کد خبر: ۲۶۶۲۷
تاریخ انتشار: ۲۳ مرداد ۱۴۰۰ - ۱۰:۲۷-14 August 2021
آقای نجفی از همان روزی که مرجع امور شرعیه شد، کمال میل به اجرای حدود داشت و گذشته از حد شرب خمر که هفته‌ای یکی دو تا مقررا طلاب موظف پیدا می‌کردند و آقا اجرا می‌فرمودند.
میل مفرطی هم به اجرای حکم قتل داشتند و چون در این عصر، اجرای این حکم بیشتر نسبت به طایفه بابیه قابل وقوع است، لهذا سعی آقا و اتباع آقا در پیدا کردن بابی زیادتر از سایر عناوین است و مکرر اشخاص محکوم‌القتل به دست آقا گرفتار شده‌اند و به جزای خود رسیده‌اند و کسی در این کار مزاحم خیال آقای معظم نبوده و نشده مگر در ایام صدارت مرحوم امین‌الدوله که کلیه اختیارات علما محدود شد و دست و پای آقای نجفی هم قهرا بسته گردید.

اما بعد از انتشار خبر عزل و انفصال امین‌الدوله، روزی بنده را احضار فرمودند. همین‌که شرفیاب شدم، معلوم شد دو سه نفر دیگر هم از روسای طلاب را خواسته‌اند. حضرت آقا با ما چند نفر سرجنبانان که مدتی خانه‌نشین شده بودیم، خلوت کردند و اینطور اظهار فرمود که: خود شما می‌دانید در دوره صدارت این خبیث، چقدر بر علمای اسلام توهین وارد شده و عظم آنها از انظار عوام کم شده، حالا که باطن شریعت، شر او را از سر اهل اسلام کم فرموده، لازم است بعضی اقدامات امین که دو مرتبه عوام متوجه به ما شوند و خواص بترسند.

ما همه گفتیم: هر قسم رای مبارک حضرت حجت‌الاسلام قرار بگیرد، ما مطیع هستیم. آقا فرمودند: بلی، باید چند نفر را مست پیدا کرد و حد زد و یکی دو نفر را هم کشت. 

بنده با نهایت وحشت و حیرت، عرض کردم: آدم بکشیم؟ فرمودند: خیر، بابی پیدا می‌کنیم و آنها را می‌کشیم. 

برای انجام همین مقصود، هرچه مدرسه خرابه در اطراف محلات بود، به حکم آقا تعمیر شد و در هر یک از آنها، جماعتی از طلاب را سکنی دادند و اغلب برای طلاب شهریه مقرر فرمودند. طلاب هم انصافا کوتاهی نمی‌کردند و علاوه از گرفتن مست، در کوچه و بازار از هر خانه که صدای ساز و آواز بلند می‌شد، از بام خانه‌ها به آنجاها هجوم می‌کردند و اگر بساط عیشی چیده شده بود، مبدل به مجلس ماتم می‌شد. 

کار به جایی رسید که از هیچ خانه، صدای دایره و ساز شنیده نمی‌شد. یک نفر مطرب در اصفهان باقی نماند و تمام آنها به طرف شیراز و طهران مهاجرت کردند. حتی آنکه صدای تنبک که در ورزش‌خانه‌ها برای تعلیم می‌زنند، موقوف شد و کهنه‌سوارها راضی شدند که به جای تنبک، پیت نفتی استعمال کنند و پذیرفته نشد.

از این کار هم فارغ شدند، حمله بر بابی‌ها بردند. در شهر اصفهان و نجف‌آباد، پنج فرسخی اصفهان که مرکز بابیه است، هرجا بابی سراغ داشتند، به زحمت انداختند. مردم هم موقع را غنیمت دانسته و هرکس با هرکس غرض داشت یا بدهی به کسی داشت، فورا راپورت می‌داد که این شخص بابی است و به مقصد می‌رسید.

تاریخ انحطاط مجلس
مجدالاسلام کرمانی



کانال آهستان
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان