کد خبر: ۲۶۹۶۷
تاریخ انتشار: ۱۲ شهريور ۱۴۰۰ - ۱۵:۳۰-03 September 2021
مغز ما «درد» را «می‌سازد» تا ما را متوجه خطری از درون یا بیرون کند. درد بخشی از نظام آگاهی و موجب ماندگاری ماست.
با وجود اینکه ما درد را دوست نداریم و از آن فرار می‌کنیم و سعی در رفع و التیام آن داریم، ولی تجربه درد خود معیاری برای سنجش دوران آسوده‌خاطری، آرامش، بی‌دردی و لذت‌بردن از زندگی است. 

درعین‌حال درد تجربه‌ای ذهنی است که کم‌وکیف آن با روش‌های عینی قابل‌اندازه‌گیری نیست. به همین علت قرن‌ها، درد موضوع اندیشه فیلسوفان بوده است. امروزه با دستگاه‌های تصویربرداری «ام‌آرآی کارکردی»، مغزپژوهان به مناطق فعال مغز فرد هنگام دردکشیدن یا مشاهده فرد دیگری در هنگام تجربه‌ای دردناک نگاه کرده‌اند و متوجه شدند مدارهای مغزی درگیر، چه خود درد بکشیم و چه شاهد درد نزدیکان و دوستانمان باشیم، مشترک است. 

این مدارهای مشترک، احساس‌های درون‌جسمانی خودمان از درد را با داده‌های غیرمستقیم از مشاهده واکنش‌های احساسی ناشی از درد دیگران، به‌طور مشترک پردازش می‌کنند و از این طریق ما را به هم‌احساسی هم‌دلانه با دوستان هم‌نوعمان وامی‌دارد. 

نکته مهم دیگری که مغزپژوهان در سال‌های اخیر متوجه شده‌اند، تشابهات کارکردی مدارهای مغزی در احساس درد جسمانی با درد طرد و منزوی‌شدن از جامعه، درد ازدست‌دادن یاران، درد جدایی و به قول مولوی، درد «فصل» در تقابل با اشتیاق «وصل» است. مغزپژوهان دریافته‌اند مغز برای احساس این نوع دردهای اجتماعی نیز از مدارهای موجود برای احساس درد جسمانی استفاده می‌کند. 

به عبارت دیگر ما از طریق احساس درد جسمانی خود، احساس درد جسمانی دیگران و انواع احساس دردهای دیگر ناشی از محرومیت‌های اجتماعی را ادراک و فهم می‌کنیم. این یافته علمی ارزش تکاملی مهمی دارد، زیرا نشان می‌دهد انسان تا چه حد موجودی اجتماعی است. به‌طوری‌که حفظ پیوند اجتماعی برای انسان به همان اندازه مهم و حیاتی است، که حفظ سلامت و پیوند اجزای تن خود و دیگر یاران نزدیک در زندگی. 

به قول سعدی؛ چو عضوی به درد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار. بنابراین به‌نظر می‌رسد اگر هنرمندان در همه عرصه‌های هنر و ادبیات، قرن‌ها برای بازنمایی درد دیگران و دردهای اجتماعی از استعاره‌های درد جسمانی، استفاده کرده‌اند، نشانه دریافت شهودی از سازوکار مغزشان بوده که امروزه با مشاهدات علمی موردتأیید قرار گرفته است. 

بدیهی است این کشف علمی در قرن بیست‌ویکم، از لذت زیبایی‌شناختی در عرصه هنر و ادبیات نمی‌کاهد، بلکه به آن اعتباری بیشتر و ارزشی عمیق‌تر می‌دهد. با این یافته‌ها می‌توان درد عمیق اجتماعی شاعر معاصر ما شاملو را بهتر فهمید که می گوید: من درد مشترکم، مرا فریاد کن!


عبدالرحمن نجل‌رحیم، عصب‌پژوه


NajlNeuro

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان