کد خبر: ۲۶۳۸۰
تاریخ انتشار: ۰۷ مرداد ۱۴۰۰ - ۱۲:۴۰-29 July 2021
از بزرگترین مداقه‌های فلسفی گاها هم این ایده ست که ما چیزی جز «زبان»مان نیستیم.
این ایده به طرز نسبتا غلوآمیزی در ویتگنشتاین متاخر به اوج رسید. او بود که با تیغ جراحی به سراغ «زبان» افتاد. اما برای او فلسفه، توامان که یک بازی زبانی بود نشان دادن راه خروج به مگسی که در یک تنگ شیشه‌‌ایی به اسارت در آمده نیز بود؛ امرِ ورای زبان. جایی که می‌بایست سکوت کرد یا اشاره کرد.

نمی‌دانم چند نفر شما در اینجا چند گویشی یا چند لهجه‌‌ایی هستید. یعنی مجبور بوده‌اید در خانواده یک گویش و در بیرون گویشی دیگر انتخاب کنید. حالا این بسته به کاربست‌ها و فُرم یک گویش و لهجه و درافتادن در آن ،شما رو شکل می‌دهد. به طرز ناباورانه‌ایی می‌بینی این «زبان» است که سکان را در اختیار دارد نه ما.

برای من این درگیری سه جانبه‌ست. فارسی معیار، لهجه‌ی اصفهانی و گویش محلی اردستان. می‌پرسید «لهجه» چرا؟

لهجه‌ی اصفهانی به طرز اعجاب‌انگیزی فرم برون‌گرایانه و خوش‌مشربی دارد. یعنی اگر شما مطلقا یُبس هم باشید شروع به اصفهانی حرف زدن که بکنید همه چیز تغییر می‌کند. فرآورده‌های slang و حتی واژگان ابداعی این لهجه را هم که در بیاورید می‌بینید پُر از لُغُزگویی و خلاقیت در پرخاش‌های شیرین است.‌ جایی که بعضاً حتی در یک دعوای جدی وقتی دو نفر شروع به پرخاش می‌کنند مخاطب می‌تواند به جای جدی گرفتن طرفین، از خنده ریسه برود. افتادن در این لهجه یعنی دیدن وجهِ آیرونیک پدیدارها. هنوز نتوانسته‌ام بفهمم وقتی جهان تلخ است به این لهجه رو می‌آورم یا وقتی به این لهجه رو می‌آورم همه‌چیز شیرین می‌شود.

اما قِسم زبان محلی کاملا برعکس است. من در این زبان اغلب اوقات عصبانی‌ام. دایره‌‌ی واژگانی‌ای که به من می‌دهد به شدت محدود است و این رابطه ام با خانواده را نیز تحت الشعاع قرار می‌دهد. با اینکه این زبان هم گویش نیست و نوعی لهجه است که شباهت زیادی به «یزدی» دارد اما به دلیل عدم پیشرفت و گرفتار شدن در یک تصلب زبانی برای بیان احساسات نازاست و خیلی به‌ تو اجازه نمی‌دهد وارد سطح عمیق‌تری از پدیدارها شوی.

من دیگر وارد داستان پیچیده‌ی «انگلیسی حرف زدن» نمی‌شوم که چگونه «تمامیت» شما را دگرگون می‌کند. خیلی هم طبیعی ست. شما اگر بخواهید زبانِِ کشوری را درست و درمان بیاموزید به ناچار وارد ساحت «فرهنگ» می‌شوید. اگر بخواهید نیتیو صحبت کنید مجبورید انگلیسی یا امریکایی فکر کنید. اگر بخواهید به لهجه‌ی بریتیش تلاش کنید می‌بینید ناخودآگاه عصاقورت‌داده‌ترید تا زمانی که در لهجه‌‌ی امریکن‌اید و coolتر برخورد می‌کنید. 

بنابراین خیلی گول این حرف سطحی شبه‌روشنفکرانه-بیشتر انگار عامیانه-‌ را نخورید که نمی‌شود با قومیت یا ملیت به شِمایی کلی از یک جغرافیا دست پیدا نکرد. ما محصور در «زبانیم» و این زبانِِ محصور خود دلالت بر n فاکتور متغیر جغرافیایی و تاریخی دارد. منِ اصفهانیِ من با من اردستانی ‌ام فرق می‌کند و منِ ایرانی و فارسی‌ام هم هم‌چنین. اما اگر به قول ویتگنشتاین کار فلسفه این است که این بازی‌های زبانی را آشکار کند وظیفه‌ی دیگرش نشان دادن راه خروج به مگسی ست که در این تُنگ شیشه‌‌ایی اسیر شده.

امیر امیرانی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان