کد خبر: ۲۶۷۴۴
تاریخ انتشار: ۲۹ مرداد ۱۴۰۰ - ۰۸:۳۱-20 August 2021
درس‌هایی از پیشوای شهیدان
امام سجاد می گوید: «در آن روز [عاشورا] هرچه موقعیت سخت‌تر و شدیدتر می‌شد، چهره‌ی پدر، درخشان‌تر می‌گردید و آرامش بیشتری در وی مشاهده می‌شد. یکی از سربازان کوفه بر حضرتش نظر کرد و فریاد زد: ببینید چقدر نسبت به‌مرگ بی‌اعتناست!
حسین مبارز طلبید و هماورد خواست. تمیم پسر قحطبه به‌میدان آمد و جنگ میان تمیم و حسین آغاز شد. در اثر زد و خورد، پای تمیم قطع گردید و بر زمین افتاد. حسین به‌کشتنش نپرداخت. بلکه از او پرسید: چه کمکی از من ساخته است تا انجام دهم؟ 

تمیم گفت: قدرت حرکت ندارم، بگو بیایند مرا ببرند. 

حسین فریاد کشید: بیایید و تمیم را ببرید. یارانش آمدند و او را بردند. عمر بن فتی، برادر مادری تمیم، به‌قصد انتقام به‌سوی حسین، تاخت آورد. اسب را چنان می‌تازانید که وقتی به‌حسین نزدیک شد و خواست افسار اسب را بکشد تا بایستد، اسبِ تازان، سوارش را بر زمین انداخت. عمر، سخت کوفته گردید و نتوانست به‌زودی از جای برخیزد. حسین هم بالای سرش ایستاده بود و به‌او کاری نداشت. 

پس از آن که ابن فتی خود را باز یافت و توانست از جای برخیزد. به‌سوی اسب خود رفت. باز هم حسین به‌او کاری نداشت. عمر بر اسبش سوار گردید. حسین به‌او کاری نداشت. پس از آن که سوار شد و توانست خود را نگه دارد و بیندیشید و جوان‌مردی حسین را به‌یاد آورد که در هر دم می‌توانست او را نابود سازد، پس از درنگ مختصری، از میدان بازگشت و به‌سوی فرماندهی سپاه کوفه شد و گفت: 

جوان‌مردی حسین نمی‌گذارد که به‌رویش شمشیر کشم. سپس راه صحرا را پیش گرفت و ناپدید گردید. 

آیا جنگاوری چنین دیده شده؟! آیا انقلابیون چنین هستند؟! آیا سربازان گم‌نام چنین هستند که بر دشمن در میدان جنگ ترحم کنند؟! راه حسین چه راهی بود؟ راه خبرگانِ نظامی؟ نه. راه انقلابیون؟ نه. راه مهر [بود]، راه عطوفت، راه خدا. 

حسین، عقده‌ی قلبی نداشت، کینه‌ی کسی را در دل نمی‌پرورانید. تا به‌وی حمله نشد، به‌جنگ دست نبرد و جنگ را آغاز نکرد. نامردی در جنگ نکرد، شبیخون نزد. با جوان‌مردی و بزرگواری به‌جنگ پرداخت تا شهید گردید. 

این یکی از شاهکارهای انسانی است که دشمنی به‌قصد کشتن بیاید، با مهرِ دشمنِ هماورد خود روبه‌رو گردد. حسين (ع) بر تمیم و بر برادرش، قدرت داشت ولی از قدرتش استفاده نکرد. از قدرت استفاده نکردن، کار هر کس نیست و جز در راه حسین (ع) یافت نخواهد شد. 

حسین (ع) می‌توانست آنها را بکشد و به‌راحتی و آسانی می‌توانست. ولی نکشت. جایی‌که کشتن در هر آیین و مسلکی روا بود. همه‌ی قوانین جهان آن را مجاز دانسته‌اند. این‌گونه جوان‌مردی، در تاریخ بشریت کجا سراغ دارید؟! آیا چنین بزرگواری و رادمردی، به‌جز در مذهب محمد و آل، در کدام مکتب و مذهب نظیر دارد؟! آیا قلبی مهربان‌تر از قلب حسين (ع) و روحی پاکیزه‌تر از روح حسين (ع) دیده‌اید، شنیده‌اید؟! روحی که عقده ندارد، کینه ندارد، دشمنی با کسی ندارد و خیرخواه بشر است. هر کس به‌جای حسین (ع) بود، عقده‌ای خطرناک در قلبش، پدید می‌آمد. 

کسی تشنه باشد و دشمن از آبش محروم سازد. زن و فرزند و یاران و کودکانش، در تشنگی به‌سر برند و دشمن بداند و آب فرات را که بر طير و وحش رواست، بر آنها ببندند و سرزنش کنند!

پسرش را در برابر چشمش بکشند، برادرش را در برابر چشمش بکشند! نه یکی، نه دو تا، بلکه چند تا. یارانش را در برابر چشمانش بکشند! از زخم‌زبان و دشمنام دریغ نکنند. چنین کسی، شمشیر در درست بگیرد، شجاع باشد و دلیر باشد، توانا باشد، مجاز باشد، با چنان مردمی جنایت‌کار و خیانت‌کار روبه‌رو شود، [اما] کینه‌توزی نکند و تا ممکن است، از کشتار خودداری ورزد. حسین (ع) در کدام مكتب تربیت شده بود؟ در مکتب جدش رسول خدا (ص). 

پیشوای شهیدان، ۲۱۳-۲۱۴.


سید رضا صدر
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان