کد خبر: ۲۶۹۷۶
تاریخ انتشار: ۱۳ شهريور ۱۴۰۰ - ۰۷:۲۸-04 September 2021
یکی از جریان‌های بسیار مهمی که باید تحلیل تاریخی و گفتمانی شود مسئله‌ی «معنی کردن شعر و نثر»در ادبیات مدرسه‌ای و دانشگاهی است.
این که چه زمانی مسئله‌ی به نثر در آوردن شعر و معاصر کردن نثر قدیم در دانشگاه‌ها و مدارس شکل گرفت و چه چرخش‌هایی معناشناختی و گفتمانی داشته است؟ زیرا این جریان اولا ارتباط پیچیده‌ای به این مسأله دارد که چگونه ادبیات دانشگاهی وارد حوزه‌ی عمومی شد و مردم را از «ادبیات به مثابه‌ی معنای زندگی» جدا کرد تا تبدیل به رشته‌ی دانشگاهی شود؟ و ثانیا خط فاصله‌ای بین شعر مدرن و پیشامدرن ترسم کرد. 

البته از آنجا که معنی کردن شعر، همان استراتژی فهم شعر است، مسئله مهم دیگری را هم آشکار می‌کند این که چه استادان و معلمانی اصرار به معنی کردن شعر دارند و اصولاً به چه شکلی شعری را معنی می‌کنند؟

استادان خلاق معمولاً به دام معنی کردن شعر و کتاب‌سازی با این روش نمی‌افتند؛ زیرا شعر از مقوله‌ی هنر است و فهم هنر تنها با تفسیر و تجربه‌ی زیبایی‌شناختی ممکن است. شعری هر چقدر هنری‌تر باشد از معنی خطی می‌گریزد. بنابراین مسئله‌ی شرح اشعار، مسئله‌ی بحث‌انگیزی است. پر واضح است که منظور من از شرح، توضیح دادن کلمات و تعبیرات مشکل نیست؛ زیرا این مسئله با یک فرهنگ لغت حل می‌شود. بنابراین کسی که شعری را شرح می‌کند حداقل باید سطحی را برای شرح خود در نظر بگیرد. 

دکتر شفیعی کدکنی اگرچه دیدگاه‌های مختلفی در باره‌ی شعر دارند و گاهی بسیاری انتقادی هم ظاهر می‌شوند اما اشعار شاعر پیشامدرن بسیاری را شرح کرده‌اند. یکی از این شرح‌ها، شرح غزلیات شمس است. البته استاد شفیعی روی جلد این کتاب آورده‌اند: مقدمه، گزینش و تفسیر.

من فکر می‌کنم تمام کسانی که در ادبیات فارسی تخصصی دارند به راحتی نپذیرند که این کتاب تفسیر غزلیات مولانا باشد. به عنوان مثال در غزل شماره‌ی ۶۳۸ که با این بیت آغاز می‌شود: 
چیزی نگو که گنج نهان خریده‌ام 
جان داده‌ام و لیک جهان خریده‌ام 

استاد شفیعی تنها سه نکته را در این غزل توضیح داده‌اند: 
قراضه: خرده ریز - میان نیست: وسط نیستی، میانه‌ی عدم - قران کردن: مقارنه، گرد آمدن. 
البته استاد گاه گاهی با ارجاعات میان متنی اطلاعاتی را که از برخی کتاب‌های مربوط به جهان مولانا مثل مناقب العارفین یا مثنوی و .. دریافت کرده‌اند در تفسیر خود آورده‌اند و البته عموماً تفسیر ایشان بیشتر در حد لغت، اصطلاح، کنایه، تعبیر، مفهوم و اشاره به آیات قرآن است. اما استاد شفیعی در تفسیر غزل ۶۷۷ که با این بیت شروع می‌شود: 
آب حیات عشق را در رگ ما روانه کن 
آینه‌ی صبوح را ترجمه ی شبانه کن 

پاراگراف عجیبی می‌آورند. البته این پاراگراف با روح عصیانگر دکتر شفیعی که گاه گاه از ایشان سر می‌زند سازگار است؛ اما به نظرم این پاراگراف تناقض آشکاری با چیزی دارد که استاد شفیعی در این کتاب به آن مشغول است؛ یعنی توضیح واضحات و گریز از تفسیر. در همین پاراگراف است که معضل معنی کردن شعر خود را آشکار می‌کند. اینکه اصلاً تفسیر یک شعر به چه معناست؟ چرا کسانی چون استاد خطیب رهبر این همه کتاب با گفتمان ادبیات دانشگاهی به نام شرح و تفسیر بر تاریخ بیهقی، بوستان و گلستان و غزلیات سعدی نوشته‌اند؟ گیریم کتابی چون مرزبان‌نامه نیاز به توضیح واژه‌ها و کلمات داشت آیا غزلیات سعدی هم باید معنی می‌شد؟ و اگر باید معنی می‌شد چطور باید معنی می‌کردند؟

من اینجا حرفم را قطع می‌کنم و با ذکر پاراگراف استاد شفیعی خواننده را به تأمل دعوت می‌کنم که استاد شفیعی با چه تناقضی مواجه است؟ و چرا این تناقض به این شکل خود را آشکار کرده است؟

استاد شفیعی در تفسیر این مصرع از غزل مولانا «آینه‌ی صبوح را ترجمه‌ی شبانه کن» چنین می نویسند:

«آینه‌ی صبوح را ترجمه‌ی شبانه کن: یعنی: «آینه‌ی صبوح را ترجمه‌ی شبانه کن» و لاغیر. هر نوع تغییر نحوی و واژگانی، در این‌گونه عبارات هنری، به معنی کشتن هنر و مبتذل کردن دستاوردهای نبوغ بشری است. معنی این گونه عبارات، به شماره‌ی لحظه‌های عمر کسانی که می‌توانند این عبارات را از ذهن خود عبور دهند، تعدد و تنوع و بیکرانگی دارد و هر کسی از ظن خود، در هر لحظه‌ای، یار «یکی از آن معانی» است و در لحظه‌ی بعد بار «معنی دیگری»، تا قیام قیامت. 

این چند کلمه را به آن دلیل نوشتم که در طول سال‌ها افرادی از من می‌پرسیدند که چرا این مصراع را معنی نکرده‌ای؟» ( غزلیات شمس تبریزی، مقدم، گزینش و تفسیر محمد رضا شفیعی کدکنی، ج۲، چ اول، ۱۳۸۷، ص ۹۳۹)


نویسنده: سینا جهاندیده
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان