کد خبر: ۲۶۴۵
تاریخ انتشار: ۲۲ شهريور ۱۳۹۷ - ۲۲:۱۹-13 September 2018
امام علی‌بن‌الحسین ملقب به سجاد و زین‌العابدین (علیهما‌السلام) طبق تاریخی که شیخ عباس قمی در کتاب شریف «منتهی‌الآمال» روایت کرده، گویا در گیر و دار جنگ جمل به دنیا آمده‌اند.
کودکی چهار ساله بودند که پدربزرگ‌شان امام علی‌بن ابی‌طالب (علیه‌السلام) را از دست دادند و از سن ۵ سالگی نیز خاندان این بزرگوار تحت فشارهای امنیتی و روانی حکومت بنی‌امیه قرار گرفت. بدین ترتیب امام چهارم شیعیان از همان کودکی شاهد انحطاط اخلاقی جامعه و فشارهای غیرقانونی و آزارهای غیرشرعی حاکمان وقت علیه مخالفین و چهره‌های موجه جامعه بوده‌اند.

ایشان حدودا در سن ۲۵ سالگی بودند که شاهد و حاضر در بزرگ‌ترین فاجعه تاریخ اسلام شده و قتل عام فجیع و غیرانسانی خانواده و صحابه پیامبر (ص) را در سرزمین کربلا به نظاره نشستند و خود نیز به دلیل بیماری یا زخمی شدن، قادر به ادامه جنگ با سپاه عمربن‌سعد نشدند و دشمن نیز به هر دلیلی از کشتن ایشان صرف‌نظر کرد. حتی زمانی که ایشان در کاخ عبیدالله‌بن زیاد در کوفه و کاخ یزید در شام (دمشق) در برابر حرمت‌شکنی‌ها و دروغ‌گویی‌های این حاکمان ستمگر و مستبد ایستاد و اعتراض کرد، تبعات زیان‌بار کشتار اهل بیت پیامبر در کربلا مانع از آن شد که خلیفه دوم اموی و حاکم منصوب او در کوفه تنها پسر بازمانده از حسین‌بن علی (علیهماالسلام) را نیز به شهادت برسانند.

امام سجاد (ع) پس از واقعه کربلا به مدت ۳۴ سال عهده‌دار امامت شیعیان شد و در عین حال به عنوان سخنگو و چهره اصلی خاندان پیامبر اسلام و از چهره‌های درجه اول جامعه اسلامی شمرده می‌شد. آغاز این ۳۴ سال با قتل‌عام فجیع مردم مدینه و هتک حرمت خانه کعبه به دستور یزید نیز همراه شد. امام سجاد (ع) که پرچم‌دار اصلی نام و مرام شهیدان کربلا شمرده می‌شد با اتخاذ تدابیر عقلانی سعی کرد مانع از نابودی کامل شخصیت‌های منسوب به پیامبر و نیز مانع از حرمت‌شکنی بیشتر امویان شود. از همین رو و نیز به دلیل آنکه اعتقادی به حرکت‌های اعتراضی دهه شصت قرن اول هجری نداشت، حتی از همراهی و تأیید قیام مختار و یا قیام مردم مدینه خودداری کرد و ترجیح داد بازیچه جنبش‌های مشکوک و موهوم و مبهم نشود.

اگر مختار به دور از چشم امام سجاد (ع) و دیگر چهره‌های خاندان پیامبر و با توسل به شیوه‌های غیرشرعی اقدام به انتقام‌گیری از قاتلان کربلا می‌کرد، امام سجاد (ع) حتی در مهد اسلام (حجاز) با درخواست پناهنده شدن خاندان مروان‌بن حکم (دشمن قسم‌خورده خاندان پیامبر، یار غار معاویه و یزید، چهارمین خلیفه اموی و نخستین خلیفه مروانی) موافقت کرده و همسر و فرزند و نزدیکان مروان را به درخواست او تحت حمایت می‌گیرد تا شورشیان مخالف یزید در مدینه آسیبی به آنها نرسانند. (۱)

با این حال نباید تصور شود که امام سجاد (ع) به سازش با حکومت ظالم و سکوت در برابر «مکتب شام» اهتمام داشته است، چرا که امام سجاد (ع) هم در بدترین شرایط روحی و جسمی خود در محرم سال ۶۱ هجری و هم در طول ۳۴ سال امامت دینی خود که همزمان با قدرت‌گیری مروانیان بود، نه تنها از تأیید حکومت آنها خودداری کرد بلکه یاران و شاگردان خود را از نزدیکی و همکاری با هیأت حاکمه نهی می‌کرد. نامه تاریخی ایشان به محمدبن مسلم زُهری گویای مواضع سیاسی امام سجاد (ع) نسبت به رژیم مستبد بنی‌امیه است. امام در این نامه از این شاگرد فقیه، دین‌شناس، قرآن‌پژوه و محدث خود گلایه کرده‌اند که چرا با همکاری به ظاهر علمی خود با دربار اموی و کمک به آنان، موجب مشروعیت‌بخشی دینی به این هیأت حاکمه مستبد و ظالم شده و به آنان امنیت روانی داده است؟!

امام در این نامه دلسوزانه خطاب به زهری با اشاره به مراتب فضل و دانش او نوشته‌اند: « هیهات! هیهات! این چنین نیست [که گمان می‌کنی خداوند عذر تو را می‌پذیرد.] خداوند در قرآن علما را مسؤول دانسته، آنجا که فرموده: «حتما باید آن [کتاب خدا] را به وضوح براى مردم بیان نمایید و کتمانش مکنید» [آل عمران، ۱۸۷]. و بدان که کمترین چیزى که کتمان نموده‏‌اى و سبک‌ترین بارى که بر دوش دارى این است که با انس گرفتن با ظالم، ستمگر را از وحشت تنهایى رها ساخته‌‏اى و راه گمراهى را با نزدیک شدن به او و پذیرفتن دعوتش، برایش هموار کرده‌‏اى؛ وه! چه می‌‏ترسم که فرداى قیامت همراه با خیانتکاران گرفتار گناه خود باشى و به خاطر درآمدى که در اثر کمک به ستمگران به دست آورده‌‏اى مورد بازخواست قرار گیرى؛ زیرا … تو از این نزدیکى خود به آن ظالم براى جلوگیرى از باطل استفاده نکرده‌‏اى و کسى را که به جنگ خدا رفته دوست داشته‏‌اى. آیا غیر از این است که دعوت آنها از تو براى این بود که تو را محور چرخش دستگاه ظلم و ستم خود قرار دهند؟! و با پل قرار دادن تو راهى براى گرفتار ساختن مردم پیدا کردند و تو را نردبان گمراهى و مبلّغ تباهکارى و پوینده راه خود نمودند.» (۲)

امام سجاد (ع) که در دوره کودکی، نوجوانی و جوانی خود شاهد اوج‌گیری انحطاط شدید اخلاقی جامعه و بی‌حیایی و ستمگری روزافزون دستگاه حاکمه بود، در قالب نامه‌نگاری و آموزش دعا اقدام به آموزش اخلاقی، اعتقادی و سیاسی مردم کرد و ارزش‌های فراموش‌شده و یا مسخ‌شده انسانی و دینی را به یاد آنها آورد و بدین ترتیب بسترساز آغاز حرکت فرهنگی شیعه در زمان فرزندش امام باقر و نواده‌اش امام صادق (علیهماالسلام) شد و قدرت شیعه را به جایی رساند که خلیفه مقتدر و هوشمندی چون مأمون که در حقیقت یک امپراتوری قدرت‌مند را رهبری می‌کرد نتوانست قدرت فرهنگی و سیاسی شیعه را نادیده بگیرد و پیشوای هشتم شیعه را به عنوان مرد شماره ۲ جهان اسلام منصوب کرد.

امام سجاد (ع) که خود بارها نسبت به فشارهای دستگاه حاکم علیه خود و پیروانش هشدار داده بود (۳) و تحت نظر حکومت غیرقانونی و دین‌ستیز و البته مسلمان‌نمای وقت بود توانست از طریق دو راهکار ظلم‌ستیزی و مبارزه و جنبش فرهنگی، شیعه را از ضعیف‌ترین حالت ممکن به دوره اوج قدرت فرهنگی و سیاسی رهبری کند.

پی‌نوشت:

۱- در سال‌روز شهادت این امام مظلوم و سالار اسیران دشت کربلا، برای آزادی همه اسیران بی‌گناه و شفای همه بیماران (به ویژه مادر یکی از دوستان خوبم) دعا کنیم.

۲- عنوان پست را از این مقاله سعید حجاریان وام گرفته‌ام که با اسم مستعار در مجله کیان نوشته بود.

پاورقی‌ها:

۱- مرحوم استاد دکتر سید جعفر شهیدی در کتاب «زندگانی علی‌بن الحسین» به بررسی موضع امام سجاد (ع) در واقعه حره و پناه داده به خانواده مروان پرداخته است. نگاه کنید به اینجا

۲- تحف‌العقول، ص ۲۷۵

۳- همان، ص ۲۵۲

علی اشرف فتحی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان