کد خبر: ۲۷۰۶۳
تاریخ انتشار: ۱۶ شهريور ۱۴۰۰ - ۲۱:۲۶-07 September 2021
کامنت مطرح شده در این مورد: استاد! طب یک علم تجربی محض است و ربطی به این فلسفه بافیها ندارد. داروی دیابت که تولید کرده روی مومن و کافر، یکسان جواب می‌دهد. ضروریات نشئه‌ی دنیا را که نمی‌شود ندیده گرفت. طبیعت قوانینی دارد و این قوانین را خداوند قرار داده و همانها را حجت‌ قرار‌ داده. بحثهای تکوینی و تشریعی قاطی نشود.
عصراسلام: آیت الله آملی لاریجانی در پاسخ به این کامنت در صفحه توییتر خود نوشت: 

فرموده اید: «طب یک علم تجربی محض است و ربطی به این فلسفه بافی‌ها ندارد.» بطلان این نظر، امروز بر فیلسوفان علم آشکار شده است. تحقیقات آنها فلسفه بافی نیست و این هم مطلبی نیست که از حوزه‌های علمیه در آمده باشد تا متهم به مثلاً مخالفت با واکسن (که هیچ ربطی ندارد!) شوند. شاید یک قرن یا بیشتر طول کشید تا فیلسوفان علم جدید به این نکته عمیق رسیدند که «علم تجربی محض» نداریم. ورود پیش فرض‌های متافیزیکی و حتی ارزشی به ساحت علم تجربی مسئله‌ای مهم، پیچیده و دشوار است. 

امروز کمتر فیلسوف علمی یافت می شود که بگوید «علم تجربی محض» داریم. البته دانشمندان علوم گوناگون که در درون علم مشغول کارند، بسیاری اوقات به مبادی و پیش فرض‌های غیر تجربی علوم توجه ندارند ولی پای دقت و تحلیل عمیق که به میان آید این نکات رخ می‌نماید.

درخواست بنده از جناب عالی اینست که پیش از چنین قضاوت‌های قاطعانه‌ای درباره «علم تجربی محض بودن طب» سری به اثار بسیار حجیم پدید آمده در این زمینه بزنید؛ آن گاه قضاوت کنید. صدها کتاب و مقاله و بلکه هزاران، در این باب نگاشته شده است. برای نمونه، به چند اثر جالب و تقریباً جدید در این باب اشاره می‌کنم:

1. Harlod Kincaid, John Dupe, and Alison Wylie (eds).
Value_Free Science? Ideals and Illusions
Oxford University press, 2007
2. Hugh Lacey, Is Science Value Free? Values and Scientific Understanding Routledge, 1999
3. Philip Kitcher, Scince, Truth, and Democracy
Oxford University press, 2001
4. Robert N.Proctor, Value_Free Science? Purity and Power in Modern Knowledge
Harvard University Press, 2001
5. John Cox (ed.), Medicine of the Person: Faith, Science and Value in Health Care Provision
Jessica Kingsley Publishers, 2007
6. James A.Marcum, An Introductory Philosophy of Medicine
Springer, 2008

البته ورود norm‌ها و value‌ها به ساحت علم، بحثی مهم و دقیق می‌طلبد؛ اینکه مجاری این ورودها چه هستندخود بحث مستقلی استو نوع نورم‌ها چگونه است نیز همچنین: Epistemic Value در نظر برخی غیر از ارزش‌های علمی اخلاقی است؛ که خود بحث مهمی است.
مقصود از این اطناب آن است که شاید لازم باشد جنابعای و دیگر عزیزان همفکرتان، در مبادی فکری‌تان، تجدید نظر بفرمایید. دست‌کم سری به حجم وسیع ادبیات این بحث بزنید؛ « لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذَلِكَ ْمْرًا»!

۲. فرموده‌اید: «ضروریات نشئهٔ دنیا را که نمی‌توان نادیده گرفت؛ طبیعت قوانینی دارد و این قوانین را خداوند قرار داده و همان‌ها را حجت قرار داده. بحث‌های تکوینی و تشریعی قاطی نشود.»

خاطر مبارک‌را معطوف می‌دارم به این نکتهٔ مهم که بحث بنده به هیچ وجه تشریعی نبود. دخالت نفس و روح انسانی در افعال و حالات انسان، کاملاً تاثیر تکوینی است. اتفاقاً بحث بر سر همین فراموشی از ناحیه بسیاری از جمله شاید جنابعالی است. فراموش کردن بعد بعد روحی و معنوی انسان، در وضعیت و حالات وی از جمله درمان، پذیرفته نیست.
به این مسئله نه تنها بسیاری از متفکران غربی توجه کرده‌اند، که نزد افراد معمولی نیز آشکار است.

۳. فرموده‌اید: «داروی دیابت که تولید کرده روی مومن و کافر، یکسان جواب می دهد».

البته بحث دخالت بعد روحی و انسانی در درمان بسیار بسیار فراتر از مثالی است که جنابعالی زده‌اید. مشکلات پزشکی افراد فقط مانند دیابت نیست.
از اینها گذشته، جزمی که در یکسان بودن جواب داروی دیابت روی مومن و کافر آورده‌اید از کجاست؟ آیا بعید می نماید که ایمان شخص در مواردی بتواند زمینه تاثیر یک دارو را کم یا زیاد کند؟ چه کسی گفته که اینها جزو قوانین طبیعت نیستند؟

دهه‌های متمادی است که برخی از متفکران غربی که در میان آنها پزشکانی نیز هستند، بر روی این تاثیرات کار کرده‌اند و اتفاقاً برخی از آنها نظر کاملا مثبتی در این زمینه دارند (بحث Healing).

۴. گفته‌اید: «یک ولی خدا و یک کافر حربی برای سرطانشان درمان واحدی باید بگیرند» و اینکه «این بحث های عمیق فلسفی نوعاً فرقی در طب امروز در عمل ندارند».

اتفاقاً بحث در همین است؛ آیا نباید این بحث‌ها در طب امروز فرقی بیاورد؟ یعنی اینکه نباید جهات انسانی و خصوصاً ابعاد روحی و معنوی را در مسئله درمان لحاظ کنیم؟

اینکه ولی خدا و کافر حربی برای سرطانشان درمان واحدی باید بگیرند یک بحث است اینکه درمان چگونه در این موارد پیش می‌رود و چه پارامترهایی اثر گذار است که باید ملحوظ باشد، بحث دیگری است.

۵. اما آخرین نکته، که فرمودید: «این مباحث از جانب شما توسط عوام تعبیر به دفاع از طب سنتی و موجب اغراء به جهل عامه در توسل به راه‌های غیرعلمی (مثل مخالفت با واکسن) می‌شود». 

اینکه کسانی از این مباحث سوء برداشت کنند، البته امری محتمل است؛ ولی تقصیر بنده نیست. 

اما اغراء به جهل (؟!) را نمی‌پذیرم؛ چون انصافاً بنده هیچ‌مطلبی نیاورده‌ام که در آن دفاع از طب سنتی باشد؛ زیرا به لحاظ نظری نه در طب سنتی سررشته‌ای دارم نه در طب جدید.

بنابراین وجهی ندارد که از آنها به خصوص دفاع کنم. اینکه کسانی که در طب سنتی کار می‌کنند از پیش فرض هایی استفاده می کنند که در بحث فلسفی فوق اذان دفاع شده، امر دیگری است.

بنده در زندگی شخصی‌ام و در مقام عمل همچون مقلدان در مباحث فقهی عمل می‌کنم: چون در مباحث پزشکی صاحب نظر نیستم با مراجعه به افراد متبحر و صاحب نظر و مورد وثوق از نظر و تشخیص آنها پیروی می‌کنم و در صورت تعارض، از آن که به لحاظ مجموعه قرائن محتمل‌تر باشد، تبعیت می‌کنم. به گمانم این شیوه عقلایی است. امروزه این مجموع قرائن (دست‌کم برای بنده) ما را رهنمون به پزشکی جدید می‌کند و با این حال، منافاتی هم نداردکه در پاره‌ای از پیش فرض‌های پزشکی جدید منتقد باشیم؛ والله اعلم.


پی‌نوشت:
۱. سال‌ها پیش، بحثی دقیق و فنی در باب اجتهاد و تقلید مطرح کرده‌ام که به نوعی اجتهاد متوسط منجر می‌شود، شاید به کار بحث فوق نیز بیاید؛ والله العالم.
۲. کتاب مبادی مابعدالطبیعهٔ علوم نوین، نوشته آرتور برت نیز مفید است.

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان