کد خبر: ۲۶۷۵۸
تاریخ انتشار: ۳۰ مرداد ۱۴۰۰ - ۲۰:۳۲-21 August 2021
‏دروازه جهنم در دو مرحله به روی افغانستان باز شد: کودتای داوود خان در ۱۹۷۳ و کودتای خونین کمونیست‌ها در ۱۹۷۸.
این دو مرحله مکمل ضروری یکدیگر بودند. در ۱۹۷۳ داوود خان نخست وزیر ده‌ساله ظاهر شاه و پسر عموی او با حزب مارکسیستی پرچم متحد شد و با کمک های پنهان کا گ ب‏ظاهر شاه را سرنگون و اعلام جمهوری کرد. نیمی از اعضای کابینه او را پرچمی‌ها تشکیل می‌دادند. 

داوود خان کمونیست نبود اما فردی بسیار جاه‌طلب و با اعتماد به نفس کاذب بود و عقاید ناسیونالیستی با تم رقیق چپگرایانه داشت. در آن زمان چند سالی بود که مباحث سیاسی در بین جوانان و‏دانشجویان داغ شده و دو جریان افراطی که بعدا در دهه هشتاد میلادی افغانستان را به خون و ویرانی کشیدند در دانشگاه‌ها رشد کرده و آنجا را به عرصه بحث، یارگیری و نزاع با یکدیگر تبدیل کرده بودند: یکی جریان مارکسیستی که منهای دو گروه کوچک مائوئیست شعله و ستم ملی در حزب‏ دمکراتیک خلق طرفدار شوروی متمرکز شده بود. 

این حزب کمی بعد از تاسیس به دو جریان تندرو خلق و جریان میانه رو و مکار پرچم منشعب شد و البته شوروی‌ها همچنان با دو جریان متحد بوده و آنها را در کنترل داشتند. جریان دوم جریان اسلام گرا بود که تحت تاثیر اندیشه‌های سید قطب و‏اخوان‌المسلمین مصر و همچنین ابولعلا مودودی پاکستانی و سازمان جماعت اسلامی او قرار داشت. اسلام‌گرایان افغان از آغاز با این دو جریان رابطه تشکیلاتی داشتند. سال‌های پایانی دهه شصت میلادی دانشگاه کابل عرصه نزاع این دو جریان بود که گاه به برخوردهای خشن فیزیکی نیز منجر می‌شد.

‏بسیاری از چهره‌هایی که بعدها به رهبران طراز اول دو جریان کمونیستی و اسلام‌گرای افغانستان تبدیل شدند، در درگیری‌های این دوره دانشگاه کابل حضور داشتند. به طور مثال در یکی از این زد و خوردها گلبدین حکمتیار یکی از دانشجویان مارکسیست را به قتل رساند و فراری شد. قبلا هم‏ نجیب‌الله عضو پرچم و رئیس جمهور سال‌های بعد افغانستان، دندان‌های حکمتیار را خرد و چند دانشجوی اسلام‌گرای دیگر را مضروب کرده بود. 

این دو یعنی نجیب و حکمتیار که مشهورترین بزن بهادرهای مارکسیست و مسلمان دانشگاه کابل بودند، در دهه هشتاد میلادی به رهبران درجه اول‏دولت و مخالفان در جنگ داخلی افغانستان تبدیل شدند. به قدرت رسیدن داوود خان و برکناری ظاهرشاه تعادل لرزان جامعه افغانستان را برهم زد. برخی از اشراف محافظه‌کار بر علیه داوود متشکل شدند و پرچمی‌هایی که در پلیس و دستگاه امنیتی داوود حضور داشتند، برای سرکوب و حذف آنان ‏برنامه‌ریزی کردند. گروهی از اشراف و مقامات سابق دستگیر شده و میوندوال نخست وزیر سابق و مشهور افغانستان در زندان زیر شکنجه کشته شد. از سوی دیگر اسلام‌گرایان هم فعال شده و به تکاپو افتاده بودند. آنها به قدرت رسیدن داوود را به معنای آغاز دریجی سیاست‌های ضد اسلامی و سیطره کفار شوروی‏بر افغانستان می‌دانستند. اما برای حکومت داوود و متحدان پرچمی‌اش مقابله با اسلام گرایان دشوارتر بود. زمانی که طرح دستگیری و سرکوب آنان ریخته شد، بیشترشان از جمله برهان‌الدین ربانی، حکمتیار و احمدشاه مسعود به پاکستان گریختند و در پناه برادران حامی خود در آنجا فضای ‏مناسبی برای تشکل و سازماندهی یافتند. 

تقریبا اکثر احزاب و سازمان‌های بزرگی که بعدا در دهه هشتاد علیه شوروی جنگیدند، در همین فاصله ۱۹۷۳ تا ۱۹۷۵ در پاکستان تشکیل شدند. آنان در تابستان ۱۹۷۵ با سلاح‌هایی که از طریق کمک‌های مالی اخوان‌المسلمین مصر و جماعت اسلامی پاکستان‏شورش مسلحانه‌ای را در برخی نقاط افغانستان از جمله پنجشیر، لغمان، لوگر، بدخشان و کابل به راه انداختند و برخی از این نقاط را برای یک روز در اختیار خود گرفتند اما در نهایت توسط ارتش سرکوب شده و آنهایی که کشته یا دستگیر نشده بودند، به پاکستان گریختند.‏ 

این شورش داوود خان را وحشت زد و از احتمال کشیده شدن کشور به ورطه جنگ داخلی شدیدا نگران شد. شورش ناکام اسلام‌گرایان سرآغاز تصمیم داوود خان به دور شدن تدریجی از پرچم و شوروی بود. او بیشتر وزرای پرچمی را برکنار کرد اما از نفوذ گسترده هر دو سازمان خلق و پرچم در ارتش تا حد ‏زیادی غافل بود. افغانستان از دهه بیست میلادی یکی از معدود کشورهای غیر کمونیستی بود که با شوروی روابط بسیار نزدیکی داشت. 

شوروی‌ها در دوران خروشچف از این رابطه به عنوان الگویی مناسب برای سیاست بی‌طرفی و اعتماد به شوروی یاد می‌کردند. شوروی‌ها طرح‌های عمرانی قابل توجهی را‏در افغانستان اجرا کرده و آموزش و مدرنیزه کردن ارتش افغانستان را هم به عهده گرفته بود. در همین راستا صدها نفر از افسران افغان به شوروی فرستاده شده تا آموزش ببینند. تعدادی قابل توجهی از آنان در به کمونیسم گرایش پیدا کرده و پس از بازگشت در سازمان مخفی نظامی سازمان‌های خلق‏و پرچم متشکل شدند و در حساس ترین رده‌های فرماندهی ارتش نظیر فرماندهی تیپ های زرهی یا اسکادران‌‌های بمب‌افکن قرار گرفتند. 

داوود خان متوجه نبود که با اتحاد با سازمان پرچم و تضعیف طبقه حاکم سنتی افغانستان، چه ریسک ترسناکی مرتکب شده است. او که قدرت مارکیست‌ها و یا امکان‏شوروی از کسب قدرت توسط آنها را جدی تلقی نمی‌کرد، روند دور شدن از شوروی و کمونیست‌ها را با جدیت بیشتر ادامه داد. او در این رابطه در سفر به مسکو کارش به درگیری لفظی با برژنف کشید. سپس تلاش کرد تا به شاه ایران نزدیک شود. 

محمدرضا شاه به او قول داد که اگر از شوروی‌‏دور شده و مارکسیست‌ها را کنار بزند، رقمی بیشتر از کمک‌های اقتصادی شوروی را به او خواهد داد. داوود خان خوشحال از وعده کمک‌های کلان شاه ایران از تهران عازم کابل شد اما در ۲۷ آوریل ۱۹۷۸ تانک‌ها و هواپیماهایی که توسط افسران کمونیست هدایت می‌شدند به او کاخ او حمله ‏کردند و پس از چند ساعت درگیری سنگین مقاومت گارد محافظ را در هم شکسته و داوود خان را به همراه تمام اعضای خانواده‌اش بدون محاکمه تیرباران کرده و در یک گور دسته‌جمعی ناشناس دفن نمودند.


طهماسبی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان