کد خبر: ۲۶۷۳۲
تاریخ انتشار: ۲۸ مرداد ۱۴۰۰ - ۱۳:۳۴-19 August 2021
رویای شوروی رسیدن به اقیانوس هند است و ایران بازپسین دژ دفاع از تمدن ما. اگر آنها بخواهند به این دژ حمله کنند بقای ما بسته به اراده ماست لذا از هم اینک مسئله پایداری مطرح است.
مصاحبه با اوریانا فالاچی خبرنگار ایتالیایی، تهران. اکتبر۱۹۷۳ 

می‌توان به سیاستهای داخلی شاه انتقادات بسیاری داشت. اما دو راهبرد مهم او در سیاست خارجی در خاورمیانه بی بدیل ‌بود. نخست عملگرایی قاطعانه او در اوپک و اتخاذ سیاست‌های نفتی رو به جلو در دهه ۷۰  و دوم حرکت درست او به سمت تجهیز نظامی ارتش به کمک غرب با درک محصوریت جغرافیایی قلمرویش در میان اردوگاه شرق و اقمار جسور کمونیسم.

تهدید جماهیر شوروی برای حکومت پهلوی پس از جنگ جهانی دوم از دو حیث قابل تعریف بود نخست وجه ایدئولوژیک آن بود که شوروی با تجهیز و حمایت معنوی احزاب کمونیست ایرانی عملا تهدیدی برای حکومت مرکزی بود.

اما وجه مهمتر آن منافع ژئوپلیتیک روسها در مرزهای جنوب غرب خود بود که در هر شکلی می‌توانست تهدیدی برای موجودیت ایران باشد. شاه هنوز از یاد نبرده بود که عامل اصلی خروج شوروی از آذربایجان نه قوام بود و نه ارتش. بلکه نقش اصلی مربوط به وزنه موثر دولت ترومن در برابر استالین بود. 

در فضای شدیدا قطبی شده جنگ سرد ایالات متحده تنها متحد ارزشمند در برابر امواج کمونیسم بود. ایران  نمیتوانست بدون کمک غرب در برابر شوروی دوام بیاورد در برهه پس از جنگ دوم رهبران کشورهایی نظیر ترکیه و ایران به خوبی آگاه بودند که نمی‌توانند ژست بی طرف به خود بگیرند و یا یک غیرمتعهد واقعی باشند. قرار گرفتن هر دو کشور در مناطق حساس و مسیر بال گشایی شوروی برای دو دولت چاره ای جز خیز به سمت غرب نمی‌گذاشت.

ایالات متحده بواسطه دور بودن از آسیا به دنبال منابع و منافع خود از طریق نفوذ غیرمستقیم بود حال آنکه اتحاد شوروی بواسطه پیوستگی سرزمینی با آسیا به دنبال سلطه مستقیم بود. پهلوی دوم علیرغم ظاهر بلندپروازش خیالباف نبود‌ ارتش غیرهسته‌ای او در برابر سیل حمله احتمالی شوروی فقط می‌توانست سرعت حرکت روسها را کم کند. 

او خوب می‌دانست که تنها بازدارنده حمله سخت افزاری شوروی چیست‌. بنابراین راهی را در پیش گرفت که اگر هر حکومت دیگری در ایران بر سرکار بود باید به صورت عاقلانه آن را انتخاب می‌کرد و سرزنش او از این حیث درست نیست. او تهدید همسایه شمالی را دستکم نمی‌گرفت.

با این حال از اوایل دهه ۶۰ و بعد از بحران موشکی کوبا شاه دریافته بود که تهدید سخت افزاری شوروی به پایین ترین حدممکن رسیده است. توازن طرفین جنگ سرد در..‏سومین دهه این مخاصمه به پایداری رسیده بود و دیگر مانند جنگ کره بحران به نبرد زمینی گسترده منجر نمیشد. روسها نیز تمایلی به محک زدن غرب با تهاجم به قلب خاورمیانه نداشتند. شاه از این پس کوشید ارتش خود را برای دو توانمندی تجهیز کند. 

نخست توانایی واپایش مرزهای شمالی از طریق شنود ‏و رهگیری تحرکات شوروی در شمال و دوم تجهیز سنگین ارتش برای پایداری در یک نبرد تمام عیار در مرز غربی و از سوی عراق . این برآورد که عراق به مراتب تهدید بزرگتری از شوروی است در توسعه ارتش نقش مهمی ایفا کرد. 

در اکتبر ۱۹۷۳ محمدرضا پهلوی در مصاحبه با اوریانا فالاچی در تهران به نکات جالبی اشاره می‌کند فالاچی در قسمتی از مصاحبه می‌پرسد: تعجب می‌کنم که شما از عراق به عنوان بدترین همسایه نام می برید. انتظار داشتم شوروی را ذکر کنید.

شاه پاسخ می‌دهد: با با شوروی روابط بازرگانی و سیاسی خوبی داریم و حتی خط لوله گاز به یکدیگر کشیده ایم . البته هیچکس آنقدر ساده نیست که امپریالیسم روسی را انکار کند. مسئله اینست که آیا ایران کمونیست بشود یا خیر. مقابله با کشورهایی که فقط امپریالیستند بسیار راحت تر از مقابله با دولتهایی است که هم امپریالیست و هم کمونیستند.

رویای شوروی رسیدن به اقیانوس هند است و ایران بازپسین دژ دفاع از تمدن ما.اگر آنها بخواهند به این دژ حمله کنند بقای ما تنها به اراده ما بستگی دارد لذا از همینک مسئله پایداری مطرح است.

فالاچی می‌پرسد: و حالا (۱۹۷۳) ایران بسیار از نظر نظامی نیرومند است نه؟ شاه پاسخ می‌دهد:

بله. ولی نه آنقدر که در صورت حمله روسها تنها در برابرشان پایداری کند. من سلاح هسته ای ندارم. اما جهان غیرکمونیست نمی‌تواند دست روی دست بگذارد و سقوط ایران را تماشا کند. ایران کلید مهمی است من توان پایداری در برابر جنگ جهانی سوم را تا دخالت جهان غیرکمونیست در خود. می بینم. اما در حال حاضر  بیشتر به یک جنگ کوچک در برابر یک همسایه می اندیشم.

بر اساس همین نگرش بود که الگوی توسعه ارتش در دوره پهلوی دوم یک طرح بدون فراز و نشیب نبود و در چند دوره مختلف تاریخی نوسانات متفاوتی را تجربه کرد‌. بخشی از این تفاوتها ناشی از تفاوت در نگرش دو نیروی تاثیرگذار بر این توسعه بود که علیرغم تفاهم فکری در کلیات دارای گرایشات متفاوت در جزئیات بودند‌ و هر کدام به سهم خود تاثیر متفاوتی بر توسعه ارتش گذاشتند. شاه به عنوان فرمانده ارتش و ایالات متحده به عنوان پیمانکار تجهیز ارتش و شریک نظامی تهران.

هر چه ایالات متحده با دغدغه های استراتژیک جنگ سرد به طرح های شناسایی-جاسوسی و تمرکز بر مرزهای شمالی ایران و استفاده از پوشش نیروی هوایی  برای نظارت بر فعالیتهای نظامی شوروی در مرزهای جنوب غربی مسکو  تمایل داشت، در نقطه مقابل اولویت شاه توسعه توان رزمی و تمرکز بر غرب از سمت عراق بود. در نهایت این ایران بود که برای دستیابی به اهدافش باید با شریک بزرگتر کنار می آمد. جاسوسی از شوروی برای حکومت تهران یک ریسک بود که خطر خشم احتمالی ابرقدرت شرق را در پی داشت.‌

اینچنین شد که نیروی هوایی ایران به عنوان شریک نظامی ایالات متحده در دو پروژه ژن تیره و آیبکس مشارکت فعال به عهده گرفت که بخشی از آن شامل استفاده از فانتوم‌ها و خلبانان ایرانی در پروژه ژن تیره و نیز سه ایستگاه شنود و رهگیری پروژه آیبکس در مازندران و شمال خراسان بود.

هدف هر دو پروژه رصد تحرکات شوروی در مرزهای جنوبی اش بود. اما به تدریج بخش عمده پروژه آیبکس به روی عراق متمرکز شد. به گونه ای که بعدها جورج کیو مامور CIA که پس از انقلاب ۵۷ به ایران وارد شد دریافت که رهبران حکومت جدید هیچ اطلاعی از توانمندی‌های آیبکس ندارند. حال آنکه سرتیپ عبدالله عصرجدید از مسئولان پروژه تاکید کرده بود که در سال پایانی حکومت پهلوی تمرکز آیبکس بیشتر بر عراق بود تا شوروی در طول دهه ۶۰ اولویت شاه ابتدا توسعه نیروی هوایی و بعد تقویت توان زرهی بود. 

در ابتدای دهه ۷۰ با خروج بریتانیا از خلیج فارس با خرید ناوچه های واسپر از انگستان توجه به جنوب نیز بیشتر شد. اما گسترش یگان های زمینی عمدتا به سمت غرب بود. لشگر ۹۲ زرهی اهواز اصلی ترین سپر دفاعی ایران در جنوب با تانکهای چیفتن، ام ۴۷ و ام۶۰ ارایش داده شده و در بال شمالی خود از شمالی‌ترین نقطه خوزستان تا مرز دالامپرداغ لشگرهای ۸۱ زرهی کرمانشاه، ۶۴ پیاده ارومیه، ۲۸ پیاده کردستان و در شمال غرب لشگر ۲۱ پیاده تبریز را می‌دید در پشت سر لشگر ۹۲ تا تهران نیز لشگر ۱۶ زرهی قرار داشت که با تیپ های پیاده و پنچ پایگاه شکاری نیروی هوایی (همدان، تبریز، دزفول، امیدیه و بوشهر) به همراه دو پایگاه هوانیروز و تعدادی تیپ‌های پیاده مکانیزه پشتیبانی می‌شدند. 

این تمرکز نظامی در مرز غربی صدق پیش بینی درست او در رابطه با عراق بود . و این در حالی بود که  نوار مرزی ۲۰۰۰ کیلومتری شرق کشور از گواتر درسیستان و بلوچستان تا آشخانه در شمال خراسان تنها توسط دو لشگر ۷۷ پیاده خراسان و ۸۸ زرهی سیستان با پشتیبانی پایگاه شکاری کنارک و ایستگاه هوایی مشهد و زاهدان و یک تیپ سبک زرهی در جنوب خراسان پوشش داده شده بود.‌ 

در نقطه مقابل عراق از ابتدای دهه ۷۰ تا شروع دهه ۸۰ لشگرهای خود را از ۶ به ۱۲ لشگر توسعه داده بود و تمرکز خود را بر تقویت نیروی زرهی گمارده بود. از اواسط دهه ۷۰ به خوبی واضح بود که عراق در موقعیت نظامی پایین تری به نسبت ایران قرار دار‌د که تاثیر بارزی در قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر و تامین خواسته‌های شاه داشت.

عراق که ارتش خود را از طریق شوروی مسلح می‌کرد در رقابت با نیروی هوایی ایران که از استانداردهای آموزشی غربی و تجهیزات آمریکایی بهره می‌برد در سطح پایین تری قرار داشت. هدف شاه نیز ایجاد همین موازنه در منطقه بود که عراق و شرکای عرب او هر گونه درگیری گسترده با ایران را نوعی رویارویی با ایالات متحده تلقی کنند. 

با این حال ارتش ایران علیرغم تجهیز گسترده و آموزش استاندارد به دلیل فقدان تجربه رزمی اساسا دچار یک نقص مهم بود. بر خلاف ارتش های عربی نظیر مصر که در نبردهای متعدد با اسرائیل به پختگی رزمی رسیده بودند، ارتش ایران هنوز در یک نبرد گسترده محک نخورده بود.‌ تجربه نبرد ظفار نیز نه آنچنان وسیع و گسترده نبود. 

اما درسپتامبر ۱۹۸۰و شروع جنگ هشت ساله  این ارتش بدون سامانه فرماندهی با صدها افسر اعدامی و یا فراری و یگان های فروپاشیده نیروی زمینی که اساسا دچار بحران وفاداری به حاکمیت جدید بودند به مقدار بسیار زیادی آزمون خود را پس داد. کما اینکه اساسا انجام عملیاتی چون کمان۹۹ نیازمند ماه ها طرح ریزی و تمرینات مداوم هوایی و برنامه های تاکتیکی است. 

دقت عمل در حمله به اهداف مورد نظر در کوت، شعیبیه، ناصریه و بغداد نشان از شناسایی دقیق(موفقیت رکن دوم نیروی هوایی) و تمرکز هدف (موفقیت رکن سوم در طرح ریزی عملیاتی) دارد. در حالیکه روز قبل و در حمله هوایی موسوم به یوم الرعد، عراق با ۱۹۲ جنگنده نتوانست فعالیت باندهای نیروی هوایی ایران را در غرب مختل کند. عمده بمبها در حاشیه باندها و یا بیابانهای اطراف پایگاه رها شده بود که نشان از آموزش پایین خلبانان عراقی در حمله هوا به زمین و نیز شناسایی ناقص اهداف مهم داشت. نقصی که در طول سالهای بعد توسط عراق به شکل زیادی جبران شد و در عملیات حمله به نیروگاه برق نکا (۱۳۶۵) توانمندی خود را بروز داد. 

این در حالی بود که ایران با از دست دادن مداوم خلبانان با تجربه و نیروهای زرهی کارآزموده روز به روز تحلیل می رفت و از اواسط جنگ دیگر برتری هوایی را از دست داده بود. پشتیبانی لجستیکی و تامین تجهیزاتی پروسه ای بود که در طول جنگ‌ هشت ساله به کندی انجام می‌شد.

منابع:
تاریخ نبرد هوایی جلد اول و دوم نوشته:سرتیپ دوم خلبان علیرضا عراقی نمکی. 
آنچه گذشت؛ درس هایی از جنگ هشت ساله نوشته: کنت مایکل پولاک
اسناد منتشره CIA و USAF از پروژه آیبکس
مشروح مصاحبه های اوریانا فالاچی با رهبران جهان


Baskerville
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان