کد خبر: ۲۷۲۶۴
تاریخ انتشار: ۲۶ شهريور ۱۴۰۰ - ۲۲:۲۰-17 September 2021
«سیدروح‌الله امین‌آبادی» پژوهشگر تاریخ معاصر با موضوع «مطبوعات ایران پس از شهریور بیست و سقوط رضاخان» در همایش "هشتادمین سالگرد اشغال ایران و سقوط رضاخان" طی سخنانی گفت:
مطبوعات ایران از آغاز تا سال ۱۳۵۷ و پایان عمر سلطنت در ایران هفت دوره را سپری کر ده است، از ابتدای چاپ روزنامه تا مشروطه، از صدر مشروطه تا روی کار آمدن رضاخان در سال ۱۳۰۴، دوره رضاشاه تا سرنگونی او در شهریور بیست، از شهریور بیست تا پایان سال ۱۳۲۶، از آغاز رشد نهضت ملی ایران در سال ۱۳۲۷ تا کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، از کودتا تا قیام ۱۵ خرداد و دوره هفتم از قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ تا اوج گیری نهضت اسلامی در سال ۱۳۵۷ و برچیده شدن سلطنت در ایران. 

این پژوهشگر تاریخ معاصر در ادامه با اشاره گذرایی به وضعیت مطبوعات در دوره رضاشاه گفت: با کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ که طی آن سیدضیاءالدین طباطبایی به نخست وزیری رسید و رضاخان وزیر جنگ شد، سیدضیاء دستور توقيف مطبوعات را صادر و عده زیادی از روزنامه نگاران را حبس کرد. این درگیری های بین دولت و روزنامه نگاران به ویژه بعد از آغاز سلطنت رضاشاه، سبب کاهش انتشار مطبوعات و پایین آمدن کیفیت آنها گردید.  

امین آبادی در تکمیل این بخش از سخنان خود گفت: وضعیت مطبوعات در دوره رضاخان را، «احمد ملکی» مدیر روزنامه «ستاره» چنین بیان می کند: «... تنها تعارف اظهار مرحمتی که از طرف شاه سابق نسبت به روزنامه ها می شد این عبارت بود: اگر یک کلمه بنویسید می دهم ریز ریزتان کنند. بدین ترتیب ... اگر سایر اشخاص را با آمپول هوا و آش مسموم و تزریق مواد سمی مقتول و یا با ناز بالش آهسته آهسته خفه می کردند، در حکومت دیکتاتوری سهم روزنامه‌ها ریزریز شدن بود».  

این پژوهشگر تاریخ معاصر در ادامه سخنان خود را به دوره چهارم مطبوعات ایران یعنی «از سقوط رضاخان تا پایان ۱۳۲۶» منحصر کرده و ادامه داد:  در این دوره سقوط دیکتاتوری رضاخان فضای بی حد و حصر آزادی بیان را برای عامه مردم بخصوص جراید و مطبوعات به وجود آورد که این آزادی در برخی موارد به هرج و مرج کشیده شد، این هرج و مرج در بیان نظرات و دیدگاه ها در دوره های مختلف مطبوعات ایران چه پیش و چه پس از انقلاب به دفعات مشاهده شده است. 

امین آبادی در ادامه سخنان خود به مسئله برداشته شدن سانسور پس از سقوط رضاخان اشاره کرده و به یک استثنای خاص در این زمینه پرداخته و گفت: مطبوعات بعداز شهریور ۱۳۲۰، علی رغم آزادی بی قید و شرط در مورد اخبار و مسائل داخلی، از نظر اخبار و تفسیرهای خارجی به هیچ وجه از آزادی عمل برخوردار نبودند و چنان سانسور شدیدی از سوی سفارتخانه های کشورهای متفقین یعنی شوروی، انگلیس و امریکا بر آن ها اعمال می شد که یک نواختی اخبار خارجی و بخصوص عدم درج حقایق مربوط به اوضاع جنگ جهانی دوم در کلیه روزنامه های ایران از نتایج بارز آن بود. 

نویسنده مجموعه ۱۷ جلدی «ایران پس از انقلاب اسلامی » در ادامه و پس از ارائه سندی در این زمینه اظهار داشت: نکته مهمی که درباره مطبوعات دوره چهارم روزنامه نگاری ایران بایستی بدان اشاره کرد آن است که فهرست جامعی از جراید منتشر شده این دوره وجود ندارد، کتابخانه ها و مراکز اسنادی ایران از جمله «کتابخانه ملی»، «کتابخانه مجلس»، «کتابخانه دانشگاه تهران» گرچه از نظر  آرشیو مطبوعات قبل از شهریور ۱۳۲۰ (سه دوره اول تاریخ مطبوعات ایران) تقریبا کامل هستند، اما مجموعه نشریات بعد از شهریور ۱۳۲۰ در دو کتابخانه بزرگ کشور، یعنی «کتابخانه مرکزی دانشگاه» و «کتابخانه ملی» به صورت فوق العاده ناقص (تقریبا ده درصد آن چه منتشر می شده) وجود دارد و کتابخانه مجلس نیز که مجموعه ای کامل تر از آن دو را در گنجینه اش حفظ می کرد در دوره پهلوی با هجوم گهگاه مأموران به مخزن مطبوعات کتابخانه مواجه شده و مقدار زیادی از روزنامه های بعد از شهریور ۱۳۲۰ به تاراج رفت و تعداد کثیری از آنها نیز مثله شد، تا مقالاتی که ظاهرا به مذاق دستگاه و یا برخی جریان ها و گروه ها خوش نمی آمد از دسترس مردم دور بماند. 

این پژوهشگر تاریخ معاصر در ادامه سخنان خود با اشاره به نکته پیش گفته یعنی نقیصه غیر قابل جبران در آرشیو مطبوعات دوره چهارم و نیز نبود فهرست جامعی از آرشیو این دوره سخنان خود را این گونه ادامه داد: با وجود کم کاری در داخل کشور، يك مأمور سیاسی دولت انگلیس به نام «لارنس پُل اِلوِل ساتن»، که طی سال های ۱۳۲۲ تا ۱۳۲۶ در ایران به سر می برد (و در این مدت، ابتدا کارمند شرکت نفت انگلیس و ایران و سپس وابسته مطبوعاتی سفارت انگلیس در ایران بود) به دلیل وظیفه ای که در باب کنترل و ضبط و ربط مطبوعات ایران به عهده داشت، ناچار مطالعاتی نیز در مورد مطبوعات منتشره پس از شهریور ۱۳۲۰ به عمل آورد، که بعدها در سال ۱۹۶۸ (۱۳۴۷) نتیجه کار خود را طی مقاله مفصلی در مجله «انستیتوی ایران شناسی انگلستان» به چاپ رسانید. 

این فرد یعنی «الول ساتن» در مقام وابسته مطبوعاتی سفارت انگلیس از چند و چون کار مطبوعات ایران اطلاع کاملی داشته است. زیرا به دلیل اهمیتی که قوای اشغالگر در آن دوره برای مطبوعات ایران قائل بودند، هريك از وابستگان مطبوعاتی دو کشور مهاجم انگلیس و شوروی ناچار می بایستی در امور مربوط به مطبوعات ایران دقیق می شدند و ضمن آنکه سر رشته کار تعدادی از مطبوعات وابسته به خود را به دست داشتند، يك نسخه از هر شماره روزنامه ها و مجلات منتشره را نیز در آرشیو خود ضبط می کردند، تا هم در کارگردانی مطبوعات و القای افکار مورد نظر خویش به جامعه موفق تر باشند و هم خوراك لازم برای سازمان های اطلاعاتی دولت متبوع خود را فراهم نمایند. 

امین آبادی در ادامه به نقل از «حسین ابوترابیان » نویسنده کتاب «مطبوعات ایران از شهریور ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۶» گفت: «چنان که اطمینان داریم وابسته مطبوعاتی سفارت شوروی در تهران نیز حتما دارای چنین ذوق و سلیقه ای بوده و او هم مسلما برای پس دادن حساب مطبوعات ایران به مقامات کرملین، آرشیو و فهرستی از آنها تهیه کرده است، که شاید دولت شوروی سابق و روسیه کنونی تاکنون  صلاح ندیده به انتشار فهرست مأمور خود مبادرت ورزد.» 

این پژوهشگر تاریخ معاصر در تکمیل این بخش از سخنان خود گفت: الول ساتن در فهرست خود نام ۴۶۴ نشریه را ذکر کرده که مشخصات اغلب آن ها نیز ناقص هست. 

امین آبادی در پایان سخنان خود به نمونه هایی از گزارش ها و تحلیل های منتشر شده در روزهای پس از سقوط رضاخان نیز اشاره کرد و گفت: روزنامه «تجدد ایران» در شماره ۳۲۲۹ مورخه سوم مهر ۱۳۲۰ تحت عنوان «شاه سابق به کجا می رود؟ محاکمه مسببین بدبختی کشور چه شد؟!» به قلم س.م.طباطبایی می نویسد: «تلگراف واصل ازکرمان حاکی است که شاه سابق اول مهرماه با همراهان و کسان خود به شهر کرمان وارد و امروز از شهرکرمان به سمت بندرعباس حرکت و قرار است از آن جا به آمریکای جنوبی یا آرژانتین رهسپار گردند! 

آیا این خبر مایه تأسف نیست که پیش از رسیدگی به موضوع جواهرات سلطنتی و قبل از تصفیه حساب های بیست ساله مربوط به وزارت فرهنگ - پیشه و هنر - کشاورزی، شهرداری، غصب اموال و املاک و مستغلات و پیش از آنکه به عرض و داد افراد و خانواده  ها و حبس و شکنجه مظلومین، خفه کردن بی گناهان در گوشه زندان ها، در محکمه عدالت رسیدگی و احقاق حق شود شاه سابق که مملکت را این طور پریشان و بیچاره ساخته رهسپار اقصى بلاد خارجه شود؟! 

آیا این خبر صحیح نیست که آقای فروغی نخست وزیر در جلسه خصوصی مجلس شورای ملی صريحا  وعده داده بودند که شاه سابق در ایران خواهد ماند و اگر بنای رفتن باشد دارای شرایط و تشریفاتی است که با  اطلاع و اجازه مجلس خواهد بود؟! اگر واقعا  شاه سابق از ایران خارج می شود ضامن این همه خسارات و صدمات و لطماتی که به حیثیت فردی و اجتماعی کشور وارد آمده کیست؟!»


سیدروح الله امین آبادی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان