کد خبر: ۲۶۳۲۹
تاریخ انتشار: ۰۴ مرداد ۱۴۰۰ - ۰۸:۱۸-26 July 2021
آنچه هم اکنون با عنوان جمهوری لبنان شمالی در فضای لبنان منتشر و داغ شده است، ذیل عنوانی کلی‌تر به نام "فدرالی شدن لبنان" تقریبا از چند ماه پیش – بخصوص پس از طولانی شدن معرفی کابینه از سوی حریری و بحرانی شدن معیشت مردم - وارد فضای رسانه‌ای این کشور شد که گفتگوهای مختلفی را نیز بوجود آورد.
عصراسلام: به طور مشخص شبکه‌های تلویزیونی «ال بی سی» و «ام تی وی» (وابسته به جناح ۱۴ مارس) طی همین مدت چندین بار در برنامه‌های پرمخاطب خود در این باره به تحلیل و گفتگو پرداختند تا ضمن رسانه‌ای شدن بیشتر این طرح، نبض جامعه لبنان را در تعامل با آن بسنجند.

به نظرم طرح این بحث در رسانه های فوق و تقویت و گسترش آن در فضای مجازی لبنان و منطقه نمی تواند اتفاقی باشد و حاکی از وجود سناریویی برای آینده این کشور و حتی سوریه است، که در حال حاضر نیز مقدمه چینی و بهانه منطقی برای آن از طریق دامن زدن به اعتراضات مردمی و ناتوان نشان دادن دولت‌ در این کشور دنبال می‌شود.

حامیان فدرالیته در لبنان در مقام دفاع از آن ضمن اشاره  به شکست حاکمیت کنونی لبنان در قالب توافق طائف و ناتوانی دولتها در حل مسایل و مشکلات مردم  ، در مقابل از دو الگوی موفق از تجربه فدرالیته نام می برند: تجربه نخست مربوط به کشور سوئیس و دومین تجربه  مربوط به امریکاست. 

جالب اینکه در میان حامیان فدرالیته، هنگام طرح این دو الگو نقدهای جالبی مطرح می شود که نشان از عدم باور قلبی و فهم ناقص آنها از این پروژه می باشد.

از جمله اینکه گفته می شود: شرط تشکیل چنین دولتی ایجاد سیاست خارجی و مسائل دفاعی متحد در کشور است که دولت مرکزی مسئولیت اداره آن را بر عهده خواهد داشت، این در حالی است که اغلب مشکلات لبنان و بحران‌های داخلی این کشور در نتیجه اختلافات میان گروههای سیاسی در ابعاد سیاست خارجی و رویکردهای مختلف آن در منطقه به وجود آمده است.

بررسی موضوع فدرالیته در لبنان و یا به عبارت دقیق: تجزیه لبنان ، نشان می دهد در میان تحلیلگران آمریکایی مساله ای مهم بوده و ابعاد ان از چشم آنها دور نمانده است. بخصوص اینکه طی سالهای اخیر با تشکیل یک دولت و حکومت متمایل به محور مقاومت دغدغه آنها بیش از گذشته شده و آنها با لبنانی روبرو شدند که چندان روی خوشی به طرح های آمریکایی و فرانسوی نداشته است:

مایکل روبین در مجله نشنال اینترست با ترسیم دوگانگی گرسنگی و فدرالیته برای مردم لبنان تحلیل کرده است:
دولت لبنان که اکثریت وابسته به حزب الله را دارد، نمی تواند مشکلات موجود در داخل کشور را مرتفع سازد و این کشور نیازمند طرح و نسخه ای  جدید برای برون رفت از این بحران می باشد ...

همچنین فارین پالیسی در گزارشی با عنوان  : تجزیه، بهترین راه حل برای مشکلات لبنان  ، تجزیه و تمرکز زدایی را توافقی برای لبنانی ها به عنوان یک منشور سیاسی جدید معرفی کرده است در شرایطی که لبنانی‌ها ویژگی‌های مشترکی دارند، اما نمی‌توانند بر سر آزادی‌های سیاسی و اجتماعی اساسی، به توافق و فهم مشترکی برسند...

این وضعیت البته متاثر از آن دانسته شده است که چنانچه حزب الله به عنوان جریان مورد حمایت ایران  کنترل دولت را در دست بگیرد، در این صورت غیر شیعیان حقوق خود را از دست می‌دهند، لذا زمان تجدید نظر در نظام سیاسی موجود و ایجاد نظام فدرالی در لبنان فرا رسیده است. 

محتوا هایی شبیه آنجه ذکر شد با ادبیات مختلف در رسانه های انگلیسی زبان منطقه و بین المللی تولید و منتشر شده اند که گزاره کلیدی همه انها تبلیغ فدرالیته در لبنان و لزوم تجدید نظر در نظام سیاسی فعلی در این کشور بوده است.

به روشنی پیداست رویکرد تجزیه طلبانه برای لبنان کوچک و زیبا از مسیر تئوری فدارالیته مطرح می شود تا با انزوای این کشور ، نقش منطقه‌ای لبنان را از میان ببرد.
نقشی که با حضور حزب الله مانع محکمی در مقابل نقشه هایی است که آمریکا و اروپا برای لبنان و سوریه و آینده منطقه طراحی نموده اند.

سعید غفاری

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان