کد خبر: ۲۶۹۵۹
تاریخ انتشار: ۱۱ شهريور ۱۴۰۰ - ۱۵:۵۳-02 September 2021
وقتی از زیبایی‌شناسی یا استیک می‌گوییم ابتدا باید به احساس و ادراک توجه کنیم نه صرفا به صنعت یا طرز بیان.
زیبایی‌‌شنایی علم فهم جهان براساس احساس و تجربه است. بنابراین از فرم‌هایی می‌گوید که می‌خواهد تجربه‌ی زیسته را تبدیل به تجربه‌ی هنری کند. 

ضمیایر اشاره، جانشین اسم‌اند و در غیاب اسم می‌آیند. این غیاب خود منشأ ابهام و زیبایی‌شناسی‌ است ضمایر اگر چه  می‌خواهند اسم را بازنمایی کنند یا این‌همان باشند اما محتاج اسمی هستند که پیش از آنها باید خود را عیان سازد.  به عبارت دیگر نمی‌توانند بدون اسم چیزی را ظاهر کنند.از این جهت ضمیر اشاره می‌تواند به مثابه‌ی استعاره  هم چیزها را آشکار و هم چیزها را پنهان کند. 

کنش اشاره‌ای همیشه مشکوک است؛ زیرا می‌تواند مرجع خود را مبهم نشان دهد. وقتی با انگشت، اشاره می‌کنیم  در برابر انگشت اشیای مختلفی (دور یا نزدیک) قرار می‌گیرند؛ به همین دلیل ممکن است مخاطب از شما سوال کدام یک را می‌گویی؟ این ابهام همیشه در ضمایر اشاره مستتر است. خصوصا زمانی که گوینده دوست ندارد اشاره‌اش کانونی شود و یا با اشاره و ابهام می‌خواهد خود یا چیزی را نجات دهد. به همین دلیل ضمایر اشاره در علم معانی کارکردهای ویژه‌ای دارد. 

وقتی خیام می‌گوید: «آنان که محیط فضل و آداب شدند» مرجع ضمیر «آنان» به چه کسانی برمی‌گردد؟ معلوم است خیام در حال طعنه زدن است. ضمیر طعنه‌آمیز  «آنان» بسیار در رباعیات  خیام کار برد دارد. 

و حافظ بیش از هر شاعری به این راز گفتمان خیامیت پی برده است: «آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند / آیا بود که گوشه‌ی چشمی به ما کنند؟»

اما حافظ در زیبایی‌شناسی‌ ضمایر اشاره در حد گفتمان خیامیت باقی نمی‌ماند. او می‌داند که ضمایر اشاره رازهای عجیبی در خود دارند. هم سانسور می‌کنند و هم علیه سانسور تبدیل به نماد می‌شوند. هم سوژه را عیان و هم پنهان می‌کنند. هم  ابژکتیو‌اند و هم سوبژکتیو.   

برخی از کارکردهای زیبایی‌شناسانه‌ی ضمایر اشاره با توجه به شعر حافظ از این قرار است:

الف) بیان‌ناپذیری:  می‌توانیم با ضمایر این، همین، همان و.. به خواننده هشدار دهیم که آنچه تجربه می‌کنیم قابل بیان کردن نیست. 
ب) نمی‌دانیم کدام راه درست‌تر است این یا آن؟ اما تو می‌توانی انتخاب کنی زیرا دقیقا حقیقت آشکار نیست. بنابراین ابهام ضمایر می‌توانند ما را نجات دهند. 
ج) نمی‌دانیم  کدام نزدیک و  کدام دور است. جهان پس و پیش خود را مشخص نکرده است. از معاد می‌گویند اما معلوم نیست آینده است یا گذشته. از ازل می‌گویند اما معلوم نیست چه زمانی است.  
د) وقتی از «همین» می‌گوییم باید تشخیص دهی همین «چگونه» است.
ه) وقتی از «این» می‌گوییم تخیل خواننده است که «چیستی این» را خلق می‌کند. وقتی می‌گوییم «آن کار دیگر» تو باید تشخیص دهی آن کار دیگر چیست؟ 
و) اشاره‌ها مرز ندارند و این بی‌‌مرزی می‌تواند دست ما را باز گذارد تا مرز‌های دلبخواه  تعیین کنیم.

حافظ در غزل «کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد / یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد» زیبایی‌‌شنایی «ضمایر» اشاره را کاملاً اجرا کرده است: اجرایی بی‌نظیر که تنها فرمالیست‌های بزرگ می‌توانند اجرایش کنند.

در اولین بیت می‌گوید:«یک نکته از این معنی گفتیم «همین» باشد» مرجع این «همین» ظاهراً به «گفتن شعر تر » می‌رسد. اما همه‌ی ماجرا این نیست. زیرا حافظ در این غزل ما را به زیبایی‌شناسی ضمایر اشاره ارجاع داده است. 

به همین دلیل مصراع باشکوهی را ساخته است که معمولا خواننده معمولی را گیج می‌کند: چرا حافظ تأکید‌ کرده و دیگر چیزی نگفته است؟ حافظ در این غزل مصرع‌های اول را می‌سازد بعد در مصرع‌ها دوم به آن ساخته‌ها اشاره‌‌ی مبهم می‌کند: «شاید خیر تو در این باشد» خیر من در چیست  اینکه طعن حسود سرانجام به نفع من است؟  

در بیت دیگر شانس انسان‌ها را این‌گونه تصویر می‌کند: «یا خون دل یا جام می» اوضاع جهان «چنین» است. یا «گلاب یا گل» یا  این یا آن.
اما حافظ در آخرین بیت با زیبایی‌شناسی‌ضمایر اشاره شاهکار می‌آفریند: 
آن نیست که حافظ را رندی بشد از خاطر
کاین سابقه پیشین تا روز پسین باشد

آن و این را به سابقه‌ی پیشین و روز پسین گره می‌زند و این‌گونه زمان‌های حال را به زمان‌ها اسطوره‌ای می‌رساند.


نویسنده: سینا جهاندیده
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان