کد خبر: ۲۷۰۶۱
تاریخ انتشار: ۱۶ شهريور ۱۴۰۰ - ۲۰:۱۲-07 September 2021
من پیشتر یادداشتی در باب ترجمه کریستین ژامبه از غزلیات مولانا نوشته بودم، و آورده بودم که اگر فارسی‌زبانی همراه او بود،
برخی اشتباهات پیش نمی‌آمد. ترجمه مهین و نهال تجدد، همراه با ژان کلود کریر امّا شاهد آن است که آشنایی با زبان کهن و ادب فارسی همچنان نکته دیگر است. 

من ترجمه برخی غزلیات را دیدم و فکر کردم نمونه‌ای از برخی اشکالاتی که، به زعم من، حاصل آشنایی کمتر با زبان مولاناست، بیاورم. مقصود، دور از ما، کم‌ارج کردن کار سنگین این ترجمه‌ها نیست. فکر کردم اگر معنی این ابیات نزد مترجمان آشنا با مولانا چنین بوده، شاید ذکر آن‌ها برای مخاطبان فارسی‌زبان هم خالی از فایده نباشد. این نمونه‌ها بیشتر از ربع اول کتاب است. 
«من هم رَباب عشقم و عشقم رَبابی است...» و همان اشتباه ژامبه در اینجا هم دیده می‌شود، «من رباب عشقم و عشق من هم یک رباب است». یعنی با ی وحدت خوانده شده. مقصود آن که عشق من رباب‌نواز است و من رباب او هستم... همان که «من چنگِ توام بر هر رگِ من، تو زخمه زنی...» 

«در بادیه گم‌گشته شما در چه هوایید؟» و هوا اینجا هوی به معنی هوس و آرزو و عشق و علاقه است. ترجمه هوا به معنی «باد»، از جنس «آب و هوا...» درست نیست.

«که هزار جوحی اینجا نکند به جز مریدی...» و جوحی به «مرد مسخره» ترجمه شده که مناسب نیست. جوحی در اینجا نماد آدم زرنگ و تیز و کاربلد است، چنان که جای دیگر «ای فتنه هر روحی، کیسه‌بُر هر جوحی...»

«تو چراغ طور سینا، تو هزار بحر و مینا» و مینا به «شیشه رنگی» ترجمه شده است. مینا که اینجا تناسبی هم با بحر دارد، به معنی لنگرگاه است. جای دیگر هم در دیوان دارد «که در بحر عدم سازی به هر جانب یکی مینا...» و ناصرخسرو در سفرنامه، آنجا که از عکه یا مدینهٔ عکا می‌گوید، می‌آورد «بیشتر شهرهای ساحل را میناست...»

«گویی بیا حجّت مجو ای بندهٔ طرّار من...» حجّت را به معنی «اثبات» آورده است. حجّت به واقع دلیل و برهان عقلی است، خصوصا در مقابل حکم شرع، منتهی اینجا و بسیاری مواضع دیگر در اشعار مولانا به معنی توجیه و بهانه است: «چون نیاوردی به حیلت حُجّتی / که مرا عذری‌ست بس کُن ساعتی؟»

«در صف درآ واپس مجه، ای حیدر کرّار من...» و صف به صف انتظار ترجمه شده که البته مقصود صف جنگ است: «در صف آید با سلاح او مردوار...»

«امشب شراب وصلت بر خاص و عام ریزم / شادیِ آنکه ماهت بر روزن است امشب...» و شادی به همین معنی خوشی و خوشحالی آمده که دور نیست منتهی می‌دانیم که اصطلاحی است معادل «سلامتی» در زبان امروزی، چنان که حافظ و دیگران دارند: «شادیِ روی کسی خور که صفایی دارد...»

«یافته معروفیی، هر طرفی صوفیی...» چنین ترجمه شده که هر صوفی‌ای دست مرد مشهوری را گرفته... چنان که استاد شفیعی آورده‌اند، معروفی به واقع نوعی کلاه صوفیانه است و سعدی در بوستان دارد «کسی راهِ معروف کرخی بجُست / که بنهاد معروفی از سر نخست...» اینجا هم نشان از سرمستی صوفیان دارد که دست‌زنان هر طرف می‌گردند و کلاه‌ها از سر افتاده است. به هر شکل معروفی به معنی شهرت اینجا توجیهی ندارد. 

«چون سایه‌ها در چاشتگه فتح و ظفر پیشت دوَد...» و چاشتگه به معنی صبحانه، غذای اول آمده است! و چاشتگاه البته صبح است، پیش از ظهر... 

در ذیل غزل «ای عاشقان ای عاشقان من خاک را گوهر کنم» حکایت مناقب العارفین ترجمه شده است و جمله «عجب مرا در این سماع چه مقدار قوّال‌اندازی خواهد بودن؟» چنین ترجمه شده که من چه قول و غزلی خواهم خواند؟ «قوال‌اندازی» اصطلاح است، آنچه از خرقه یا پول و غیر آن به سوی قوال می‌اندازند و اینجا قوال می‌پرسد که من از این سماع درآمدی خواهم داشت؟ و مناسبت غزل هم پاسخ به این نگرانی اوست. مولانا خودش هم این اصطلاح را استفاده کرده «کفن را اندراندازد قوال‌انداز مستانه...». 

در همین غزل، «تو نطفه بودی خون شدی، وانگه چنین موزون شدی...» نطفه به جنین ترجمه شده است که از نوع لغزش‌های معمول است مثل آنجا که «خوش سوی ما آ دمی...» به ظاهر «سوی ما آ آدمی» خوانده شده و ما این نمونه‌ها را اینجا نیاوردیم. 

«هر خیالی که در آن دم به تو آسیب زند / همچو آیینه ز خورشید برآید لمعان...» آسیب زدن به زخمی کردن ترجمه شده. آسیب، در بسیاری از متون کهن، به معنی تماس و برخورد است در معنی کلّی آن. همیشه زخمی یا کشته نمی‌کند بلکه گاه زنده می‌کند! «برجهید آن کشته ز آسیبش ز جا». اینجا هم همینطور. یعنی اگر از سر بختیاری «خیال تو درآید به دلم رقص‌کنان، آنگاه...». این معنی آسیب در دیوان و مثنوی خیلی رایج است: «جان کُل با جان جزو آسیب کرد»، «خاک گَرگین را کَرَم آسیب کرد»، «ز آسیب درخت او چو سیب‌اید» و بیت مشهور «گر غایبی هر دَم چرا آسیب بر دل می‌زنی؟» 

«دردی‌ست، غیر مردن، آن را دوا نباشد...» که در این خصوص یادداشت جدایی آورده‌ام و همین نمونه‌ها کافی‌ست.

محید سلیمانی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان