کد خبر: ۲۶۸۰۷
تاریخ انتشار: ۰۲ شهريور ۱۴۰۰ - ۱۹:۱۶-24 August 2021
این دست نوشته که هشت سال قبل وسه سال پیش از رحلت ایشان در تابستان سال ۱۳۹۲ نگاشته شده است مضامین جالبی دارد.
بسم الله الرحمن رحیم
من، اکبر هاشمی بهرمانی، مشهور به رفسنجانی عضو خانواده ای مرکب از ۹ فرزند با پدری آشنا به معارف و مودب به آداب دینی و مادری فرزند شهید در روستای کوچکی به نام بهرمان در جلگه نوق رفسنجان متولد و رشد کردم.

معاش خانواده از کشاورزی در ملکی که ۱۲% از آب و زمین روستا خلاصه می شد تامین می‌گردید و تحصیل در روستا تا سطح کلاس شش آن زمان اما در مکتب خانه تا سن ۱۴ سالگی از روستا بیرون نرفتم و قبل از بلوغ برای ادامه ی تحصیل در سال ۱۳۲۷ شمسی با تشویق پدر به قم رفتم.

در منزل آیات اخوان مرعشی که از علمای قم بودند به خاطر خویشاوندی مستقر شدم و تحصیل علوم دینی را از جامع المقدمات که متن ابتدایی تحصیل بود شروع نمودم .
در اثر ترتبیت در خانواده و سپس در فضای حوزه علمیه قم و بهره مندی از سرپرستی آیین اخوان مرعشی، هدفم علوم دینی و خدمت به مردم و کشور بود.

آن زمان هفت سالی از شهریور ۲۰ می گذشت و دورات خفقان رضاخان برای نسل ما به فراموشی سپرده می شد و جریان های سیاسی در کشور شکل گرفته بود. در قم جبهه ملی و فدائیان اسلام و توده ای ها فعال بودند و تبلیغات انتخابات فضارا پر کرده بود. شاه جوان محمد رضا، هنوز بعد از عزل و تبعید پدرش به خاطر حضور موثر کشورهای پیروز جنگ جهانی دوم، قدرت ادامه خفقان رضاخان را نداشت.

پس از رحلت مرجع عام التقلید ایت الله اصفهانی و استقبال از ایت الله بروجردی در قم، حوزه ی علمیه به سرعت رشد می کرد و آیت الله بروجردی قدرت همراه تقدیس روز افزوه داشته و در سراسر کشور مساجد و حسینیه ها و مراسم دینی با نشاط زیادی که پس از نجات از دوره خفقان رضاشاهی تحمل کرده بودند فعال شده و رو به توسعه بودند.

سه سال با این شرایط مناسب یک سره به تحصیل پرداختم و در حاشیه با جریان های سیاسی و علمی اشنا شدم. جامع المقدمات سیوطی ملا عبدالله در منطق و مغنی و معالم اصول فرهنگی جز معالم در ادبیات است و معالم هم در اصول و به شرح لمعه و قوانین و فقه اصول فقه که وارد شدم، احساس کردم از مقدمات به متن رسیده ام و ضمنا گاهی خود به جدیدالورودها درس می‌دادم، تابستان و زمستان و تعطیلی و .. فرقی نمی‌کرد.

جبهه ملی به حکومت رسید آیت الله کاشانی که از زندان و تبعید انگلیس رها شدند، با محبوبیت زیاد توده مردم اسلامی را با جبهه اسلامی همراه کرده ک فدائیان اسلام که روح شهامت و شجاعت را به جوانان هدیه کرده بودند هم راه صاف کن بودند و حوزه را هم متمایل به سیاست کرده بودند البته آیت الله بروجردی که اولویت را تقویت حوزه و جبران کمبود آموزش های دینی عصر پهلوی می‌دیدند، موافق اقدام سیاسی در حوزه نبودند.

پس از سه سالی تحصیل مداوم تابستان به بهرمان برگشتم و مردم را روشن تر از گذشته یافتم قسم وعظ و خطابه را آغاز کردم. دریافتم که سفرهای تبلیغی طلاب، هم مردم را می سازد و هم خود آنان را در متن جامعه می‌برد و در مراجعت روی حوزه اثر می‌گذارد.

در این مدت با آیت الله خمینی که منزلشان روبه روی مسکن ما بود به خوبی اشنا شدم و روح جدیدی در کالبد خود احساس کردم. آیات اخوان مرعشی به نجف و من به حجره مدارس نقل مکان کردم. احساس شد که جامعه نیاز به نشریات عمیق دینی و اجتماعی دارد و لازم است شبهه های زیادی که به جوانان تزریق میشود پاک شود. با همکاری شهید باهنر و... انتشارات مکتب تشییع را تاسیس و اداره کردیم که برای خودمان و خواننده هایمان سازنده و از درس های خارج امام خیلی آموختم.

دولت مصدق در اثر تفرقه ارکانش و رفتار نامناسب با ایت الله کاشانی و فدائیان اسلام، پشتوانه مردمی را از دست داد و در ۲۸ مرداد ساا ۱۳۲۸ سقوط کرد و دربار با کمک غرب سلطه خودرا بسط داد و به سیاست سرکوب روی اورد و پس از رحلت آیت الله بروجردی به فکر تضعیف حوزه قم و ملوک الطویفی کردن مرجعیت افتاد که نتیجه ی ان قیام امام خمینی و جذب مردم سراسر کشور و طلوع گروع جدیدی از شاگردان ایشان و آغازی بر نهضت روحانیون شد که خود من و جمعی از دوستان صمیمی ام در این حرکت نقش اساسی داشتیم و تا امروز ادامه دادم.

دران مدت دریافته بودم که عامل اصلی فلاکت و عقب ماندگی کشورهای اسلامی استبداد و استعمار است که مکمل و نگهدار یکدیگرند و مثل دو لبه قیچی، منافع مردم و کشور به نفع این دو جرئوعه شوم، قیچی می‌شود.

برای بیداری مردم کتاب القضیه الفلسطینیه اکرم زعیتر را به نام سرگذشت فلسطین یا کارنامه ی سیاه استعمار ترجمه کردم و یک مقدمه جانانه ای در توضیح ان نوشتم

چون در ان هر خواننده ای نقش مخرب آن دو عامل را بالعیان میدید و در همان شرایط خفقان، خود مردم دهها بار آن را مخفیانه چاپ و منتشر کردند و خوراک بحث های جلسات مبارزان شد.

بخاطر آن، مصائب زندان و شکنجه های غیرقابل توصیف را توسط استبداد و به فرمان استعمار، تحمل کردم و آبدیده تر شدم. پس از آزادی کتاب امیرکبیر یا قهرمان مبارزه با استعمار را نوشتم که درسا در جهت اثبت دریافتم بود و چون استبداد قاجاریه در ان افشا شده بود رژیم پهلوی مشکلی با ان نداشت و زهر ان را هم تحمل می‌کرد و ان هم با چاپ های بیشمار هدفم را خوب منتشر کرد و در میدان مبارزه با تبعید امام و خلا رهبری مبارزه با جمع همفکران نگذاشتیم که مشعل مبارزه با استعمار و استبداد و راه روشن شده خاموش شود و تقریبا نیمی از وقتمان در زندان ها و اوارگی گذشت و در اخرین زندان که سه سال طول کشید بهترین توفیق تمام عمرم را خداوند عطا فرمود و یادداشت تفسیر راهتما (بعد از پیروزی انقلاب)، در ۲۰ جلد منتشر شد و فرهنگ قران که در ۳۳ جلد منتشر شده و تفسیر موضوعی که در دست تهیه است را فراهم کردم و اکنون در لبنان و پاکستان، این اثار در حال ترجمه به زبان عربی و اردو است و چند جلد هم از انها منتشر شده.

سه ماه مانده به پیروزی انقلاب زندانم تمام شد و وارد اقیانوس مردم مصمم به ریشه کن کردن استبداد و استعمار شدم. انقلاب در ۲۲ بهمن ماه ۵۷ پیروز شد و من در شورای انقلاب حزب جمهوری اسلامی و سپس در وزارت کشور و در سمت ریلست مجلس و فرماندهی ادامه جنگ و نهایتا جانشین فرماندهی نیروهای مصلح انجام وظیفه کردم و با تدبیر جنگ را با اصطلاح قطعنامه ۵۹۸ و پذیرش ان تمام کردیم و در شورای امنیت ملی سازمان ملل صدامیان را محکوم کردیم و با حکم دریافت صد میلیارد دلار خسارت و با تدبیر اسرایمان و اسرای عراقی را ازاد کردیم و صدام به فلاکت افتاد و از گور خود ساخته خود بیرون کشیده شد و به سرداب رفت و من در سمت ریاست جمهوری، خرابیهای جنگ را ترمیم کردم و زیربناهای کشور را در دوره ریاست جمهوری نسبتا ساختم.

پس از رحلت امام راحل نقش اساسی در مجلس خبرگان برای ادامه یافتن راه امام در حفظ جایگاه ولایت فقیه ایفا کردم و پس از ریاست جمهوری در سمت ریاست مجمع تشخیص مصلحت و نایب اول ریاست خبرگان و چند سالی در سمت ریاست ان به خدمت ادامه دادم و با انتخاباتی سالم و ازاد جریان اصلاح طلب دولت را گرفت‌ متاسفانه با نمک نشناسی راه را گم کرد.

متاسفانه کم کم احساس کردم که نیروهای در کمین نشسته با انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴ دولتی از جنس خودرا ساختند و چهارسال بعد نیروهای خالص انقلاب تارومار کردند و من با نوشتن یک نامه تاریخی به رهبری و سپس در اخرین خطبه های نماز جمعه که چهارصد و پنجاه یکمین خطبه نماز جمعه من بود در تاریخ ۲۶/۴/۱۳۸۸ نصایح خودرا که شبیه وصیت نامه است درحالی که جمعیت میلیونی در خیابان های تهران اجتماع باشکوهی داشت و دهها میلیون نفر از طریق رادیو و تلوزیون آن را شنیدند اثبات کردم که خواست اسلام و امام راه انقلاب حاکمیت مردم است و نه یک گروه و از آن به بعد در مسئولیت ریاست مجمع به خدمت ادامه می دهم و شاهد انحرافات دلخراشی هم هستم.

و اخیرا چون دیدم ... سیاستی دیگر آغاز شده، برخلاف تصمیم در انتخابات ۲۴ خرداد ۱۳۹۲ ریاست جمهوری در آخرین لحظات نام نویسی کردم که زلزله در کشور انداخت و دنیا طلبان از ترس ارا به بهانه کهولت سن صلاحیتم را رد کردند ولی در حقیقت تثبیت کردند و با اشاره، اقای دکتر روحانی را حائز اکثریت ارا نمودم و در انتظار نتایج ان هستم اگر ... بگذارند.

تابستان ۹۲




محسن هاشمی رفسنجانی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان