کد خبر: ۲۷۱۶۲
تاریخ انتشار: ۲۲ شهريور ۱۴۰۰ - ۰۰:۱۳-13 September 2021
1.چین مانند اکثر کشورهای دنیا قرن بیستم را با التهابات و تغییرات گسترده و پیاپی‌اش در خاطره دارد. در سال 1911 دودمان سلطنتی چین نابود می شود و دولتی ناسیونالیستی بر سر کار می‌آید.
مردم چین که واجد حس میهن‌پرستی بالایی می‌باشند برای بازیابی گذشته پرافتخار خویش سلسله سلطنتی را واژگون می‌نمایند، اما دولت جدید از یک سو کماکان در زیربار مشکلات داخلی قرار دارد و از سوی دیگر مداوم مورد تهاجم ژاپن قرار می گیرد. حاکمان جدید که در دستیابی به چین مقتدر ناکام مانده‌اند رقیب جدیدی به نام کمونیست‌ها نیز پیدا می کنند. کمونیستها با تأسیس حزب در سال 1921 با وعده بهشت زمینی‌شان در چین پرآشوب و فقیر رشد می‌کنند و با شعار احقاق حقوق کارگران و دهقانان و با تئوری مائویستی محاصره شهرها از طریق نبرد دهقانی به درگیریهای داخلی شدت می‌بخشند و از سوی دیگر در همین بحبوهه‌ها شعله‌های جنگ جهانی دوم به چین کشیده می‌شود و باعث می شود چند صباحی به طور موقت کمونیستها با دولت مرکزی در مقابل دشمن خارجی دست به اتحادی موقتی زنند. اما پس از برطرف شدن خطر ژاپن معادلات قدرت بواسطه حمایت روسها به سود مائو و کمونیستها تغییر کرد و سرانجام کمونیستها به رهبری مائو در سال 1949 سرزمین اصلی چین را تسخیر می‌کنند و کشور را جمهوری خلق چین می‌نامند.

2.اکنون مائو با محبوبیت فراوانی که به خاطر مبارزاتش به دست آورده رهبر بلامنازع چین می‌باشد و قدرت به تمامی در دستانش جای دارد. قدرت مطلق مفسده آور است و تاریخ نشان داده دارنده‌اش به پارانوئیدی دهشت‌آور دچار می‌شود، مائو  از این قاعده مستثنی نبود و برای پیدا کردن دشمن در سال 57 داعیه‌دار اصلاحات سیاسی با شعار" بگذار صد گل سرخ بشکفد و صد مکتب فکری رقابت کنند"می‌شود ولی با بی‌شرمی تمام پس از6 هفته با شناسایی معترضان اقدام به سرکوب شدید آنان می‌نماید. تاریخ گواهی می‌دهد که مائو و انقلاب چین در سراشیبی بدنامی گرفتار آمده‌ بودند و باید درس عبرتی برای آیندگان می شدند. مائوی دچار کیش شخصیت شده در مه 1958 برنامه اقتصادی رادیکالی را شروع می‌کند که بعدها به نام"جهش بزرگ به پیش" شناخته می‌شود. هدف برنامه این بود که جمهوری خلق چین ظرف مدت 15 سال به سطح اقتصادی بریتانیا برسد.

طرح مفتضحانهء مائو باعث فلج شدن بنیانهای اقتصادی و کشاورزی کشور می‌شود و نتیجه ای بهتر از همه گیر شدن قحطی و مرگ میلیونها انسان ندارد. دو سال طول می‌کشد تا مائو متوجه اشتباهاتش شود. درنتیجه این افتضاح، مائو علی‌رغم میل باطنی‌اش مجبور به کناره‌گیری از پست ریاست جمهوری می‌شود.

3.لئوشائوچی در مقام رئیس جمهور جدید برای گذار از وضعیت فاجعه‌بار پس از "جهش بزرگ به پیش"شروع به اجرای اصلاحات اقتصادی می‌کند. ولی در سوی دیگر ، چپان چینگ(همسر چهارم مائو)، کان شنگ(رئیس سابق پلیس مخفی) و لین پیائو(وزیر سابق دفاع) برای بازگشت دوباره خود و رفیق مائو به اوج قدرت توطئه چینی می‌کنند و در این راه همواره این رهنمود مائو را به یاد داشتند که: «هر گروه کمونیستی باید بداند قدرت سیاسی از لوله تفنگ بیرون می‌آید.»

جنگ شدید قدرت از سال 1956 با دعوا بر سر نمایشنامه"برکناری‌های جوی" اثر"ووهان" در نشریات شروع می‌شود،چپان چینگ این نمایشنامه را که نویسنده‌اش از نزدیکان لئو بود، توهین به مائو می‌دانست. انقلاب فرهنگی شروع شده بود اما به واقع هدف مورد منازعه، قدرت سیاسی و قبضه نمودن آن بود. البته حامیان مائو هدف واقعی خود را پنهان نموده و ادعا می‌کردند که لئو تلاش می‌کند سرمایه‌داری را در چین احیا نموده و از کمونیسم راستین رویگردانی می‌کند. کم‌کم اتهامات پذیرفتنی‌تر شده و  جنگ قدرت فراگیرتر می شد.

 

انقلاب فرهنگی با آرمانهایی چون: رهایی از سلطه خارجی، برابری شخصی، شرایط زندگی بهتر برای کارگران و دهقانان، متلاشی کردن دنیای کهنه و نابود کردن تمامی رسوم کهنه غیر مائویستی زندگی، در میان دانشجویان و جوانان طرفداران بسیاری پیدا کرد. دانشجویان آرمانگرا در دانشگاه چنگ هواآی در مه 1966 اولین گاردسرخ را تشکیل داده و کارشان را با اعتراض به رؤسای دانشگاه منصوب دولت لئو شروع کردند. در دانشگاهها دانشجویان به دو دسته دانشجویان با پیشینه خانوادگی خوب و بد تقسیم شدند که دانشجویان با پیشینه خوب از درب جلوی کلاس و دانشجویان با پیشینه بد از درب پشت وارد می‌شدند (البته اگر اجازه حضور پیدا کردند). پس از سقوط دولت لئو و برخورد فضاحت‌آور و خشونت آمیزی که با گروه میانه‌رو حزب صورت گرفت، گاردهای سرخ که با پشتیبانی دولت تندرو مائویستی و مقامات رادیکال حزبی عمل می‌کردند در جستجوی سخنان مائو به فضای عمومی چین وارد شدند. مائو گاردسرخ را چنین مورد خطاب قرار می‌داد:"ستاد فرماندهی را بمباران کنید" و مقصودش جز نابودی قدرتمندان حزبی که به شیوه‌ای غیرازاو فکرمی‌کردند نبود. اعضای گارد سرخ غالباً انقلاب فرهنگی را بهانه قرار می‌دادند تا به دشمنان شخصی خود حمله‌ور شوند و رقابت برای اثبات اینکه چه کسی از همه انقلابی‌تر و وفادارتر است منتج به چنان برخورد وحشیانه‌ و حقارت‌آوری شد که پس از سالها هنوز هم در اذهان اغلب چینیها مانده است.دانگ از سران حزبی تصفیه‌شده، سالها بعد اعضای گاردهای سرخ و بوجود آورندگان آن را چنین توصیف می‌کند: «دار‌و‌دسته چهارنفره این ادعای مسخره را مطرح می‌کردند که هرچه کسی بیشتر بداند، ارتجاعی‌تر می‌شود. می‌گفتند کار و زحمت بدون فرهنگ را ترجیح می‌دهند. آنها لودهء نادانی که ورقه امتحانی را سفید تحویل می‌داد به عنوان الگوی کارشناس سرخ می‌‌ستودند.»

4.پس از دو سال قدرت در دستان رفیق مائو و دوستانش قبضه بود و بواسطه تصفیه‌ها خبری از مخالفان مقتدر حزبی نبود. از سوی دیگر باید به بی‌نظمی‌ها و خودسریهای گاردهای سرخ پایان داده می شد.چرا که مأموریت اصلی که همان حذف رقبا بود پایان پذیرفته و بحث سنت و انقلاب فرهنگی دیگر موضوعیتی نداشت. ارتش آزادی‌بخش به رهبری لین پیائو به ضرب زور و اسلحه کنترل گاردهای سرخ را بدست می‌گیرد و رفیق مائو، اعضای افراطی آن را برای انجام کار اجباری به روستاها می‌فرستد.

جوانان آرمان‌گرا و تهییج شده که در خیال خود برای جنگ با سنت آنچنان معاید را ویران می کردند و حتی گاه در شکنجه و اعدام به والدین خود رحم نمی‌کردند صفحاتی تلخ و ننگین به کتاب تاریخ چسباندند. اما شاید از آن تلخ‌تر و عبرت‌آمیزتر سرگذشت خودشان باشد که چگونه دست آویزی برای ارضای امیال پلید دیکتاتوران گشتند و در آخر چون نخاله ای به زباله‌دان تاریخ ‌انداخته شدند.

ستار محمودی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان