کد خبر: ۲۶۸۹
تاریخ انتشار: ۲۶ شهريور ۱۳۹۷ - ۱۷:۴۰-17 September 2018
دكتر سيد يحيي يثربي در سایت «الف» نوشت:
آيا در مهندسي فرهنگي ما سانسور جايگاهي دارد؟ پيش از اينکه وارد بحث در سانسور و علل و عوامل آن شوم، دو جريان را از صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران که شخصاً در آنها دخالت داشتم نقل مي­کنم. چند سال پيش روز نيمه شعبان به دعوت شبکه ۲ در برنامه­ي زنده تلويزيوني که در فضاي آزاد گوشه اي از محوطه صدا و سيما برگزار مي­شد، شرکت کردم. وقتي­که نوبت من رسيد مجري برنامه به من گفت: ما مي­خواهيم در اين روز فرخنده از تو مطالبي بشنويم که از ديگران نمي­شنويم. من در پاسخ ايشان گفتم من در اين روز مبارک به دو نکته تأکيد خواهم کرد:

يکي اينکه در مسئله حضرت مهدي (س) که يک مسئله جهاني است، جاي عقلانيت را با آيين­هاي احساسي پر نکنيم. جهان از صداي گوناکون مداحان و فريادهاي "اي گل نرگس بيا" پيامي در نمي­يابد. ما به جاي اينگونه برنامه­هاي آييني و احساسي بر آن کوشيم تا يک پيام علمي و حساب­شده و اميد آفرين به جهانيان بدهيم تا بتدريج با فلسفه مهدويت آشنا شوند. نکته دومم اين بود که ما به مردم درست آموزش بدهيم. به مردم نگوييم که از مهدي بخواهيم که بيايد، بلکه به آنان بگوييم که مهدي زماني خواهد آمد که لااقل تعداد اندکي از شما، يعني ۳۱۳ نفر، آمادگي لازم براي همراهي او را داشته باشيد. بنابراين به جاي اينکه بگوييم: اي مهدي چرا يک جمعه هم گذشت و نيامدي، بگوييم اي مردم! يک جمعه هم گذشت کو آن ۳۱۳ نفر که مهدي ما بيايد.

اين بود اول و آخر برنامه من. اما از همان آغاز به مجريان فشار آوردند که برنامه را جمع کنند و نگذارند که من فرصت صحبت داشته باشم. من اين موضوع را پيش از پايان برنامه از رفتار مجري فهميدم. و پيش از آنکه سخنم را تمام کنم گفتم که نگران نباشيد! از اين بحث من مقام معظم رهبري يا رياست محترم جمهوري نمي­رنجند. مشکل ما از جاي ديگر است. اما به هر حال نتيجه آن شد که مدت­ها به سراغ من نيامدند تا تاسوعاي ۲ سال پيش. اين بار هم شبکه يک بود و پخش مستقيم.

بحث من در اين باره بود که نوع حکومت­ها از نظر برتري و کارايي از زمان افلاطون طبقه بندي شده است؛ اما اگر شرايط لازم حکومت رعايت نشود، جريان وارونه خواهد شد؛ يعني بهترين حکومت به بدترين حکومت تبديل مي­شود. در اينجا برنامه مرا قطع کردند در اين برنامه ۳۵ دقيقه به من وقت داده بودند اما پس از گذشت حدود۵ يا ۶ دقيقه گفتند که زمان تمام شده است! اما تا من از صدا و سيما به منزل برسم چندين تلفن از تهران و شهرستان به من شد که چرا برنامه تو را قطع کردند. من هم از اينکه از مخالفت بهره برداري کنم خوشم نمي­آيد. به همه آنان تأکيد کردم که نه، برنامه قطع نشد، بلکه وقت تمام شده بود.

فرداي آن روز يعني در روز عاشورا باز هم به سراغ من آمدند که به همانجا بروم و سخنراني کنم. من نيز پذيرفتم چون اهل ناز و لجبازي نيستم. مجري گفت: از ديروز بيش از حد به ما زنگ زدند و اعتراض کردند که چرا برنامه يثربي را قطع کرديد؟ مخصوصاً از قم تلفن­هاي زيادي داشتيم. من بحث خود را همانند روز تاسوعا از انواع دولت­ها آغاز کردم. سپس گفتم که در طبقه­بندي انواع حکومت­ها، حکومت ديني و نظام نبوي از همه آنها بهتر است؛ اما اگر شرايط لازم رعايت نشود، اين بهترين نوع حکومت به بدترين نوع آن تبديل خواهد شد. از اينجا گريز زدم به کربلا و گفتم که مشکل امام حسين هم همين بود؛ يعني مي­ديد که بهترين نوع حکومت، يعني حکومت اسلامي، به بدترين نوع آن تبديل شده است، لذا شايسته ديدند که خود و خاندانشان را فدا کنند تا اين حادثه خطرناک را به مردم معرفي کنند. در اينجا بود که احساساتي شدم و سروده­اي از خودم را درباره آخرين وداع امام و گفتگوي او با خواهرش خواندم، اما گريه امانم نداد. شعر خود و برنامه را نيمه تمام رها کردم و برگشتم. باز هم مدت­ها به سراغ من نيامدند؛ تا اينکه چند روز پيش، زنگ زدند و به برنامه کتاب شبکه ۴ دعوت کردند. اما يک روز مانده به اجراي برنامه تلفن زدند و از من عذر خواستند که برنامه لغو شده است! همان روز اجرا يعني دوشنبه ۲۴/۵/۹۰ دوباره صبح به من زنگ زدند و اعلام کردند که برنامه اجرا خواهد شد. من نيز رفتم و برنامه اجرا شد.

محتواي برنامه جز اين نبود که من تفسيرم را معرفي کردم و کمي از وضع کتاب گلايه کردم که تيراژ ۱۰۰۰ جلدي در شأن جامعه ما نيست و با چنين شرايطي، نويسندگان درآمد نخواهند داشت و به نويسندگي نخواهند پرداخت. و در نهايت به علل و عوامل کسادي بازار کتاب پرداختم و گفتم که دو عامل اصلي بازار کتاب را در جامعه ما کساد مي­کند: يکي اينکه حوزه علوم اسلامي ما تک صدايي است. مثلاً همه بايد بگويند ابن سينا چنين گفت و صدرا چنان؛ در صورتي­که ما بايد در جامعه نظريه­پردازاني مي­داشتيم که همديگر را نقد مي­کردند و مردم منتظر نوشته­هاي آنان مي­شدند؛ مانند قبل از پيروزي انقلاب که هر گروهي منتظر نشر آثار جديد نويسندگان مختلف بودند. مردم دائم سراغ آثار جديد مطهري، شريعتي و ديگران را مي گرفتند. عامل دوم اين­که در جامعه ما خبري از توليد علم و نظريه­پردازي نيست. يعني سخن تازه­اي نيست تا توجه مردم را جلب کند. همين و بس!

اما هنوز از ساختمان صدا و سيما بيرون نيامده بودم که به من اعلام کردند که مسئولان از اظهارات شما خوششان نيامد. گفتم اشکالي ندارد. باز هم دو سه سال مرا دعوت نخواهند کرد.

حال، جا دارد که اين پرسش را مطرح کنيم که چه کسي سانسور مي­کند و چرا ؟

به نظر من، چنانکه بارها گفته ام، مسولان و سياست­گذاران رده بالاي کشور در حوزه علم و دانش و مسائل مربوط به تفکر و فلسفه قصد سانسور نداشته و ندارند. حساسيت آنان بيشتر به مسائل مربوط به سياست و حاکميت جامعه است. و نيز آنان از نقد مديريت ها و عملکرد کارگزاران جلوگيري نمي­کنند. بنابراين، سانسور در حوزه علم و دانش از سويي و ازريابي و نقد مديريت­ها از سوي ديگر به گردانندگان و سياست­گذاران اصلي کشور مربوط نيست. آنچه باعث سانسور مي­شود دو چيز است:

يکي ملاحضات و محافظه­کاري خود نويسندگان و گويندگان است و ديگري محافظه­کاري­هاي مديران مياني نالايق. اينک اندکي اين دو موورد را توضيح مي­دهيم:


۱- خودسانسوري يا محافظه­کاري اشخاص

عده اي بي آنکه کسي آنان را از سخن گفتن بازدارد، زبان به نقد و ارزيابي باز نمي­کنند. و اگر کسي به آنان اعتراض کند که چرا چيزي نمي­گويي بي­درنگ جواب مي­دهند که نمي­گذارند! اما اگر بپرسي به چه دليل اين سخن را مي­گويي؟ آيا تاکنون موردي پيش آمده است که شما را به خاطر سخن گفتن و انتقاد، مورد تعقيب قرار دهند، حتماً نمي­توانند جواب قانع­کننده­اي بدهند و موردي از تعقيب و سانسورشان را نشان دهند. اما به طور کلي مي­گويند: مگر نمي­بيني که فلان کس و بهمان کس در زندانند. اين گروه به چند دليل دست به خودسانسوري مي­زنند: يکي آنکه از نظر شخصيتي ضعيفند و از صداقت و جرأت بي بهره­اند. ديگر اينکه به شغل و جايگاهي که دارند، دل بسته­اند و نگران از دست دادن آن هستند.

سوم اينکه اهل فکر و نظر نيستند؛ يعني چيزي براي گفتن ندارند اما چنين وانمود مي­کنند که ما حرف براي گفتن داريم، اما نمي­توانيم بگوييم! اين گروه معمولاً از چيزهايي بحث مي­کنند که با فکر و فرهنگ مسئولان و مردم سازکار باشد و به جايي بر نخورد.

۲- محافظه­کاري­هاي مديران مياني نالايق

مديراني که نه بر اساس شايستگي، بلکه با حمايت­ها و گزينش­هاي غيرعلمي به مقامي رسيده اند و در درون سازمان معمولاً با رقبا و ناراضياني نيز روبه­رو هستند، هميشه نگرانند که مبادا اين و آن از سخنشان ايرادي بگيرند و آن را دستاويز عزل وي قرار بدهند. اينان کاري به سياست مملکت و شرايط لازم رشد علم و فرهنگ ندارند، بلکه همه تلاششان متوجه اين هدف است که خودشان مورد اشکال و ايراد قرار نگيرند. امروزه ما در رسانه هاي کشورمان بيشتر با اين دو مشکل روبه­رو هستيم: خودسانسوري و نگراني­هاي مديران نالايق!
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان