کد خبر: ۲۶۸۵۱
تاریخ انتشار: ۰۴ شهريور ۱۴۰۰ - ۲۳:۵۶-26 August 2021
محمدرضا حکیمی، فقیه و قرآن‌پژوه خراسانی درگذشت.
دایرةالمعارف قرآنی-حدیثی الحیاة، مهم‌ترین اثرش در واقع کار مشترک او با دو برادرش یعنی شیخ علی و شیخ محمد حکیمی است. تا آن‌جا که اطلاع دارم، زحمت اصلی این مجموعه به دوش مرحوم شیخ علی حکیمی بود که همین یک ماه پیش از دنیا رفت، در قرآن‌پژوهی، و شناخت تفاسیر شیعه سنی، و شناخت احادیث از برادر نامدارش باسوادتر بود.

در میان اظهارنظرها بعد از فوت محمدرضا حکیمی، کم‌تر کسی به ریشه‌های فکری جریانی که وی آن را نمایندگی می‌کرد پرداخت. اکثر اظهارنظرها حول محور، عدالت‌خواهی و ساده‌زیستی او بود. جنس عدالت‌خواهی او از جنس یک فکر پوسیده و قدیمی بود که در زمان کنونی موضوعیت چندانی ندارد. ساده‌زیستی‌اش هم یک انتخاب شخصی بود که حامل هیچ فضیلت و رذیلتی هم نبود.

حکیمی در مقاله‌ای با عنوان «مکتب تفکیک» در شماره زمستان ۱۳۷۱ مجله کیهان فرهنگی، رئوس فکری این حریان را تشریح کرد. سال ۱۳۷۵ هم آن مقاله را با اضافاتی به عنوان یک کتاب منتشر کرد.

منظور از تفکیک در این جریان، تفکیک بین الهیات و معرفت دینی از فلسفه و عرفان است، بزرگان این جریان بر این اعتقاد بوده و هستند که عقل فلسفی که بر گرفته از منطق ارسطویی یونانی و خرد مزدایی ایرانی است، و تصوف و عرفان مصطلح که برگرفته از میراث افلاطون و فلوطین یونانی و حکمت خسروانی ایران باستان است، باعث انحراف در الهیات اسلامی و معارف اهل بیت شده و می‌شود.

مهم‌ترین تریبون این جریان در ایران امروز، مجله سمات است. مهدی نصیری مدیر سابق روزنامه کیهان ، چند سالی است که در این مجله مقالات مناقشه‌برانگیز می‌نویسد. چند سال پیش هم در یک مناظره جنجالی با محسن غرویان در شبکه چهار سیمای جمهوری اسلامی، به‌طور صریح ابن‌عربی و ملاصدرا را تکفیر کرد حتی غرویان به‌طور صریح به او گفت که، «با این حرف‌های شما لابد امام خمینی هم کافر بوده است»!

هم‌اکنون آیت‌الله جعفر سیدان در حوزه علمیه مشهد از مطرح‌ترین افراد این جریان است. گفته می‌شود که شیخ حسین انصاریان خطیب و روضه‌خوان مشهور هم به این جریان وابسته است.

بسیاری به غلط ریشه فکری این جریان را در اندیشه‌های استاد محبوب حکیمی یعنی مرحوم شبخ مجتبی قزوینی و نهایتاً میرزا مهدی اصفهانی می‌دانند. درحالی‌که این جریان، یک جریان ۱۲۵۰ ساله در تاریخ تشیع است.

جبهه‌گیری علیه فلسفه و عرفان در تاریخ اسلام از همان اوایل شروع شد. حتی در دنیای تشیع زودتر از دنیای اهل سنت شروع شد، در اواخر دوران حکومت اموی و اوایل حکومت عباسی، ترجمه متون فلسفه و منطق یونانی آغاز شد. همچنین مسلمانان با میراث فکری ایرانیان آشنا شدند، این متون تأثیرات زیادی بر افکار مسلمانان می‌گذاشت. 

اواخر قرن دوم هجری، هشام بن حکم و هشام بن سالم جوالیقی جعفی که از یاران امامان ششم و هفتم شیعه هم بودند، نخستین افرادی بودند که با قواعد فلسفه یونانی مخالفت کردند، بعد از این دو، فضل بن شاذان نیشابوری در اوایل قرن سوم، رساله‌ای در رد فلسفه و فلاسفه نوشت. میراث این سه متکلم شیعی در قرون بعد تداوم یافت و توسط افرادی چون حسن بن موسی نوبختی، قطب‌الدین راوندی، محمدباقر مجلسی، ملا احمد نراقی و ... تداوم یافت و به مکتب خراسان در زمان کنونی رسید. 

این جریان را می‌توان به نوعی اشعری شیعی نامید. این جماعت معتقدند که قرآن و معارف اهل بیت کافی هستند و ما نیازی به تصوف و فلسفه نداریم. همان‌طوری‌که اشعری‌های اهل سنت، قرآن و سنت رسول خدا و سنت صحابه و تابعین را کافی می‌دانند.

در اوایل قرن سوم هجری، امام احمد بن حنبل، نخستین فقیه و امام اهل سنت بود که ستیز با فلسفه را شروع کرد و این سنت توسط افرادی چون بربهاری، غزالی، ابن‌تیمیه، سبط ابن‌جوزی و ... تداوم یافت. در دنیای اهل سنت ابتدا این جریان فلسفه‌ستیز را جریان اشعری نامیدند و بعدها جریان سلفیه نامیده شدند، آن‌ها هم معتفد بوده و هستند که فلسفه و عرفان، باعث انحراف در راه و روش سلف صالح امت محمد بعنی صحابه، تابعین و تبع تابعین شده است 

محمد محبی 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان