کد خبر: ۲۶۳۰
تاریخ انتشار: ۲۲ شهريور ۱۳۹۷ - ۲۱:۰۴-13 September 2018
در انساب الاشراف ـ به نقل از هشام کلبى، از پدرش ـ آمده است: حکم بن ابى عاص بن امیّه، عموى عثمانبن عفّان بن ابى عاص بن امیّه که همسایه پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) در زمان جاهلیّت، و پس از پیدایش اسلام بود، یکی از موذى ترین و بدرفتارترین افراد نسبت به پیامبر(صلی اللهعلیه و آله) بود،
:  پشت سر پیامبر خدا(صلی اللهعلیه و آله) راه مى رفت و به حضرت اشاره مى کرد و کارهاى پیامبر(صلی اللهعلیه و آله) را تقلیدمى نمود و با بینى و دهانش شکلک در مى آورد و چون پیامبر(صلی اللهعلیه و آله) نماز مى گزارد، پشت سرش مى ایستاد و با انگشتانش به ایشان اشاره مى کرد. و به حجره هاى زنان پیامبر(صلی اللهعلیه و آله) سرک می کشید، یک روز هم به یکى از حجره هاى زنان پیامبر(صلی اللهعلیه و آله) که خود حضرت رسول نیز در آنجا بودند، سرک کشید. پیامبر(صلی اللهعلیه و آله) او را شناخت و به سرعت بیرون آمد و فرمود: «چه کسى مرا بر این بُزمَجّه ملعون، یارى مى دهد؟». سپس فرمود: «در جایى که من سکونت دارم، این و فرزندانش نباید باشند». آنگاه، او را به همراه خانواده اش به طائف تبعید کرد. و چون پیامبر خدا(صلی اللهعلیه و آله) وفات نمود، عثمانبا ابوبکردرباره اقوام طرد شده اش- از سوی پیامبر(صلی اللهعلیه و آله)- گفتگو کرد و خواست که آنها را باز گردانَد؛ امّا ابوبکرخوددارى کرد و گفت: من رانده شدگان پیامبر خدا(صلی اللهعلیه و آله) را راه نمى دهم تا آنکه ابوبکر فوت کرد. و چون عمر جانشینش شد، عثمانبار دیگر با او نیز گفتگو کرد و عمر، همان پاسخ ابوبکررا به وى داد. و چون خودش خلیفه شد، در اولین فرصت آنان را به مدینه بازگرداند(1). 

یعقوبى نیز در تاریخش می نویسد: هنگامی که ابو بکر خلیفه شد، عثمانبا گروهى از بنى امیّه نزد ابوبکررفتند و از او خواستند که حَکَم را باز گردانَد؛ ولى ابوبکراجازه نداد. عمر هم که خلیفه شد، خواسته شان را مطرح کردند؛ ولی عمر هم اجازه نداد. ولی خود عثماندر زمان خلافتش به حکم بن ابى عاص ـ که رانده شده پیامبر خدا(صلی اللهعلیه و آله) بود ـ نوشت که به نزدش بیاید، و او همه طرد شدگان را به مدینه بازگرداند(2).
همچنین عقد الفرید می نویسد: چون عثمان، حکم بن ابى عاص (رانده شده پیامبر خدا(ص)) را به مدینه باز گردانْد، مردم لب به اعتراض گشودند. عثمانگفت: چرا به من خُرده مى گیرید؟! من تنها صله رحمکردم و خویشاوندم را به نزدم برگرداندم(3).
مسعودی در مروج ذهب می نویسد: عموى عثمان(حَکَم بن ابى عاص) - رانده شده پیامبر خدا(ص) بود- که پیامبر(صلى اللهعلیه وآله) او را از مدینه راند و از خود دور کرد. ولی عثمانحَکَم و پسرش مروان و بقیّه بنى امیّه را به مدینه برگرداند(4). 
ارشاد القلوب ـ به نقل از حذیفه بن یمان ـ می نویسد: چون عثمانبن عفّان خلیفه شد، عمویش حکم بن عاص و فرزندانش- مروان و حارث- را برگرداند، و حارث بن حَکم را به عنوان والی مسلمانان به مدائن(5) فرستاد. او مدّتى که در آن جا ماند؛ بر مسلمانان سخت گرفت و با آنان بدرفتارى مى کرد. از این رو، نمایندگانى از طرف مردم به عثمان شکایت آوردند و از بدرفتارى حارث آگاهش ساختند ولی عثمانبا درشتى به آنان (نمایندگان مسلمانان) سخن گفت(6).(7)
پی نوشت: (1). أنساب الأشراف، ج 6، ص 135؛ الأوائل لأبی هلال، ص 127.
(2). تاریخ الیعقوبی، ج 2، ص 164.
(3). العقد الفرید، ج 3، ص 308.
(4). مروج الذهب: ج 2، ص 343؛ تاریخ أبی الفداء، ج 1، ص 169.
(5). مدائن، در اصل، «مدائن (شهرهاى) هفتگانه» نام داشته و جایگاه پادشاهان فارس بوده و بر کرانه شرقى دجله و به فاصله یک مرحله راه در پایین بغداد بوده است. ایوان کسرا در آن قرار دارد و در سال چهاردهم هجرى به دست مسلمانان فتح شده است (تقویم البلدان: ص 302).
(6). إرشاد القلوب، ص 321؛ بحار الأنوار، ج 28، ص 86، ح 3.
(7). گرد آوری از: دانش نامه امیرالمؤمنین، محمّد محمّدی ری شهری، سازمان چاپ و نشر دار الحدیث، قم، 1386هـ ش، چاپ اوّل، ج3، ص 131-133.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان