تعداد نظرات: ۱ نظر
کد خبر: ۲۷۰۰۱
تاریخ انتشار: ۱۴ شهريور ۱۴۰۰ - ۲۲:۲۷-05 September 2021
تا حالا فکر کرده‌ایم که چرا با وجود هزینه‌های گزاف در طرح‌هایی مانند علوم انسانی اسلامی, الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت و یا حتی اقتصاد مقاومتی و.... این طرح ها رشد اندک و غیرمتتاسب با هزینه‌ها داشته‌اند.
به عنوان نمونه به نتایج منتشره تحت نام سند الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت نگاهی انداخته شود. یا به دنبال تعریف به نسبت جامعی از اقتصاد مقاومتی بگردید و... یکی از مهمترین علل عدم نتیجه گیری مطلوب, سیطره محافظه کاری بر فضای علمی ماست. تضارب اندیشه در حوزه‌های علوم اجتماعی کم رمق است. 

بسیاری از منتقدان ترجیح می‌دهند که سکوت اختیار کنند و با این عملشان فضا برای رشد ادعاهای بزرگ و خام فراهم می‌شود در حالیکه حتی تعزیه نیز بدون شمر گیرایی ندارد. برخی با هدف منفعت طلبانه, برخی نیز از سر همفکری سعی می‌کنند توجیه و نه تحلیل و تبیین علمی ارائه دهند. 

برخی از منتقدان خجالتی نیز محافظه کارانه سخن می گویند. نقد جدی وجود ندارد و در نهایت اگر هم طرحی تهیه شود برای جامعه علمی قانع کننده نیست مگر اینکه مثل جناب عبدالملکی راه بیفتیم و اساتید دانشگاههای خارجی را از این فکر ناب سورپرایز کنیم. اما در داخل خبری نیست.    

دانشگاه چگونه می‌تواند به تعالی حکومت و طرح های آن کمک کند. یکی از پاسخ ها این است که وقتی به استاد و تفکر وی احترام گذاشته شود. وقتی به منتقدین بخاطر شجاعت در بیان و پذیرش خطر و آزاد اندیشی آنان بها داده شود. در این صورت دانشگاه زنده خواهد بود و اساتید می‌توانند به کمک حکومتشان بیایند نه خمودی بر دانشگاه حاکم خواهد شد و نه اساتید خود را به طرح های بی حاصلی که تنها برای آنان پایه و رتبه دارد روی می آورند. 

در این مقالات مطابق با استانداردهای به ظاهر علمی کلیدها می سازند اما گرهی از گره‌های اقتصاد و سیاست و جامعه و حکومت باز نمی شود و این در حالی است که تضارب اندیشه مورد تشویق رهبران دینی بوده و راه گشایش به سوی آینده بهتر است.

پیام روشن اخراج فیلسوف, متفکر آزاده و دردمند و شجاع; محافظه کاری اساتید, نان به نرخ روز خوردن, خمودگی دانشگاه ها و رشد برخی معضلات اخلاقی در دانشگاه کم رمق است. 


محمدرضا یوسفی
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۳۴ - ۱۴۰۰/۰۶/۱۵
0
0
مرتضی مطهری:
من در همین دانشکده، چند سال پیش نامه‏ ای نوشتم به‏ شورای دانشکده و در آن تذکر دادم یگانه دانشکده ‏ای که‏ صلاحیت دارد یک کرسی را اختصاص بدهد به مارکسیسم همین ‏دانشکده الهیات است. ولی نه اینکه مارکسیسم را یک استاد مسلمان تدریس کند، بلکه استادی که واقعا مارکسیسم را شناخته‏ باشد و به آن مومن باشد، و مخصوصا به خدا اعتقاد نداشته باشد. می‌باید به هر قیمتی شده از چنان فردی دعوت کرد تا در این دانشکده مسائل مارکسیسم را تدریس کند. بعد ما هم می‌آئیم و حرف‌هایمان ‏را می‌زنیم. منطق خودمان را می‌گوئیم. هیچ کس هم مجبور نیست‏ منطق ما را بپذیرد. نباید اینگونه فکر کرد که چون اینجا دانشکده ‏الهیات است، نباید در آن مارکسیسم تدریس شود. خیر مارکسیسم‏ باید تدریس شود، آن هم توسط استادی که معتقد به مارکسیسم ‏است. فقط باید جلو دروغ و حقه‏ بازی را گرفت ‏یعنی دیگر یک‏ مارکسیست نباید تمسک به آیه قرآن بکند و بگوید فلان آیه قرآن‏ اشاره به فلان اصل مارکسیسم است. ما با این شیوه مخالفیم. این‏ خیانت‏ به قرآن است.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان