کد خبر: ۲۶۸۶۱
تاریخ انتشار: ۰۵ شهريور ۱۴۰۰ - ۱۱:۱۹-27 August 2021
گفتاری از آیت الله صالحی نجف آبادی
ما در تاريخ اسلام چهار حادثه داريم كه در هر چهار حادثه يك وجه مشترك وجود دارد.
اين چهار حادثه: جنگ احد، صفّين، حركت نظامي امام حسن براي سركوب معاويه و قيام امام حسين. وجه اشتراكشان اين است كه نيروهاي حق به پيروزي نظامی نرسيدند. مقصودم پيروزي نظامي است. ولي يك وجه افتراق بين سه حادثه اول و حادثه چهارم وجود دارد و آن این‌که: در باره  سه حادثه اوّل اختلاف نظر چنداني در تاريخ وجود ندارد... اما وقتي به ماجراي امام حسين مي‌رسيم اختلافات شديدي وجود دارد. 

دو قول اصلي وجود دارد:

يكي اینکه: امام با قصد كشته‌شدن رفت،
دوم اینکه: امام براي تشكيل حكومت اسلامي راهي كوفه شدند.
اما پنج قول فرعي هم اين‌جا پيدا شده است كه من فهرست‌ وار آن‌ها را بيان مي‌كنم:

۱. امام حسين با قصد تشكيل حكومت در كوفه از مکه حركت كردند ولي وقتي بين راه خبر شهادت مسلم به ايشان رسيد، تصميم امام عوض شد و از حالا به بعد با هدف شهادت راه را ادامه داد. اين نظريه شهيد مطهّري است.

۲. نظر ديگر این‌که امام نمي‌ خواست خودش تشكيل حكومت بدهد بلكه قصد تهييج مردم را داشت تا آن‌ها خودشان بر عليه حكومت يزيد قيام كنند و امام نمي‌ خواست رهبر اين نهضت باشد، و خلافت و حكومت را در دست گيرد بلكه مي‌ خواست كنار باشد. اين نظريه علّامه سيّد مرتضي عسگري است كه در مقدمه مرآه العقول آورده و خيلي مفصل آن را توضيح داده است.

۳. امام حسين قصد تشكيل حكومت را داشت ولي مي‌ دانست كه نمي‌ تواند، و قبل از رسيدن به هدفش كشته خواهد شد ولي با اين‌ حال تصميم داشت حكومت تشكيل دهد. این‌که اين‌ها چه‌ طوري با هم جمع مي‌شوند مشخص نيست. اين نظر آقاي رضا استادي است كه در كتاب بررسي قسمتي از كتاب شهيد جاويد نوشته است.

۴. امام نه قصد شهادت داشت نه تشكيل حكومت اسلامي، بلكه امام مي‌خواست جانش را حفظ كند چون جانش در خطر بود، و اصلاً قيامي در کار نبود بلكه امام براي حفظ جان حركت كرد و اگر در این حالت فرار هم می‌كرد تا از دست ظالمين راحت شود اشكالي نداشت. اين نظر آقاي شيخ علي‌ پناه اشتهاردي است كه در كتاب «هفت ساله» در پاسخ «شهيد جاويد» نوشته است.

۵. امام حسين ظاهراً وانمود مي‌ كرد كه مي‌ خواهد تشكيل حكومت بدهد ولي در باطن مي‌ خواست خود را به كشتن بدهد. اين نظريه يعني ظاهر و باطن امام دوتاست! اين نظر آقاي شيخ محمد فاضل لنكراني و آقاي شهاب‌ الدين اشراقي در فصل چهارم كتاب «پاسداران وحي» در پاسخ به شهيد جاويد آمده است. اهل سنّت درباره نهضت امام حسين دو گروه شده‌اند:

يك گروه: قيام و حركت امام را تخطئه مي‌ كنند و مي‌گويند اين حركت از اساس ناصحيح، نامعقول و نامشروع است و آن را باعث فتنه مي‌دانند. 

گروه ديگر: حركت را نامشروع نمي‌ دانند و اعتقاد دارند حركت عليه ظلم، ستم و حكومت، مشروع است ولي امام حسين اشتباهش اين بود كه موقعيت را درست تشخيص نداد و ارزيابي‌ اش از جوّ زمانه و نيروهاي خودي و دشمن ارزيابي درستي نبود. ابن خلدون كه به اصطلاح بين علماي اهل سنّت با انصاف‌ تر است چنين عقيده‌‌اي را دارد. 

البته افراد ديگري بين اهل سنّت هستند مانند عقاد مصري كه واقعاً از روي انصاف، كتاب: «ابوالشهداء» را در اين باره نوشته است، يا مانند عبدالله علائلي كه دو جلد كتاب نوشته است با عنوان: «سمُوّ المعني في سموالذات...». افرادي از اين دست اهل تحقيق و انصاف هستند ولي در اقليت‌ اند و گروه اول اكثريت را تشكيل مي‌ دهند و نوشته‌ های آنان به طور وسیع منتشر شده و اثرگذارتر بوده‌اند.

( منبع : شوکران اندیشه، مجتبی لطفی، با تلخیص)

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان