کد خبر: ۲۶۹۷۳
تاریخ انتشار: ۱۲ شهريور ۱۴۰۰ - ۲۲:۵۵-03 September 2021
از میانه‌ی دهه‌ی شصت تا دهه‌ی هشتاد چهار زن منشأ جریان‌ها، میل‌ها و گرایش‌های تازه‌ی اندیشه در ایران شدند.
می‌توان از آن به گفتمان «معنویت‌گرایی زنانه» یاد کرد:

الف) خانم دکتر منصوره (شیوا) کاویانی،
ب) خانم دکتر مهران کندری، 
ج) خانم گیتی خوشدل،
د) خانم رویا منجم.

ویژگی مشترک هر چهار نفر عرفان و تمایلات جدید اشراقی بود. به همین دلیل نگاهی خاص به اسطوره، دین، عرفان، آیین، زن، عشق و روابط انسانی داشتند. نگاه خانم کاویانی پدیدارشناسانه و اشرقی و نگاه خانم کندری معطوف به عرفان سرخ‌پوستی و اسطوره بود همچنین  نگاه خانم گیتی خوشدل به عرفان و عشق، و نگاه خانم منجم  ترکیبی از فلسفه و اسطوره.

هر چهار نفر تمایل فراوانی به اندیشه‌های نو‌ظهور داشتند و با ترجمه‌های خود غیر مستقیم جریان‌های متعارف را نقد کردند. به همین دلیل چیزهایی را در ایران رواج دادند که با گفتمان‌های مسلط ناسازگار بود. خانم کاویانی جدا از اینکه به اندیشه‌هاب متفاوت عرفان یهودی و زرتشتی تمایل داشت به آموزش انتقادی و نقد آموزش و پرورش سرکوب‌کر تاکید می‌کرد. به همین دلیل اندیشه‌‌های «پائولو فریره» برایش جالب بود. خانم رویا منجم مدام به فیلسوفان و اندیشمندان یکه‌ی دنیا فکر کرده است؛ مثل نیچه، کافمن، بنیامین و سرانجام لاتو‌ر.

خانم کندری از دهه‌ی شصت در واقع  جریان بزرگ کاستانداگرایی و دون‌خوان‌گرایی یا همان عرفان سرخ پوستی را راه انداخت. اگرچه در کنار این جریان کتاب‌های بسیار هم درباره اسطوره و آیین ترجمه کرد. گیتی خوشدل تمایلات جدید عرفانی - روان‌شناختی را وارد  عرصه عمومی کرد و حتی در عوامانه کردن روان‌شناسی معطوف به معنویت،  بسیار کوشید. خانم منجم هم بین نخبگی و تمایلات معطوف به دانش عمومی، معلق ماند. 

اما سوال اساسی این است: چرا کوشش‌های  این چهار زن آن هم  با مدیوم  ترجمه، ناگهان در دهه‌ی هفتاد اوج گرفت؟ آیا این اوج گیری یک اعتراض زنانه علیه خشونت مردانه نبود؟ نقطه‌ی عزیمت‌ی تمایلات مادرانه‌ی این چهار زن، فضای جنگ بود. زیرا تخیل و روان ایرانیان از جنگ آسیب دیده بود. بنابراین گرایشات این چهار نفر را می‌توان  به گونه‌ای گسترش آغوش مادرانه یا حتی نوعی «بازگشت به رحم» دانست. 

البته در اندیشه‌های پیشنهادی این چهار نفر سکولاریزم با گرایشات اشراقی پیوند خورده است وضعیت ذهنی و نوع بازنمایی‌های این چهار نفر نشان می‌دهد که انسان ایرانی اوایل دهه‌ی هفتاد نیاز به عرفان  و معنویت زنانه داشت. همان معنویتی که معمولا مادران برای آرامش جهان پسران خشونت‌طلب، پیشنهاد می‌کنند. 

جالب است که در همین دور اشعار سهراب  سپهری هم مورد توجه عموم مردم ایران قرار می‌گیرد. البته این معنویت به‌گونه‌ای اعلام می‌کرد که عرفان کلاسیک اسلامی فعلا نمی‌تواند انسان بحران زده‌ی معاصر را آرام کند؛ به همین دلیل رهبران این عرفان به علوم مدرن بیشتر ارجاع می‌دادند. اما این  پیشنهاد و معنویت زنان  سرشار از توهم نیز بود. چنانکه کتاب‌های گیتی خوشدل و مهران کندری دعوت به نوعی درون‌گرایی بود. آنها غیر مستقیم مردم را متهم کردند که نگاه‌تان نگاه درستی نیست باید چشم‌هایتان را شستشو دهید. اشکال از گیرنده است نه فرستنده. 

جالب است که «توهم مثبت اندیشی» در دهه‌ی هفتاد به ذهن ایرانیان خصوصا زنان راه یافت. خصوصیتی که فرافکنی قدرت را به شکل در درون خود داشت. گفتمان مثبت‌اندیشی  در واقع از قدرت جرم‌زدایی می‌کرد. زیرا مخاطبان خود را به این باور می‌رساند که مشکلی در جامعه وجود ندارد. اگر نگاه‌تان را مثبت کنید خوبی‌های جامعه پدیدار می‌شود.

نویسنده: سینا جهاندیده
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان