کد خبر: ۲۷۱۳۸
تاریخ انتشار: ۲۱ شهريور ۱۴۰۰ - ۱۶:۴۰-12 September 2021
آنتونی گیدنز در کتاب جامعه شناسی از قول ماکس وبر می‌گوید: در جوامع امروز پیچیدگی و اهمیت تصمیم گیری در باره مسائل پیش رو در حدی است که حل آن از افراد واجد شرایط در انتخابات که هنرشان جلب اعتماد رای دهندگان است بر نمی‌آید.
ناگزیر نخبگان که تجربه کافی در آن زمینه دارند می‌باید در باره آن تصمیم گیری کنند و بردموکراسی به این منظور تاکید می شود تا از لابی گری و انحصار گرایی نخبگان در نظام دولتی جلوگیر باشد. این مقدمه را بخاطر داشته باشید تا در ادامه مقاله به آن بپردازیم.

موجودی بنام انسان فطرتا قانون گریز است واین بخاطر قریحه ای است که در ذات او بودیعت نهاده اند تا بدانچه می خواهد دست یابد اما نیاز های فراگیر اورا وامیدارد تا از کمک دیگران بهره مند شود  وبه زندگی اجتماعی  روی آورد بهمین دلیل اورا مدنی بالطبع نامیده اند.

در ایرانزمین از دیر باز بدلیل شرایط متغیر وسر سخت اقلیمی نیاز افراد برای تامین معاش به یکدیگر دو چندان بوده است از تسطیح خاک برای کشت وزرع گرفته تا تامین آب از طریق کاریز وامنیت کوهها ودره ها واصلاح معابر صعب العبور همه وهمه ایرانی را بر آن داشت تا از موهبت همکاری بهره کافی ببرد واز دیر باز زبانی را برای ارتباط به کار گیرد که وابستگی قومی و اعتقادی در آن نقش بسزایی نداشته باشد و همه اقوام بتوانند بوسیله آن به حقوق انسانی خود برسند و توانستند با درازای زمان  روز بروز از زوائد آن کاسته وبر غنای آن بیفزایند.

این ابزار ارتباط در میان اقوام ایرانی بمرور تبدیل به قانون نانوشته ای گردید که همه از بدو تولد تا زمان مرگ آنرا رعایت می کنند ودرمیانشان هرکس را که از قبول آن شانه خالی کند از خود  میرانند در همه ایرانزمین با قومیت های گوناگون با اعتقادات متفاوت بر این قانون نانوشته استناد می کنند وتمامی اختلافات مردم بوسیله بزرگان قوم بر همین اساس حل وفصل می گردد. 

ما امروزه بر این مجموعه قوانین نا نوشته مرام می گوییم واین مرام بر تمامی تعاملات اجتماعی که تا کنون دیده شده  حاکم بوده است و می توانید با کمی تامل آنرا بیابید . ولی در طول تاریخ علی الخصوص بعد از حمله اعراب دولتهایی که بر این سرزمین حکم رانده اند بیشتر بصورت وصله‌ای ناهمگون با فرهنگ ایرانی اعمال قانون کرده اند و در اغلب موارد با زد و خورد و بگیر و ببند حاکمیت خود را حفظ کرده اند و بمجرد از دست دادن هژمونی یا عدم استیلای کافی جای خود را به حاکمیتی دیگر داده اند ودوباره استبداد وزور برای اعمال قانون جدید بر مردم خودنمایی کرده است ودر اکثر موارد بصورت اخذ مالیات یا خراج خود را نشان داده است. در این سالهای طولانی ایرانیان آموختند که چگونه با قوانین دولتی کنار بیایند. 

بقول حافظ 

ای دل طریق رندی از محتسب بیاموز
مستست ودر حق او کس این گمان ندارد

در واقع ایرانیان بر اساس عادات و اخلاق با یکدیگر تعامل می کنند وقانون دولت یک مزاحمی است که می بایست به نوعی از دست آن خلاص شد یا مجریان را تطمیع نمود یا با انجام قسمتی از آن از بار اکثریتش شانه خالی کرد واین نیز البته جزو مرام ایرانی شده است.

با این توضیح وتفسیر می گوییم ایرانی جماعت قانون گریز ومرامی است. مقصود این نوشتار پایین آوردن ارزش این خصلت ایرانی در برابر  رفتار دیگران نیست. ایرانیان در طول تاریخ با همین خصوصیات در برابر تهاجم بیگانگان مقاومت کردند واز بسیاری  گذر گاههای سخت تاریخ مغرور و سربلند عبور نمودند. عالمانشان بدون چشمداشت وطمع علم خویش را در اختیار مردمان قرار داده و صنعت پیشگانشان در ابنیه ومعابر چنان معجزاتی خلق کرده اند که چشم بیگانه هنوز بر آن خیره مانده است. 

قصه آن معمار اصفهانی که در زمان شاه عباس دیوار مسجد را ساخت و ناپدید شد وبعد از مدتی که آمد به شاه نشان داد که دیوار نشست داشته واگر گنبد را بنا می کرد مردم آسیب می دیدند بر سر زبانهاست. ایرانی با همین مرام سر زمین ، تاریخ و هویت خود را حفظ کرده است. از نویسندگان وادیبان گرفته تا معلمان وطبیبان وهمه اقشار خیر خواهانه  به همنوع وهموطن خویش خدمت کرده وهمچنان خدمت می کنند وهیچکدام از اینها در دایره قانون نمی گنجد.

بسیار دیده شده است مردمانی  که از مالیات فرار می کنند وهزاران برابرش را در راه مردم خرج می کنند ودر همه اینها مرام از قانون سبقت می گیرد. اما در این مرام گرایی یک گرفتاری بزرگی هست و زمانی خود را نشان می دهد که شما بخواهید سازمانی را بر اساس ضوابط وقواعد بوجود آورید در اینجاست که مشکلات  خود را نشان می دهد.هر چه سازمان شما قاعده مند تر باشد عدم موفقیت شما در سازماندهی بیشتر می شود.

اولین نفری که به استخدام سازمان شما در آید همچنانکه اخلاقا ومراما خود را به سازمان شما متعهد می داند همچنان اخلاقا ومراما خود را با همه کسانیکه از قبل تعامل داشته متعهد می داند اگر شما از او بخواهید نفر دومی را برای سازمان شما بر اساس قواعد وضوابط استخدام کند او اخلاقا و مراما کسی را برای سازمان شما خواهد آورد که در درجه اول با خودش تعامل داشته باشد و سپس ملزم به قواعد و سازمان شما باشد و بر حسب عادت مرام مقدم بر قانون می شود و بمرور شما سازمانی خواهید داشت که همه افراد آن با یکدیگر تعاملی مرامی دارند. اما با قواعد سازمانی شما بگونه ای تعامل دارند که هم قانون مند است وهم با مرامنامه نانوشته ای که دربین افراد سازمان شماست تضاربی نخواهد داشت و اینجا درست تخریب ستونهای قانونی سازمان شما شروع شده است زیرا کمتر پیش می آید که در تضاد منافع کسی قانون را بر مرام ترجیح دهد.

در اصطلاحات جامعه شناسی الیگارشی به حالتی از سازماندهی گفته می شود که افراد بر پایه ارتباط غیر سازمانی (مثلا فامیلی)با یکدیگر تعامل داشته باشند وراهبرد سازمان در جهت منافع آن گروه متعامل رقم بخورد ما نمی توانیم دقیقا مرام گرائی ایرانی را با الیگارشی مقایسه کنیم اما می توانیم اذعان نماییم که این شیوه مدیریت سازمانها را از نخبه گرائی به سمت رهبری کوتوله ها سوق دهد زیرا افراد سازمان برای حفظ موقعیت خود به روابط مرامی بیشتر تکیه خواهند کرد و به آن اعتماد بیشتری دارند و نخبگان نمی توانند با تکیه به قواعد و دستور العملهای سازمانی مقاصد سازمان را رهبری کنند عزل و نصب مرامی امکان مدیریت عقلانی و سازماندهی شده را از بین می برد در این نظام چند مدیر می شناسید که بدون توصیه وبر پایه نظام عقلانی به مدیریت رسیده باشند متاسفانه این روند صدها سال است که ادامه دارد. 

سالهاست که ایرانیان خواهان تجدد و پیشرفت بوده‌اند وبا نگاه به دیگران سعی کرده اند شیوه های سازماندهی بهتر را برگزینند اما اجرای هر سیستم جدید گرفتاریهای بیشتر را بدنبال داشته است وبر مشکلات افزوده است از مشروطه خواهی استبداد رضا خانی زائیده است واز تجدد خواهی دوران محمد رضا پهلوی هزار فامیل ودربار بوجود آمده است انقلاب اسلامی نیز دستخوش مرام گرائی به هرج ومرج وبی قانونی امروز رسیده است.

زیرا همانگونه که در شروع این مقاله عنوان شد حل مسائل مطروحه امروز که به حیات مردمان گره خورده است از طریق رای ونظر اکثریت پارلمانی به نتیجه مطلوب نمی رسد .پیش آمده است که بارای اکثریت در قسمتی ازین سرزمین به سد سازی پرداخته اند اما مخالف با نظر کارشناس نخبه ودر نهایت تخریب سرزمینی حیات ملتی را به چالش کشیده است پیش آمده است که برای سلامت جامعه اکثریتی از نمایندگان مردم نظری مخالف کارشناس نخبه داده اند و ملتی را گرفتار اپیدمی امراض مختلف کرده اند ما بدلیل مرام گرائی وطنی دچار قانون گریزیی شده‌ایم که بجای تدبیر نخبگان دچار کژ فهمی کوتوله‌ها و کم خردان گشته‌ایم و اندیشه‌های برتر نقش خود را در جامعه ایرانی از دست داده‌اند.

نقلی حکیمانه وجود دارد که آنرا به افلاطون نسبت می دهند میگویند از او پرسیدند که سخت ترین کار برای انسان چیست ؟ گفت تغییر دادن خود وپرسیدند راحت ترین کار چیست؟گفت ایراد گرفتن از دیگران ونصیحت کردن. وامروز من از خود می پرسم ما ایرانیان چگونه می بایست خود را تغییر دهیم؟


محمدرضا لبانی هفدهم شهریور یکهزار وچهار صد
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان