کد خبر: ۲۷۰۸۵
تاریخ انتشار: ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ - ۲۲:۵۸-08 September 2021
فرض کنید شما از وابستگان به مراکز قدرت و صاحبان حق و امتیاز در تولید کالایی هستید، که متأسفانه روی دستتان مانده و فعلا به قیمت طمعکارانه‌ای که روی آن کالا گذاشته‌اید، نمی‌توانید آن را بفروشید.
فرض کنید که همزمان، گروه‌های دیگری از مردمی که پولشان را نه از کیسه خلیفه و امتیاز ناشی از امضاهاي طلابی و سوءاستفاده از قدرت و سیاست، بلکه از کدّ یمین و عرق جبین به دست آورده‌اند، در این اندیشه‌اند که همان کالا را تولید و با شما رقابت کنند.

فرض کنید که شما می‌دانید که این گروهی که می‌خواهند همان کالا را تولید کنند، قطعا به سبب آنکه پولشان حاصل زحمت‌کشی است، از شما ارزان‌تر و با کیفیت‌تر تولید خواهند کرد، و بازار شما کساد خواهد شد.

فرض کنید که امکانات در دسترس برای تولید آن کالا محدود است، شما فعلا از آن امکانات نمی‌توانید استفاده کنید، چون به سبب بعضی محدودیت‌ها، دیگر توان مالی گذشته را ندارید. باید آنچه ساخته‌اید به فروش برسد، بعد با پولش دوباره بیفتید به جان بازار، اگر دیر بجنبید، سرمایه‌گذاران و تولیدگران دیگر که پولشان بر خلاف شما حلال است، از آن امکانات محدود استفاده خواهند کرد، و شما در این رقابت خواهید باخت.


و اينك پرسش:
شما با اين اوضاع و با قدرتي كه داريد چه مي‌كنيد؟
يك پاسخ بيشتر نداريد. شما اين كارها را مي‌كنيد:

از زبان بعضي روشنفكران ابله، با دستاويزهاي زيست محيطي و اجتماعي مثلا، سعي مي‌كنيد اين امر را به مردمان ( همج رعاع اتباع كلّ ناعق يميلون مع كلّ ريح) بباورانيد كه توليد آن كالا اصولا كاري اشتباه بوده و نبايد انجام مي‌شده و ديگر الان اصلا ضرورت ندارد و بايد جلويش گرفته شود.

در رسانه‌هاي وابسته به خودتان نوشته‌ها و گفتارهايي منتشر خواهيد كرد كه ناشايسته بودن توليد آن كالا را مثلا مستدل كنيد. و كساني را كه وابسته به خودتانند به برنامه‌هاي راديو و تلويزيون خواهيد فرستاد كه از فجايعي كه توليد آن كالا به بار آورده داد سخن بدهند  و مردم و مديران ساده‌لوح و زودباور را بترسانند كه بله، بايد جلوي توليد اين كالا گرفته شود.

حالا بايد طرحي تهيه كنيد كه بطور كلي توليد آن كالا را انكار كند و آن را متوقف سازد. حواستان باشد كه اين طرح را در پستو تهيه كنيد و در پستو تصويب كنيد. مبادا كه در روز روشن و ملأ عام و برملا اين كار را بكنيد كه عاقبت، هوشياراني دست شما را خواهند خواند.

حالا چه می‌شود؟ شما صاحب كالايي هستيد كه در بازار عرضه، خواستار دارد، اما ديگر توليد نمي‌شود. بنشينيد و رشد قيمت كالاي خود را تماشا كنيد، ثروت شما و سازمانتان افزايش مي‌يابد، شما همان كالاي بي خريدار را اكنون به صف مشترياني مي‌فروشيد كه مطمئن شده‌اند ديگر از اينگونه كالا توليد نخواهد شد.

حساب سرانگشتي مي‌كنيد مي‌بينيد كه هزاران ميليارد تومان سود كرده‌ايد. خوب جاي دوري نمي‌رود اگر مبالغي از آن را هزينه كارهاي رسانه‌اي و تشويق بعضي‌ها و هديه دادن به بعضي‌ها بكنيد، تا آن طرح متوقف كننده كه منجر به انسداد توسعه و توليد مي‌شود زودتر تهيه شود و حتي هنوز بطور كامل تهيه نشده، تصويب گردد. 

در طرح بافت شهري پيرامون حرم مطهر رضوي همين اتفاق افتاده، با يك تحليل ساده مالي مي‌توان نشان داد كه تصويب آن حدود پنج‌هزار ميليارد تومان سود به جيب كساني ريخته كه در آن بافت در سال‌هاي قبل اقدام به ساخت فضاهاي تجاري و اقامتي كرده‌اند. همان كساني كه از آماده شدن زمينه براي ورود بخش خصوصي واقعي هراسان بودند، به همان دلايلي كه در بالا گفته شد. 

حالا از اين پنج‌هزار ميليارد تومان سهم هر كس چقدر است، خدا مي‌داند و ما اصلا خبر نداريم. اما خبر داريم كه براي اين سود حدود پنج‌هزار ميليارد توماني، حدود چهل‌هزار ميليارد تومان به مشهد آسيب رسيده، و مي‌توان تحليل كرد كه حدود سه برابر اين مبلغ طي سه سال آتي، سرمايه از مشهد خارج خواهد شد. 

بعد چه مي‌شود؟ اگر هوشيار نشويم و اقدام نكنيم، اين طرح تازه تصويب شده (همان طرح پژوهشكده ثامن كه آن را حريم رضوي مي‌خوانند)، تا زماني كه فضاهاي تجاري و اقامتي ساخته شده توسط دستگاه‌هاي مشخص، فروخته شود، معتبر خواهد ماند. وقتي اين فروش تضمين و قطعي شد، كم كم زمزمه‌هاي بازنگري و دوباره زنده‌سازي طرح قبلي و تعريف پروژه‌هاي سرمايه‌گذاري در قد و قامت فروشندگان امروز و سازندگان فردا، بلند خواهد شد،‌ و باز روز از نو روزي از نو.

اين كساني كه امروز چپگرايي راديكال را با سَلَفي‌گري تندرو در هم‌آميخته‌اند و در مسجد جلسه مي‌گذارند و شعارهاي مرام اشتراكي سر مي‌دهند، پس از پايان خدمت خود به "طبقه جديد" به كناري خواهند نشست و رشد سرمايه خصولتي را در ساخت و ساز پيرامون حرم مطهر در مشهد تماشا خواهند كرد.

اين است تاريخ معاصر مشهد.

و اما نفع‌برنده دوم

فرض كنيد شما دور از جانتان، دلّال ملك هستيد و با بزخري زمين و ساختمان ديگران و انداختنش به خلق الله، روزگار مي‌گذرانيد. در همه جاي مشهد مي‌توانيد ملك بخريد و بفروشيد. اما در يك منطقه با مشكلي مواجه مي‌شويد، آن هم رقيبي بزرگ با پول نقد است،‌كه قانونا حق دارد املاك را حتي تا پانزده درصد بيشتر از قيمت كارشناسي ( آن هم كارشناسي نزديك به نظر فروشنده) بخرد. شما در اينجا،  يا بايد زيردست آن خريدار بشويد كه شأنتان اجازه نمي‌دهد،‌ يا بايد با او رقابت كنيد كه قدرتش را نداريد. 

حالا سوال اين است كه: "چه ميزان حاضريد هزينه كنيد تا اين رقيب از ميدان به در شود؟"‌
- اگر پاسخ‌دهنده به اين سوال، جوان خام و ابله باشد، رقمي را كم و بيش مي‌گويد، 
- ولي اگر قماربازي قهّار باشد كه بارها جنايت بي‌مكافات كرده، خواهد گفت: "هيچ! بلكه صحنه را چنان مي‌گردانم و بازيگران را چنان مي‌چينم كه از پول نفت و ماليات، هزينه از ميدان به در كردن رقيب داده شود." 

- و اگر از آن هم كارآزموده‌تر باشد، خواهد گفت: "تازه طوري وانمود مي‌كنم كه اين كار به نفع مردم بوده و منافع و مصالح شهر را پاس داشته و مي‌سپارم به اصحاب رسانه‌هاي ميان‌مايه كه جمله سازي با كلمات هويت و سنت و مردم و منافع مردم و زيارت و مجاورت و ريزدانه و سرمايه و . . .  ، كارم را زيبا جلوه دهند!"

آري! اينچنين است برادر. . .
آن منطقه كه زمين‌بازان و دلّالان املاك نمي‌توانستند بسادگي وارد آن شوند و سود مطابق ميل خود بيندوزند، منطقه ثامن در شهر مشهد بود. آن خريدار بزرگ با پول نقد و داراي اجازه قانوني خريد ملك به پانزده درصد بيشتر از قيمت قانوني و كارشناسي آن، سازمان مجري طرح در منطقه ثامن (متشكل از شهرداري و شركت عمران و مسكن سازان ثامن) بود كه اينك اخته شده و همچون خواجگان به كنجي خزيده است.
چگونه؟ با شبه طرح پژوهشكده ثامن (تهيه شده توسط دفتر محلي، با نام كمرنگ دانشگاه تهران)،‌با شعار ماندن مردم! با شعار جمع كردن دست و پاي سرمايه‌گذاران، و با روش مديريت ذهني اجتماعي از طريق رسانه‌ها و تبليغات، كه قبلا به آن "هوچيگري" مي‌گفتند.

شعار دادند كه: "مردم ديگر مجبور نيستند خانه خود را بفروشند." اما نگفتند كه معني اين شعار اين است كه: "مردم ديگر نمي‌توانند ملك خود را در آن منطقه بفروشند، چون شهرداري اجازه خريدن ندارد، و بنابراين قيمت ملك كاهش خواهد يافت و منطقه ثامن به مدت دو سال مي‌شود بهشت دلّالان" مردم اما باز هم مجبورند بفروشند. ولي اگر قبلا مثلا يك زمين صد و پنجاه متر مربعي را طوري مي‌فروختند كه مي‌توانستند حدود دويست تا چهارصد متر مربع در جاي ديگري از شهر، آپارتمان بخرند، الان بايد بدون نظارت قانوني و در بازار غير شفاف مستغلات بفروشند. 

شعار دادند كه ما پلاك‌هاي ريزدانه‌ را نگاه‌‌خواهيم داشت و به آنها امتيازاتي براي ساخت و ساز خواهيم بخشيد. اما نگفتند كه در ضوابط آن شبه طرح، براي اغلب پلاك‌هاي مردم كه زير سيصدمتر مربع است، ضوابطي داده شده كه وقتي پاي كار واقعي به ميان بيايد و بخواهند چيزي بسازند، خواهند دانست كه نه آن ضوابط قابل اجراست، نه اگر به زور و ضرب و كلك و دستور اجرا شود چيزي قابل عرضه و ارزشمند از آن به دست خواهد آمد. يعني عملا چاره‌اي جز تجميع باقي نگذاشتند، اما اين را در لفافه پيچاندند كه به زودي آشكار نشود، بلكه پس از دو يا سه سال معلوم شود، يعني درست همان‌ زماني كه نفع‌برندگان اول، دوباره تازه نفس و سرحال، وارد ميدان خواهند شد!

شعار دادند كه منافع مردم و شهر را پاس داشته‌ايم. اما نگفتند كه معناي واقعي اين شعار اين است كه منافع دلّالان املاك را گسترش داده‌ايم تا در اين منطقه نيز جولان دهند و زمين به ثمن بخس، خارج از قواعد نهادهاي نظارتي از مردم درمانده و گيج شده از تبليغات معوج رسانه‌اي،‌ بخرند و بيندازند كنار، تا . . . .  تا كي؟

تا وقتي كه نفع‌برندگان اول از راه برسند و بخواهند دوباره روز از نو روزي از نو، سنگين‌تر از طرح قبلي را اجرا كنند! 

به واقع سرمايه‌گذاران خصولتي كه مجتمع تجاري و اقامتي ساخته‌اند و روي دستشان باد كرده (يعني نفع‌برندگان اول)، در تركيب با دلّالان املاك و مستغلّات (يعني نفع‌برندگان دوم)، منافع اصلي ناشي از شبه طرح پژوهشكده ثامن را در جيب خود دارند. آيا تهيه كنندگان مستقيم طرح در دفتر محلي از اين اعوجاج منافع و جريان فاسد آن مطلع بوده‌اند؟ از آنجا كه در صدق نيت آنان همچون جواناني در جستجو و البته بي‌خبر، ترديدي نيست، مي‌توان گفت كه خبر نداشته‌اند. اما حاميان شبه طرح و كساني‌كه در امضا و تصويب آن، اين همه شتاب داشتند و كساني كه در رسانه‌ها همراه اين جريان شدند، و علاوه بر اينها سرجنبانان و نخ‌بدستان و عروسك‌گردانان، قطعا از اينطور چيزها خبر داشته‌اند و دارند.

ربّنا عليك توكّلنا و إليك ننيب



مشهد مشهد است
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان