کد خبر: ۲۶۸۶۸
تاریخ انتشار: ۰۵ شهريور ۱۴۰۰ - ۱۳:۵۲-27 August 2021
دوره‌ای داستان‌های علی‌ اشرف درویشیان را دوست داشتم و بعد کم‌کم فضای دو قطبی و ایدوئولوژیک آن‌ها توی ذوقم زد و فکر می‌کردم که این جور نوشتن برای بچه‌ها تبلیغات و ایدئولوژی است، نه ادبیات و ادبیات کودک باید در خدمت لذت باشد.
حالا فکر می‌کنم داستان‌های کسانی مثل علی‌اشرف وجهی داشت که کم‌کم از داستان‌ها رخت بربسته و آن‌هم احساس مسئولیت اجتماعی و توجه کردن به "رنج" و "غم" دیگران است. به نظرم می‌شود که این توجه را صرفا در چارچوب‌ دوگانه‌هایی چون پولدارهای بد- بی‌پول‌های خوب ننوشت، اما نفس توجه به دیگران اهمیت دارد. این توجه این قدر ارزش دارد که دوست دارم بچه‌ام داستان‌های او را بخواند و تحت تاثیر قرار بگیرد.

در همان روزهایی که فکر می‌کردم دوره‌ی داستان‌های علی‌اشرف درویشیان گذشته است، او را دیدم، در حاشیه‌ی مراسمی در کتابفروشی پکا که اولین کتابفروشی بزرگ وابسته به شرکت تعاونی بود که ناشران معتبر راهش انداخته بودند و قرار بود چه‌ها که نکند و نشد. شاید در مراسم اهدای جایزه‌ی ادبی مهرگان که اولش وابسته به پکا بود و بعد با تعطیلی پکا، آقای زرگر زنده نگهش داشت. 

من چند روز قبلش در یکی از روزنامه‌ها یاداشتی نوشته بودم درباره‌ی کانون نویسندگان ایران و اگر اشتباه نکنم، با این مضمون که می‌خواهند با استناد به قوانینی به تشکل‌های صنفی مجوز بدهند که میراث دهه‌ی شصت است و برای بستن تدوین شده‌اند و بعد هم دفاع کرده بودم از اینکه باید روشنفکران سکولار هم نهاد خود را داشته باشند و از این حرف‌ها.

درویشیان از این یاداشت خوشش آمده بود و بهم پیغام داده بود، اما تا آن روز ندیده بودمش از نزدیک. باز هم احتمالا آن‌جا کسی نشانم داده بود که خودش سراغم آمد با اظهار لطفی زیادتر از حد جوانی چون من، البته با یک تذکر و توصیه. حالا تذکر و توصیه‌اش چی بود؟ با همان لهجه‌ی صاف و درخشان کرمانشاهی کمی از من و موضع و یاداشت‌هایم تعریف کرد و بعد گفت: فقط یک عیب کوچک داری! گفتم: چی استاد؟ گفت: خاتمی را قبول داری!

خندیدم و چیزی نگفتم. 

بعد گفت: یک دوره از کتاب‌هایم را برایت کنار گذاشته‌ام.

گفتم: همسر من همه‌ی کتاب‌های شما را از کودکی تا الان خوانده و برایم جهیزیه آورده است، ولی خوشحال می‌شوم یکی از کتاب‌ها را با امضای خودتان داشته باشم. 
بعد هرازگاهی سلام و احوالپرسی داشتیم و من تا این اواخر موضعم این بود که دوره‌ی این جور نوشتن گذشته است، اما در او چیزی بود که عزیزش می‌کرد و این روزها خیلی کمرنگ است. او شریف و درست و صادق و با اصول و پرنسیب بود که می‌شد اعتقادش را نپسندید، اما نمی‌شد خودش را دوست نداشت.  علی سید آبادی

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان