کد خبر: ۲۶۴۲۵
تاریخ انتشار: ۰۸ مرداد ۱۴۰۰ - ۱۷:۲۰-30 July 2021
کشتار و نابینا کردن دسته جمعی حاجی ابراهیم خان شیرازی و بسیاری از بستگان خانوادگی‌اش بیش از آنکه نشان‌دهندهٔ سرشت خودکامهٔ حکومت فتحعلی‌شاه باشد، گویای عجز این گونه حکومت‌ها در به کارگرفتن قابلیت‌هایی است که پیرامون قدرت حاکمه معمولاً پدید می‌آیند.
کریم‌خان زند از این جهت، یک استثنای تاریخ ایران به شمار می‌رود که توانست از دشمن دانای خود آقا محمدخان، در دربار خود بهره‌مند گردد. افزون بر آن، این قتل بی‌پشتوانه بودن نهادِ وزارت را در نظام حکومتی ایران می‌رساند. وزیران هرقدر هم که خدمتگزار حتى تاج‌بخش (چون حاجی ابراهیم‌خان شیرازی و میرزا تقی‌خان امیرکبیر) و دانشمند و نویسنده باشند (مثل عطا ملک جوینی و میرزا ابوالقاسم قائم مقام) در برابر سعایت ناراضیان یا خشم ناگهانی حاکم خودکامه سپر حفاظی یا پشتوانهٔ اجتماعی نداشته‌اند. 

انگیزهٔ قتل حاجی ابراهیم‌خان را سخن‌چینی دبیران مازندرانی از جمله میرزا شفیع در فتحعلی‌شاه پدید آورده بود. آنان حتی نامه و نوشته‌هایی با مهر حاجی ابراهیم‌خان جعل کردند که وی قصد برانداختن سلطنت قاجار و به دست گرفتن حکومت برای خود و خاندانش دارد (هدایت، ۷۵۰۲/۱۳ ؛ | سپهر، ۱۱۰/۱)، حاجی ابراهیم‌خان چهارده سال بود که مقام وزارت و صدر اعظمی داشت و به نوشتهٔ رضاقلی هدایت تنها کسی بود که در حضور شاه می‌توانست بنشیند و سخن بگوید. 

عامل مهم دیگر حکمرانی برادران و بستگانش در ولایات به ویژه در فارس، خوزستان، لرستان و اصفهان بود که بنا به نوشتهٔ هدایت «نیمهٔ ملک ایران با برادر و اولاد او بود» (همان). شیوهٔ کشتن و کور کردن حاجی ابراهیم‌خان و بستگانش را فتحعلی‌شاه، نه با خشم آنی، که با تبانی و تأنی انجام داد. او به ایادی خود دستور داد که در یک روز معیّن حاجی ابراهیم‌خان و بستگانش را برای مشاوره بخوانند و غافلگیرانه ترتیب کار را بدهند. 

حاجی ابراهیم‌خان و برادرش عبدالرحیم‌خان را نخست در حضور شاه نابینا کردند، و چون حاجی ابراهیم‌خان از سرزنش کردن شاه بازنایستاد به دستور شاه زبانش را بریدند سپس به قتلش رساندند. فتحعلی‌شاه آنگاه میرزا شفیع را به جای او به صدر اعظمی منصوب نمود.

در ۱۲۱۶ ق حسینقلی میرزا برادر کهتر فتحعلی شاه برای چهارمین بار علم طغیان برافراشت منتها این بار ادعای سلطنت خود را بر سحر و جادوی درویشان استوار نمود. بررسی این طغیان بیشتر به خاطر نشان دادن روح زمانه در آن عصر است که خود فتحعلی‌شاه نیز شیفتهٔ آن بود. 

حسینقلی‌ میرزا این بار حکومت کاشان را بر دوش داشت که درویشی به نام محمد قاسم معروف به ملا بارانی به درگاه او آمد و ادعای «علم اکسیر» نمود، و صنعت کاربری آن را به «سیدِ» ناشناخته‌ای منسوب نمود. این سید به نوشتهٔ سپهر «صورت شیری بدو [حسینقلی‌ میرزا] آشکار کرد تا یک‌باره عقل او را بشیفت. آنگاه گفت سلطنت آن‌وقت توانی کرد که از سخن و صلاح محمد قاسم‌خان بیرون کارنکنی» (۱۱۳/۱). 

این شخص به عنوان وزیر، حسینقلی میرزا را بر آن داشت که با طرد مخالفان و اخذ اموال آنان، به جمع نیرو بپردازد و اصفهان را از دست حاکم منصوب شاه در بیاورد و سکه به نام خود بزند. با لشکرکشی فتحعلی‌شاه، حسینقلی میرزا به حرم حضرت معصومه در قم پناهنده شد، و با شفاعت مجتهد اصولی صاحب فتوای زمان میرزا ابوالقاسم گیلانی (بعد معروف به میرزای قمی، م. ۱۲۳۱ ق) بخشوده شد، و پس از چندی به حصر خانگی به دزاشیب شمیران کوچانده شد. سال بعد، پس از فوت مادرشان آسیه خانم (مهدعلیای اول)، که تازه از زیارت عتبات برگشته بود، حسینقلی میرزا به دستور فتحعلی‌شاه از دو چشم نابینا گشت و پس از چندی در خراسان درگذشت (سپهر، ۱۱۲ / ۱ -۱۱۶؛ هدایت، ۷۵۰۵-۷۵۰۷) ».


خاقان صاحب‌قران و علمای زمان
احمد کاظمی موسوی، تهران، انتشارات آگاه، ص ۴۲-۴۳



دفتر ایام از روزگاران ایران

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان