کد خبر: ۲۶۷۴۷
تاریخ انتشار: ۲۹ مرداد ۱۴۰۰ - ۰۹:۲۳-20 August 2021
مپندار سفر حسین فراری اجباری یا نمایشی لاجرم بود، نه، مسیری برای آشکارسازی بود و هست، تا همین امروز.
هر جامعه‌ای سه نقظه دارد: حیوانیت، انسانیت و معنویت. ادمها بین این نقاط مسافرند و پیشوا مدعی است به سمت معنویت میرود. زندگی نه از حیوانیت که از  انسانیت شروع میشود. بسیاری جوامع بی دین کف انسانی را دارند. چه رسد به جامعه‌ای که فقط ۶۰ سال از هجرت پیامبر گذرانده، با علی نفس کشیده، زهرا چشیده و حسن دیده. جامعه ای در اوج معنویت، پرواز انسان و الگوی بشریت. ولی ظاهرا چیزی غلط است. 

تو مپندار سفر حسین فراری اجباری است از مدینه به مکه و بعد به کوفه. از قلب مسلم به قلب اسلام و بعد به قلب مسلمانان. از خانه پیامبر به خانه خدا و بعد به خانه مردم.  این یک گذار آهنرباست برای پیدا کردن قطعات صاف. نه برای قربانی کردن بلکه برای عرضه. "چند انسان معنوی دارید؟" کاروان حسین پرچم را بلند کرده و از جامعه مدعی معنویت می‌پرسد. چند مرد؟  ۷۲ نفر! الفاتحه. 

یعنی در این پیمایش سرزمینی، در این میراث پیامبر، در این دین مبین چه اتفاقی افتاده؟ سوال کمی نیست. سوالی است که پایه های حکومت را میلرزاند. لیاقتش مرگ است.

"نه آقا آن ۷۲ نفر برای مرگ سرند شدند وگرنه قبلش هزاران نفر همراه حسین بودند. هزاران نامه آمد. مسلم لشکر داشت. تقصیر خدعه است. حیله بود و فریب." اینجاست که اعجاز حسین پیدا میشود. امام فقط پرچم ندارد، آینه هم دارد. اصلا چرا کوفه؟ کوفه علی دیده. مثل شام نیست. مثل حجاز نیست با خلیفه. زمانی نگذشته از حسن. کوفه اصل جنس است. کوفه جایی است که کمتر گندیده. "معنوی هایتان کجایند؟" امام از کوفه می‌پرسد. از حوزه علمیه. 

رفوزه شدند. همه می‌دانیم. بس است دیگر. نمایش تمام شد. بفرمایید. نه، انگار امام چیز دیگری هم دارد: آینه. ظهر عاشوراست، صف ها تشکیل شده، حق و باطل مشخص شده، حالا وقتش هست حسین واقعیت جامعه را نشان دهد. فهمیدید که در نقطه معنویت نیستید؟ حالا سوال این است که "اصلا انسان هستید؟!"

اینجا بود که پرده ها افتاد. پرده های دین داری، نمازهای جماعت، حج با شکوه، قرآن های صوت، جهاد های خونین، تقرب های اتشین، خطبه های منبر، منبرهای مناجات، مناجات های شب، شب های سجاده. و حالا واقعیت پشت پرده؟ کودک کشی روی دست پدر، اتش زدن زن و بچه، مثله کردن بدن، نبرد نابرابر، نشنیدن حقیقت، کشتن برترین و نمادین و تابلو ترین موجود معاصر، سم کوب کردن بدن ها، اسارات خانواده پیامبر، به نمایش گذاشتن جنایت برای بازماندگان، غارت، بستن آب و ...

آینه حسین خودش بود، به قیمت شکسته شدنش کثافت جامعه مسلمین را نشان داد. جامعه ای که نه در کف انسانیت بلکه بل هم اضل بود. جامعه ای که تصویر کریهش را پشت معنویت پنهان میکرد. تصویری که بیرون افتاد و تمام. چرا کوفه؟ کوفه اصل جنس است. کوفه جایی است که کمتر گندیده! آینه را جلوی شاگرد خوب‌ها گذاشتند و نتیجه چنان مهیب بود که فروپاشید: اسلام مرده، نه تنها اسلام بلکه انسان مرده.

سفر دوم آغاز می‌شود. از کربلا تا شام، باید مسلمین جدید هم ببینید و بشنوند تصویر را. تکه های آینه را بردند تا باقی محدوده اسلام هم ببینند. موجودات کمتر از حیوان نفهمیدند دماسنج خود را روی دست گرفته اند تا قصر یزید. در جامعه ای که رسانه ها پژواک صدای قصر بودند، زینب و سجاد ع به مرکز مخابره رفتند و پشت بلندگوی اصلی ماجرا را گفتند. تمام پوسته ها تصویر را دیدند. تمام آبها آینه شد. کراهت از صورت ها آشکار شد. و تمام.

سفر سوم از شام به کربلا بود. در دنیایی دیگرگون شده، روزگاری بالا و پایین شده. نگاه های تحقیر به شرم تبدیل شده، زنجیر ها از خجالت آب شده. سفر سوم سفر زیارت است، بازگرداندن تکه های آینه. اولین زایر هم یک نابیناست، جابر. او هم آمده خودش را ببیند و می بیند. همه می بینند. حسین در کربلا آشکارسازی میکند. سنگ معیار می شود. تا همیشه.

سفر چهارم بازگشت است. بازگشت به جامعه‌ای که خودش را فهمیده، تزویر را فهمیده، به قیمت گزافی. هرکس به خانه خودش می‌رود و مردم پاره پاره می‌شوند. کم کم جوانه هایی از دل واقعیت بیرون می‌زند.


گنجه/ سلمان معمار
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان