کد خبر: ۲۷۱۳۱
تاریخ انتشار: ۲۱ شهريور ۱۴۰۰ - ۰۸:۲۵-12 September 2021
علامت اختصاری عشق در دنیا قلبی سرخ است. اینکه عده‌ای اهل ذوق با تلفیق این علامت با نوشته به جهانیان اعلان کنند به کابل عشق می‌ورزم یک کار کاملا ذوقی و قابل ادراک است اما طالبان در اولین روزهای تسلط بر افغانستان این علامت اختصاری را حذف کرده‌اند.
در این میان آنچه مایه تعجب و سوال است تلاش عده ای از سر دستپاچگی برای تطهیر طالبان است علتش هم مشخص است. اگر گفته شود بخاطر منافع ملی ایران و حفظ امنیت باید با طالبان مذاکره و کنار بیاییم کاملا کلام و سخن و استدلال منطقی است و فهم و ادراک عمومی‌ان را می فهمد و می پذیرد اما یک سوال ایجاد می شود و ان اینکه اگر منافع ملی می تواند ایران را به مذاکره با طالبان سوق دهد ایا همین حفظ منافع ملی اقتضا نمی‌کند نسبت به خصومت با همه جهان هم تجدید نظر شود و اینهمه هزینه صرف سماجت بر دشمنی و خصومت با غرب و شرق و کشورهای منطقه  نگردد. 

بجای انکه در تلاش باشیم که ثابت کنیم طالبان تغییر کرده است منافع ملی و شرط عقل و رشد و تعالی اقتضا میکند برای تغییر خود و سیاست های انزواگرایانه اقدام کنیم که حق تعالی فرمود ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا بانفسهم. شرط رشد و تعالی تغییر خود ادمی است. فافهم یا بنی

به بهانه ۱۷ شهریور ۵۷ و ۱۸ شهریور ۸۰ در تاریخ ایران و افغانستان

در سالروز کشتار ۱۷ شهریور۱۳۵۷ است و بنده بسا جزء نادر افراد بازمانده از ان فاجعه و کشتار هستم که کاملا غیرعادی از میان ان کشته های میدان ژاله با اعتقاد به ارمان های ان انقلاب و ان انقلابیون باقی مانده‌ام.

طبعا گمان میکنم انصاف و حق چنین باشد که فردی که ۴۴ سال قبل در صحنه‌های مختلف درگیری و کشتار  توسط رژیم دیکتاتوری پهلوی حضور بسا فعال داشته و در عرصه های چاپ اعلامیه های انقلاب، برگزاری نمایشگاه کتاب، نمایشنامه و تاتر ، چاپ کتب مخفی و مبارزات جدی با دستی بر اتش  و در ۴ دهه نیز از جانفشانی دریغ نورزیده است اینک بتواند حداقل سوال کند ایا شرایط فعلی کشور و ملت با انهمه ارزو و اهداف انطباق دارد؟

آیا هدف انقلابیون راستین از انقلاب همین شرایطی است که مردم با ان مواجه هستند؟ و حکومت همان غایت مطلوب شهیدان راه ازادی بوده است؟

تا جاییکه براحتی برخی دلسوزان حتی از انتقاد کردن خفیف و ساده بنده نیز  براشفته شده و به غلاف کردن قلم بنده توصیه میفرمایند و یا انکه با خط کش و ملاک‌های مورد باور خود حد و اندازه و حدود و ثغور برای بنده تعیین می فرمایند. بنده ای که سابقه نوشتن انتقاد تند علیه شاه را داشته ام اینک باید توصیه شوم که چرا نسبت به رفتار و عملکرد و سیاست حکومت زبان به انتقاد گشوده ام.

اگر در مطالب بابا تصریح کردم با مردم وطن خود صادق باشیم و بجای تطهیر طالبان، منافع واقعی ملی  را بمردم بیاموزیم ناظر بر همین نکنه ها است که اگر بر تغییر جدی طالبان اصرار کنیم مجبوریم هر اقدام ولو غیر انسانی سر زده از این طالبان را مرتب سرپوش بگذاریم و یا توجیه کنیم. 

اما اگر به ملت خود منافع راستین ملی را بیاموزیم و گوشزد کنیم انگاه صادقانه می توانیم مولفه‌های منافع ملی را انچنان بسط دهیم که مذاکره و همکاری با طالبان هم در حوزه منافع ملی بگنجد. داخل نشدن در باتلاق افغانستان را سرلوحه خود قرار دهیم و در مقابل احساسات قابل فهم انانکه که خواهان حضور نظامی در دفاع از مقاومت پنجشیر هستند با صراحت بگوییم منافع ملی چنین اقتضایی را نمی کند.

خب لازم است این رفتار اموزش و تبیین حقایق و چهارچوب واقعی منافع ملی قابل فهم و تصدیق عموم مردم است و از ملعبه ساختن عبارت منافع ملی برای تحدید و تهدید جدی مطالبات مردم اجتناب بورزیم. و بسهولت هر فرد و هر نقدی را خلاف منافع ملی قلمداد نکنیم.

در مطلب گفته شده به نکته مهم و کلیدی اشاره کردم و ان اینکه چرا از بیان واقعیت افغانستان واهمه داریم چون اگر بگوییم بر اساس منافع ملی با طالبان مذاکره کرده ایم و حتی توافقاتی داشته ایم بطور طبیعی این انتظار بوجود خواهد امد که خب ایا نمیتوان بخاطر همین منافع ملی از شدت خصومت با غرب و دول منطقه بکاهیم؟

آیا این سخن خداوند که فرموده و لکم فی رسول الله اسوة حسنة ، اقتضا نمیکند که چرایی قراردادهای حبیب خدا با مشرکین را بفهمیم و اینکه در برخی شرایط و تنگناهای بسیار دشوار مواد قراردادها بنفع مشرکین بوده است. انگاه که اصل وجود و‌کیان حامعه اسلامی در خطر  اساسی قرار داشته است.

آیا بحث اصحاب کهف در قران نوعی اموزش منافع ملی توسط خداوند سبحان نیست؟
 که در طول تاریخ در شرایطی بسیار سخت چون زمان دقیانوس که اصحاب کهف بخواب عمیق۳۰۰ ساله رفتند ‌ گاه باید با احتیاط کشتی امنیت یک کشور و ملت را با کمال دقت از دل بحران هایی که اتش به خرمن سرمایه های یک ملت می افکند و امواج خصومت‌ها تار و پود منافع ملت را درهم ریخته است با زیرکی و دقت و تدبیر از خطرات هولناک جهانی، کشور و ملت را برکنار داریم؟

وقتی اخبار موثق در طول سالها می شنوییم که ترکیه بجای طلب ایران سلاح شکاری می دهد، هند بجای بدهی خود صنایع دستی میفروشد و چین اجناس بنجل خود را بعنوان بدهی به ایران قالب می کنند و عراق از پرداخت ۸ میلیارد بدهی بابت خرید برق و گاز ایران از پرداخت دیون خود سر باز می زند و یا کره جنوبی پرداخت بدهی خود به ایران را منوط به اجازه امریکا می کند واقعا اینهمه تحقیر ایا سزاوار ملت ایران است؟ اینها اگر خصومت نیست پس چیست؟ اینها اگر سیاست های انزوا گرایانه نیست پس منزوی شدن در عالم سیاست حقیقتا چیست؟

وقتی هیچ روزنه رساندن انتقاد به سمع و نظر حاکمیت نیست و پاسخ متین و قانع کننده حتی برای فرزندان انقلاب ارایه نمی شود چه راهی برای دردمندان و رنج دیدگان معتقد به ارمان های این انقلاب باقی می ماند جز شکوه بخدا بردن و فریاد براوردن که مرزهای منافع ملی جابجا شده است .امروز عملا با بسیاری در شرق و غرب عالم درگیریم. صدای خرد شدن استخوانهای این ملت را چرا نمی شنوید؟

باید ملتی و کشوری باقی بماند تا این تمدن کهن و سترگ استمرار یابد.انقدر خلط مبحث شده است که اشغال و اتش زدن سفارت خانه های خارجی را هم در راستای منافع ملی تبیین و توجیه می کنند اگر خلاف می گویم پس چرا حمله کنندگان و اتش زنندگان در مصونیت هستند؟

مگر می‌شود از اتش زدن برجام در مجلس تا افتخار دولت  دوازدهم به برپایی برجام هر دو در چارچوب منافع ملی تعریف شود؟ اینهمه تضاد جز بر شیرین عقلان قابل تصدیق  هست آیا؟

امروز دوازدهمین سالگرد مرگ و خاکسپاری مادرم فاطمه بنت الحسین در ۱۷ شهریور ۱۳۸۸ ( ۱۸ رمضان) است هر وقت احساس دلتنگی میکنم همه وجودم بعشق مام وطن شور می گیرد. به خاک این سرزمین افتخار میکنم که زادگاه جوانمردان و مردان و زنان سترگ است که اوراق زرین تاریخ به نام و زندگی انان مزین است. عطر وجود مادر در خاک نهفته را از گوشه گوشه ایران عزیز استشمام میکنم و جانفشانی برای این میهن و‌مام وطن را رسالت خود می‌دانم.

۱۸ شهریور۱۳۸۰ سالروز شهادت قهرمان ملی هم زبان و هم فرهنگ و هم تاریخ ما، امر صاحب احمد شاه مسعود است. تلاقی این سالروز با حوادث جاری ان کشور بشدت خلا وجود این مرد بزرگ را توصیف میکند. ملتی که این روزها با سخت ترین ازمون ها دست و پنجه نرم میکند و دست های ما باسمان بلند است که این مرتبه نیز این ملت از دل و کوران حوادث سرافراز بیرون آید.

آیا مخالفان طالبان، غرب گرا یا مرتبط با صهیونیستها هستند؟

این روزها کلیپ، اخبار و تحلیل هایی از جانب عده ای در فضای مجازی منتشر می شود مبنی بر وابستگی مخالفان طالبان به غرب و حتی نفوذ صهیونیسم در پنجشیر که به تردد یک یهودی بنام برنارد لوی نیز اشاره می کنند که عکس هایی از تردد نامبرده به پنجشیر وجود دارد. این مطلب انچنان در فضای مجازی نشر یافته که بی اغراق بیش از ۵۰ تماس جهت اعلان نظر در این خصوص داشتند هر چند پاسخ های پراکنده داده ام اما ضرورت روشنگری در این زمینه موجب شد رشته مباحث سلسله وار افغانستان را باین سمت بچرخانم و توضیح ذیل را تقدیم دارم:

۱- طالبان بعنوان یک واقعیت جامعه افغانستان تردید نا‌پذیر است بسا بتوان تصریح نمود از جمعیت ۴۰ درصدی پشتون زبان های افغانستان حدود ۷۰ تا ۷۵ درصد بعنوان پایگاه اجتماعی و اعتقادی و سیاسی طالبان را تشکیل می دهند که حتما رقم و درصد قابل ملاحظه ای است و در هر حکومت عادلانه بین۳۰ تا۴۰ درصد سهم حکومت به طالبان می رسد. فارغ از اینکه طالبان حقیقتا چقدر تغییر کرده است که در سلسله گفتار  بدان خواهم پرداخت اما از باب واقعیت جامعه افغانستان قابل انکار نیست. 

طبعا وقتی به وجود غیرقابل انکار پایگاه اجتماعی طالبان در جامعه فعلی و حاکمیت سیاسی ان در اداره کشور اذعان و اعتراف کنیم لاجرم منافع ملی، حسن تدبیر و عاقبت اندیشی اقتضا می کند مذاکره و تعامل تعریف شده و در چارچوپ را با این جریان بعنوان مشی جمهوری اسلامی در پیش گرفت و تحت تاثیر شعارهای صرفا احساساتی به این اسانی چشم بر این واقعیت جامعه افغانستان نبست و با هوشمندی، تدبیر و کیاست و سیاست خط تعامل سازنده را با طالبان برقرار نمود.

۲- جمعیت ۲۰ درصدی شیعیان افغانستان ( بعلت عدم امارگیری از۱۵ تا۳۵ درصد ذکر می شود که۲۰- ۲۵ درصد واقعی تر بنظر می رسد)و عمدتا هزاره ها  بعنوان مذهب دوم بعد از اهل سنت حنفی غالبیت ملت افغانستان یک واقعیت مسلم جامعه افغانستان است وابستگی آرمانی، هویتی، شخصیتی و حیاتی شیعیان افغانستان به ایران جزء قویترین رشته های وابستگی معنوی شیعیان دنیا محسوب می شود این فصل نیز از واقعیات برجسته این جامعه و قطعا پشتوانه و هم پیمانان استراتژیک ایران بحساب می ایند و همگان از جمله طالبان بطور منطقی به جانبداری ایران از این شیعیان اذعان دارند و حمایت ایران از شیعیان از همه حیث یک اقدام و سیاست استراتژیک و حرکت معنوی لازم الاتباع تلقی می‌شود.

۳- جمعیت تاجیک های افغانستان  با همان لهجه شیرین دری یادگار سرزمین کهن و تاریخی ایران قدیم است که رشته های الفت و علقه های تاریخی و هم فرهنگی با ایران فعلی ، عجین با پوست و گوشت و خون این مردمان است بطوریکه با نظر کارشناسی می توان اذعان داشت رشته های قدرتمند این پیوند تاریخی مردم تاجیک افغانستان با ایران فعلی انچنان استحکام دارد که از همبستگی شیعیان افغانی و عراقی به ایران شیعی کمتر نیست. 

تاجیک ها بعد از پشتون ها دومین قومیت قابل توجه افغانستان را تشکیل می دهند که واقعیتی بشدت قابل احترام و مورد اعتراف هستند که حدود۱۳ تا۱۵ میلیون نفر جمعیت تخمین زده می شوند انچه این جایگاه را تقویت می کند نقش بارز انان نظیر جبهه پنجشیر در مبارزه با ارتش اشغالگر شوروی سابق است که موجب سهم گیری ارزشمند انان در سپهر سیاسی افغانستان شده است.

این همپیمانان استراتژیک را می توان پاره های تن تمدن و فرهنگ کهن ایران تاریخی  قلمداد نمود و به وجود انان افتخار نمود و برای تقویت و تحکیم این روابط بیشتر کوشید و این مهم را بعنوان خط استراتژیک و منافع ملی وصف نمود.

۴- کدام منطق، تدبیر ، سیاست و انصاف حکم می کند با چند عکس ، چنین همپیمانان استراتژیک خود را لجن مال کنیم و هویت استقلال طلبانه و اینهمه فرهنگ ارزشمند را نادیده بگیریم و براحتی با ادبیاتی سخیف این پاره تن خود را به اجنبیان وابسته بدانیم. باید اذعان کرد در این اقدامات تبلیغی اخیر، عده ای ساده اندیش گرفتار دام عملیات روانی غربی ها و حتی صهیونیستها شده اند. 

گاهی برای نجس قلمداد نمودن یک جنبش و حرکت، صهیونیستها با زیرکی و موذیانه خط تبلیغی ارتباط با ان جنبش را تبلیغ می کنند چرا که می دانند قبح ارتباط با صهیونیسم می تواند حتی مشروعیت جنبش بزرگی چون پنجشیر را زیر سوال ببرد اما برای این ساده لوحان و برخی جریانات سیاسی و مطبوعاتی خام و بعضا کودک اندیش جامعه ایران و دلگرمی همه حامیان جوانمرد ملت نجیب افغانستان از جمله پنجشیر و… دو مورد مهم تاریخی از نقش اسراییل در مسایل مهم در منطقه را بیان می دارم که ذهن ها و قوه اندیشه به عمق چنین سیاست ها و ماجرهایی بازتر شود:

۵- مورد اول: در سال۱۹۶۲ میلادی یا همان سال۱۳۴۱ شمسی که نوزادی۲ ساله بودم حکومت امامی های زیدی مذهب یمن با کودتای جمهوری خواهان بعد از ۱۱ قرن حکومت سرنگون شد.

در این ماجرا و حمایت بی دریغ از جمهوری یمن، جمال عبدالناصر نقش بی بدیلی داشت بطوریکه یکی از مهمترین اهداف خارجی مصر ناصری حمایت از جمهوری تازه تاسیس شده یمن بود. ملک فیصل در سال ۱۹۶۴ میلادی یعنی (دو سال بعد ازسقوط امامی های زیدی یمن )در اوج ماجرای جمهوری یمن به پادشاهی رسید هراس شاه ایران از گسترش نفوذ جمال عبدالناصر و واهمه اسراییل از جمال عبدالناصر موجب شد با هم پیمان استراتژیک خود یعنی صهیونیسم وارد مذاکرات مفصل شده و با طراحی یک سیاست بسیار محرمانه و افزودن حکومت عربستان با پادشاهی ملک فیصل بعنوان ضلع سوم این مثلث به مقابله با جمهوری یمن و در واقع جمال عبدالناصر پرداختند. 

سا‌واک ایران اقدام به ساختن فرودگاه نظامی در جنوب عربستان و در مرزهای یمن نمود سپس هواپیماهای شاه ایران و اسراییل با رنگ امیزی جدید و تغییر ارم تحت پوشش صلیب سرخ اقدام به ارسال تسلیحات و تجهیزات به شورشی های زیدی امامیه یمنی نمودند. این سیاست انچنان دایره گسترده ای داشت که حتی با تحریک علمای شیعه افرادی چون ایت الله سید کاظم شریعتمداری در اوج این جنگ ها بنفع شیعیان زیدی امامی یمن اطلاعیه صادر نمود.خب در چنین اقدام گسترده، اصلا بنفع صهیونیسم نبود که ردی از حضور خود را افشا نماید.

۶– مورد دوم در سال ۱۳۵۴ شمسی و بعد از کلی ماجراها طی توافقنامه بین شاه ایران و صدام حسین ریس جمهور عراق ملامصطفی بارزانی به ایران تبعید و در کرج مستقر شد شاه ایران بعنوان همپیمان استراتژیک اسراییل که اهداف مشترک را زیرکانه دنبال میکردند طی یک برنامه کاملا سری سفر ملا مصطفی بارزانی به اتفاق پسرش مسعود را همراه کارشناسان ارشد ساواک به تل اویو تدارک دبدند. 

ملا مصطفی در این سفر از مراکز مختلف اسراییل بازدید بعمل اورد و از قدرت نظامی و تجهیزات اسراییل مطلع گردید و در همین سفر روند همکاری اسراییل از طریق حکومت شاه با کردها افزایش یافت که بعدتر اسراییلی ها مستقلا این روابط را خود اداره کردند چرا که خودمختاری کردها که سیاست خاص اسراییل بود با منافع ایران در تضاد بود .

تذکر و توضیح پایانی: انچه بطور فشرده در این شماره از سلسله مطالب  بیان گردید تلاش ناچیز بنده است تقدیم به همه کسانیکه عشق به تاریخ کهن ایران زمین و فرهنگ و زبان دری و فارسی و علقه به پیوندهای دینی و مذهبی با ملت مظلوم افغانستان  در اعماق وجودشان نهفته است و در این ایام چشمه جوشان احساسات درونشان انان را نگران سرنوشت خواهران و برداران افغانی نموده است و بسا چون بنده از ریختن اشک و تضرع به درگاه الهی در ممانعت از خون ریزی و اوارگی و بیچاره گی بیشتر ملت نجیب افغانستان دریغ نمی دارند.


مرتضی باقری
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان