کد خبر: ۲۶۹۶۶
تاریخ انتشار: ۱۲ شهريور ۱۴۰۰ - ۱۴:۱۷-03 September 2021
عرفان، برابری و آزادی سه آرمان بلند و پرشکوه در اندیشه شریعتی‌اند که تصویر ذهنی آن، در صورت تحقق عینی‌اش در جامعه، به "شهر خدایی" شباهت دارد که بشریت دردمند و آگاه در سراسر تاریخ سرگشته و شوریده آن بوده است.
این سه‌گانهٔ آرمانی، اگر خوش‌بینی تاریخی داشته باشیم، در سرانجام تاریخ به طور کامل به وقوع خواهد پیوست و به همین دلیل شریعتی مسیر حرکت تاریخ و پایان خوش آن را منتهی به این سه شاهراه دانسته و با آن‌ها آن جامعهء آرمانی را تصویر‌سازی کرده است. 

این سه‌گانه در مقاطع مختلف تاریخی فقط می‌تواند " الهام‌بخش" و " جهت‌بخش" کسانی باشند که به آن باور دارند و در مسیر تحقق آن می‌کوشند. در واقع این سه آرمان در فرایند بلند‌مدت تاریخ دوشادوش هم قابلیت تحقق دارند. از این رو این سه‌گانه دسترس‌ناپذیر اما امیدآفرین ، شوق‌برانگیز و حرکت‌بخش می‌نمایند.

از این سه‌گانه، آزادی و عدالت ما‌به‌ازای بیرونی دارند اما عرفان فاقد ما‌به‌ازای بیرونی است ، احساسی است کانونی که امر معنا را در هستی برای آدمی وضوحی زنده و روشن می‌بخشد و به تعبیر شریعتی خویشاوندی با طبیعت را در روح و نگاه عارف می‌نشاند. 

در واقع عرفان ضامن همزمان تحقق و تداوم " راستین" عدالت و آزادی خواهد بود و بدون آن عدالت و آزادی " راستین" امکان تحقق و بقا ندارند . زیرا عرفان به عنوان راه اتصال با امر قدسی آدمی را از درون خواهان آن دو می‌کند و نقش مقوم و مشوق و محافظ وجودی آن دو را ایفا می‌نماید. 

عرفان با اخلاق، که امروز آن را بر جای عرفان و دین می‌نشانند، تفاوت ماهوی دارد زیرا عرفان امری اکتشافی است و اخلاق امری اکتسابی . اخلاق کسبی که ناشی از تربیت ذهنی و رفتاری است به دلیل آن که ریشهء وجودی ندارد در شرایط متغیر پایداری و تاب‌آوری دائمی ندارد، اما عرفان کشفی که ناشی از تربیت عینی و شخصیتی است به دلیل آن که ریشهء وجودی دارد در شرایط متغیر پایداری و تاب‌آوری دائمی دارد. 

بی‌جهت نیست که شریعتی همه جا بر عرفان که همان روح دین است و با حکمت قرآنی اشتراک معنایی دارد، به مثابه دژ مستحکم عدالت و آزادی تاکید می‌کند اما بر اخلاق چنین تاکیدی ندارد. چرا که مبنای اخلاق در عالی‌ترین شکل آن عقل است که تردید‌افکن و ناپیگیر است ولی مبنای عرفان " جان" است که یقین‌آفرین و پیگیر است. 

عرفان مبتنی بر " جان"  که همان عرفان " حالی " است در شکل تعمیق‌یافته‌اش استعداد مهار همهء هوا و هوس‌ها و کشش‌ها و انگیزه‌های غیر‌اخلاقی و غیر‌انسانی را دارد و در عین حال همهء خصوصیات نیکوی انسانی را تقویت و رشد می‌دهد. اما اخلاق مبتنی بر عقل به دلیل آن که ریشه در "جان" ندارد و بر ستون تزلزل‌ناپذیر "کانون وجود" متکی نیست توانایی مهار همهء بدی‌ها و زشتی‌ها را ندارد. 

بدیهی است که در این‌جا سخن بر سر عرفان اصیل است و نه غیر‌اصیل که مدعیان آن در نابودی عدالت و آزادی و کرامت انسانی گوی سبقت را از دشمنان عدالت و آزادی ربوده و می‌ربایند.

در سیر تاریخ به نسبتی که عرفان حالی در جان تک‌تک انسان‌های آگاه می‌شکفد و به تدریج به برگ و بار می‌نشیند، عدالت و آزادی نیز توسعهء راستین و برگشت‌ناپذیر پیدا می‌کنند. اما این روند به کندی صورت می‌پذیرد زیرا عرفان آموختنی نیست، کاویدنی است. البته در آینده انسان با پیشرفت علم روان‌شناسی و روان‌کاوی و ... فرمول یا فرمول‌هایی را کشف خواهد کرد که دستیابی به عرفان را ممکن سازد اما تا آن زمان احتمالا راه درازی در پیش است.

به نظر من شریعتی در سه‌گانهء عرفان، برابری و آزادی ، عرفان را به عنوان ضامن قطعی و نهایی تحقق برابری و آزادی راستین می‌داند که در نبود آن مسلما پایه‌های عدالت و آزادی و کرامت انسانی سست و متزلزل و بدون تکیه‌گاه محکم خواهد بود. به همین دلیل او همهء روشنفکران را دعوت می‌کند که برای توسعهء عدالت و آزادی برخیزند و گامی فراتر از عقل بردارند.

نویسنده: امیر رضایی



سخنرانی‌ها
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان