کد خبر: ۲۶۸۸۵
تاریخ انتشار: ۰۶ شهريور ۱۴۰۰ - ۲۲:۱۷-28 August 2021
به نظر من یکی از خطرناکترین پیام‌هایی که مدام به گوش‌ها خوانده می‌شود این است که به دیگران اهمیت ندهید، برای خودتان زندگی کنید، به قضاوت دیگران اهمیت ندهید.
به طرز شگفت‌انگیزی این پیام شایع شده است و آدم‌های زمانه ما باور کرده‌اند که نباید به دیگران اهمیت بدهند. اگر از من پرسیده شود خواهم گفت که یکی از احمقانه‌ترین سوالات برای توجیه فردیت و منیت مفرط انسان این است که مگر ما برای دیگران زندگی می‌کنیم؟ پاسخ درست آن است که بله قطعا یکی از مهمترین و قدرتمندترین رانه‌های انسان برای زندگی، دیگری است.

اگر به عقلای گذشته گفته میشد روزی فرامی‌رسد که برای توجیه آدمیان نسبت به اهمیت دیگران نیاز به فلسفه و استدلال و توضیح است یقیناً به سلامت گوینده شک می‌کردند. امروز اما آنچنان این سخن همه گیر و شایع شده است که مجبور به تحقق پیش‌بینی دیوانگان شده‌ام. درست است که گفته‌اند از روزی که اینترنت پیدا شد، انسان چند برابر همه‌ی تاریخ حیات خود وراجی کرده است. 

اولین دلیل برای مخالفت این است که اساسا چنین خواست و اراده‌ای امکان تحقق ندارد چرا که یکی از غرایز مهم آدمی، معنا و انگیزه یافتن در ارتباط با دیگری است. آنجا که معلم اول، ارسطو که به حق یکی از بزرگترین متفکران تاریخ فلسفه است، انسان را مدنی بالطبع خوانده است منظور تنها این نیست که انسان بدون دیگران توان رفع نیازهای مادی، تامین امنیت و یا ارضا میل جنسی خود را ندارد چرا که حیوانات هم مانند انسان‌ها به تنهایی قادر به رفع نیازهای  خود نیستند و از بین خواهند رفت، بلکه مسأله انسان در ارتباط با دیگران هویت یافتن دیده شدن، اصرار بر بودن، اصرار بر نمایش صاحب اثر بودن است و این با طبع ما هم زاد است و اساسا یک انتخاب نیست چرا که یک غریزه برای نوع انسان است.

حال فرض کنید با این پیامی که مدام به گوش‌ها خوانده می‌شود که به نظر بقیه اهمیت ندهید و میلیون‌ها انسان آنرا باور کرده‌اند چه بخواهند و چه نخواهند مدام در حال سرکوب این غریزه قدرتمند درون خود هستند و خب این اراده و این جنگ به مانند تمام انواع جنگ‌های انسان با غرایز خود، کودکی گور زاد است و قطعاً به شکست انسان خواهد انجامید. 

اما آن چه که لطمه اصلی را وارد می‌کند تلاش انسان برای ارضاء این غریزه تحت فشار و از بیراهه است که این همان مولود شوم جنگ انسان با غریزه خود است. اگه به فضای اطراف اندکی عمیق‌تر نگاه کنیم در می‌یابیم که بسیاری از تلاش‌های انسان جدید برای جلب توجه دیگران که احمقانه می‌نماید از این روست که انسان تحت فشار و از بیراهه مشغول رفع عطش است. شاید این همان سرآغاز ابتذال عمومی و شایع در جهان امروز باشد. 

دلیل دوم که شاید اندکی فلسفی‌تر نماید این است که اگر پرداختن به نظر دیگری در ذهن انسان وجود نداشت اساسا نمی‌توانستیم شاهد چیزی بنام تمدن و شاید از آن بالاتر چیزی به نام فرهنگ باشیم. بی راه نیست که آرتور شوپنهاور فیلسوف شهیر آلمانی گفته است شاید اینکه دیگران درمورد ما چه فکری می‌کنند اهمیتی ندارد اما اگر ذهن انسان دست از تصویر سازی از آنچه دیگری از او می‌بیند دست بشوید (که صد البته محال است) انسان از حرکت در لحظه و از زندگی در عمر خود، بازخواهد ایستاد و تنها و تنها همانند چهارپایان فقط برای سیر شدن حرکت خواهد کرد.

بعید می‌دانم کسی بتواند این چنین ساده یک مسأله با این ژرفا را همچون شوپنهاور توضیح دهد. تصور حتی لحظه‌ای بدون دیگران برای ما غیر ممکن است چرا که حتی در همان لحظه در حال تصور غیبت آنان هستیم اما اندکی خیال پردازی می‌تواند راهگشا باشد. خیال حداقل درمورد اینکه جامعه‌ای متشکل از انسان‌هایی که در هیچ چیز نظر دیگران را مهم نمی‌دانند. 

در چنین جامعه‌ای (اگر بتوانیم نام آن را جامعه گوییم) هیچ کدام از نهادهای اجتماعی انسانی به بقا خود ادامه نخواهند داد در رأس آنها نهاد خانواده بیشتر و پیش تر از هر چیز از میان آدمیان رخت برخواهد بست. تمام نشانه‌هایی که از یک جامعه انسانی میشناسیم به یک باره نابود می‌شوند، حتی آنچه که نشانه‌های فرهنگی و هویتی انسان است. تصور انسانی که به نظر دیگری اهمیت نمی‌دهد در واقع تصور انسانی است که هیچ مهاری ندارد، هیچ چیز تولید نمی‌کند، و خلق هیچ چیزی را در درست نمی‌شمارد. اشتباه نیست که گفته‌اند بدون شرم تمام تمدن انسانی از هم خواهد گسست و شرم چیزی جز حس حضور دیگری در زندگی نیست.

آیا واقعاً می‌پندارید که بتهوون بدون اهمیت دادن به نظر دیگران یا بدون اهمیت دادن به اینکه دیگران او را تشویق و تایید کنند ممکن بود سمفونی شماره نه را بسازد؟ 
روانشناسی زرد و احمقانه که بسیار شایع و رایج میان آدمیان عصر ما است، با اراده بودن و راهرو مستمر بودن را به احمقانه‌ترین شکل ممکن به بی اهمیت شدن نگاه و نظر دیگری تعبیر کرده است و میلیون‌ها نفر این حماقت را باور کرده‌اند. 
جدای از آنکه به چه تفسیر و تعریفی از اخلاق باورمند هستیم (البته اگر هستیم) آنچه که در امر اخلاقی اهمیت منحصر به فرد دارد آن است که بدون دیگری و بدون اهمیت داشتن خواست و نظر دیگری اساسا هیچ نوعی از امر اخلاقی امکان تحقق نداشته حتی با قطعیت میگویم امکان تصور نیز ندارد.

همه‌ی آنچه که از فضائل اخلاقی میشناسیم از احسان و صداقت گرفته تا انصاف و عدالت همه و همه مسائلی هستند که بدون حضور و اهمیت دیگری حتی امکان طرح ندارند.

فروپاشی نهاد مهم اخلاق در جامعه انسانی به طور حتم تنها ناشی از این مسأله  نیست اما بی گمان حذف دیگری و سرکوب غریزه خوب دیده شدن و تاییدطلبی به واسطه دیگری در انسان عامل مهمی در تخریب امر اخلاقی در جهان امروز است.

پایان، آنکه یا در آنچه باور می‌کنید عمیق شوید یا از ژرف‌اندیشان تقلید کنید قبل از آنکه زمین به محلی غیر قابل سکونت تبدیل شود.

نوشته: محمدعلی اکبری


اندیشه انتقادی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان