کد خبر: ۲۶۳۶۶
تاریخ انتشار: ۰۶ مرداد ۱۴۰۰ - ۱۲:۳۲-28 July 2021
یکی از رفتارهای بامزه برخی ایرانیان، نمایش متصل بودن به منابع آگاه است. آگاهی از نامگذاری سال چند ساعت قبل از تحویل سال یا آگاهی از یک طرح که در آینده قرار است در مجلس طرح شود یا اطلاع از حکم یک متهم پیش از اعلام رسمی دادگاه نمونه هایی از این شیرین کاری هاست که البته در برخی موارد هم توجیه پذیر است هم ضروری.
 این روزها بازار گمانه زنی اسامی وزرای پیشنهادی داغ است و شیرین کاری با فهرست های احتمالی، نقل محافل خبری و خانوادگی و دوستانه. گروهی نیز به سیاق دوران کودکی، بازی هیجان انگیز صندلی بازی را انتخاب کرده و با گذاشتن صندلی هایی به نام وزارتخانه ها و سازمان ها نام یک نفر را روی یک و گاه چند صندلی می گذارند.

در این میان و در شرایطی که کارگزاران دولت آینده تلاش می کنند همه چیز در ابهام باشد و دیگران تلاش می کنند سر از پشت پرده ها در آورند اسامی برخی چهره ها با تکرار بیشتری مطرح شود و گمانه ها را به سمت خودشان بیشتر تقویت می کند.

نویسنده این سطور به دلیل عدم تخصص و آگاهی از علم اقتصاد درباب وزرا و مدیران این حوزه کمترین اظهارنظری ندارم اما به سبب اندکی  آشنایی علمی و تجربی با سیاست و فرهنگ با دیدن نام برخی چهره ها در میان وزرای پیشنهادی منقلب می شوم.

وزارتخانه هایی چون فرهنگ و ارشاد اسلامی، علوم، تحقیقات و فناوری، آموزش و پرورش، ورزش و جوانان و معاونت علمی ریاست جمهوری از جمله مراکزی است که مشمول این انقلاب درونی فردی چون حقیر می شود..

برخی از این اسامی در شرایطی طرح می شود که گویی اکنون سال ۵۷ است و انقلاب به تازگی پیروز و چهره های برجسته فرهنگ و دانش مشمول تسویه حساب انقلابی قرار گرفته و از نو باید تجربه اندوخت و افرادی که کمترین مرجعیت علمی و فرهنگی میان اصحاب علم و فرهنگ نداشته یا کمترین سابقه مستقیم در دستگاه مربوط نداشته اند به عنوان مدیران انقلابی معرفی شده اند و گویا هیچ شاخص پیشینی و تجربه شده و انباشتی از ۴۰ سال گذشته وجود نداشته و بدون درنظر گرفتن توان و تخصص و تجربه لازم برای اجرای یک برنامه روشن علمی یا فرهنگی فردی را نامزد وزارت و ریاست کرده اند.

گاه نیز اسامی افرادی دیده می شود که بناست ملت را به یک گذشته نوستالژیک برده و دوران طلایی متصور از آن دوران را بازسازی کنند.

این روند را می توان در بیشتر دوره های ریاست جمهوری گذشته و متاسفانه دوره پیش رو نیز دید.
انگار هیچ سند جامع علمی یا سند آموزش و پرورش یا سیاست های کلی فرهنگ و هنر یا نقشه راه علمی در کشور وجود نداشته و چشم انداز و یا برنامه پنحساله ای هم موجود نیست و انتخاب گزینه ها نه براساس نسبت تخصص و توان و تجربه شان به این سیاست ها که بر اساس روش مسابقه اسم فامیل و ذکر اسامی آشنایان از فهرست دفترچه تلفن کارگروه های انتخاب مدیران است. 
تکرار این تجارب تلخ روندی را پیش چشم می آورد که نه تحول آفرین است، نه اثربخش، نه کارآمد، نه هم افزا، نه راهبردی، نه اعتمادآفرین و نه امیدبخش.

رییس دولت سیزدهم قطعا گزینه هایی را تاکنون قطعی و گزینه هایی را در حال قطعی کردن است اما آنچه از نام گزینه ها در حوزه علم و فرهنگ شنیده می شود تکرار همان نسخه همیشگی با همان نتایج قبلی است. 

 مرور شاخصه های انتخاب مدیران حوزه فرهنگ و دانش و تطبیق مداوم اسامی با این شاخصه ها موثرترین اقدامی است که از گزینش چهره هایی که بدون ارجاع به شاخصه ها به یکباره در نامها جایی یافته اند یا به سبب خدمات شان در دوره انتخابات امکان اعلام و اعمال نظر یافته اند جلوگیری می کند. 

 امیدوارم دولت سیزدهم از دوازده بار تجربه شکست خورده درس بگیرد و راهی نو در پیش گیرد.


محمدرضا اخضریان کاشانی

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان