شمرده اند مى توان توجيه كرد.  

مى گويند در مواضعى نظير اضافه شدن الف در لا اذبحنه (88) اين زياده جهت آگاه ساختن بر اين است كه ذبح روى نداده، و در زياد شدن ياء در (باييد) (89) يا زائد هشدارى است بر كمال قدرت خداوند، و مانند اينها از توجيهاتى كه بر روى هيچ شالوده اى جز ادعاى بى ديل استوار نيست، و تنها سببى كه آنان را به اين گونه توجيهات واداشته اين است كه آنان معتقدند با اين گونه بيانانت صحبابه را از تو هم نقص، و نداشتن مهارت در خط، خلاص ‍ مى كنند، و مى پندارند كه خط كمال بشر است و بنابراين توجيه صحابه را از نقصان اين كمال دور مى سازند، و آنان را به كمال در مهارت خط نسبت مى دهند، لذا براى آن چه از خط ايشان كه بر خلاف مهارت ها و اصول رسم الخط است اين گونه دليلهائى دست و پا مى كنند در صورتى كه اين شيوه درستى نيست.  بايد دانست كه خط درباره آنان از كمالات نمى باشد زيرا نقص آن بخودى خود به دين يا خصال باز نمى گردد، بلكه نقصان صنعت بستگى دارد به وسائل گذراندن زندگى افراد بشر و بر حسب عمرا و همكارى در راه آن پيشرفت مى كند چون از كوزه همان برون آيد كه در اوست. 

 پيغمبر اكرم (ص) امى بود و پيش كسى درس نخوانده بود، و اين صفت درباره او و نسبت بمقام وى از كمالات بشمار مى رود، زيرا و از فراگرفتن صنايع علمى كه كليه آنها از اسباب خوشگذراندن زندگى است بدور بود، اما امى بودن يا بيسوادى درباره ما كمال نمى باد چه پيامبر فقط به پروردگار خويش توجه داشت و لى ما در راه زندگانى دنيا يا يكديگر همكارى مى كنيم مانند همه صنايع و حتى علوم اصطلاحى و بنابراين كمال درباره پيغمبر بدور بودن اوست از تمامى اينها ولى بر عكس درباره ما چنين نمى باشد.  مى گويم: و از دلائلى كه ما آوردى روشن شد كه آن چه بعضى بيخردان گفته اند كه امثال اين امور مخالف با رسم الخط است و از ناخبرگى نويسنده بوده، پس متابعت او واجب نيست، حقيقتا اشتباه است.

فرشاد جهانبخشی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
آیا گشت ارشاد در اهداف خود موفق بوده است؟
بله
خیر
آخرین اخبار
چشم انداز
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان