کد خبر: ۲۶۲۹۲
تاریخ انتشار: ۰۲ مرداد ۱۴۰۰ - ۲۳:۴۰-24 July 2021
آب هست اما فقط برای ۲-۳ ماه، در غرب خوزستان مشکل چیست؟ سد کرخه با ظرفیت ۶ میلیارد m³ الان چیزی حدود ۲ میلیارد m³ آب دارد و نمی‌تواند اکنون زیاد باز کند، چرا؟ ‏
عصراسلام: چرا کرخه نمی‌تواند حالا زیاد باز کند؟ مثلا اگر فقط ۱۰۰ روز دبی خروجی سد ۳۰۰ m³/s باشه یک قطره آب هم پشت سد نمی‌ماند و اگر باران در بالا دست کرخه نزند از مهر ماه دیگر آب شرب برای انسان هم وجود نخواهد داشت. 

اینکه چرا این اتفاقات پیش آمده را مفصل‌تر توضیح میدم اما علی الحساب بدانید که بی آبی در حوضه آبریز کرخه هیچ ربطی به کارون ندارد. یعنی این دو از هم جدا هستند. سدهای کارون الان آب دارند به حد کافی و طبق پست اینستاگرامی پروفسور کشکولی دبی خروجی کارون روی ۵۰۰ m³ هست که کافی است. 

تقریبا از بیش از دو ماه پیش مشکلات در خشکی هورالعظیم شروع شد. چطور؟ به علت افزایش مصرف برق و تدارک برای تابستان پر مصرف یواش یواش آب را فقط از دریچه توربین‌ها خارج می‌کردند و خب خروجی سد کم است و به دلیل برداشت‌ها در مسیر رودخانه کرخه این خروجی حدودا ۱۰۰ مترمکعبی به هور نمی‌رسید. 

‏این نقشه را با فتوشاپ تنظیم کردم. آب در کرخه با حدود ۱۰۰ متر مکعب خروجی حدودا تا شهر شوش (در غرب خوزستان) و بعد از آن مناسب است اما به مرور از قدرت آب کم می‌شود. خروجی مورد نیاز هور باید چیزی حدود ۲۰۰-۳۰۰ باشد.مثلا برای یک ماه تا مشکلات هور برطرف بشود. در مورد دز هم توضیح می‌دهم. 


خروجی بیش از ۳۰۰-۵۰۰ m³/s این بار برای روستاها دشت آزادگان ممکن است خطرناک باشد چرا که در ۲۵ سال گذشته این قسمت کرخه لایروبی نشده است. پس این مقطع از کرخه مقطع عبوری بسیار حساسی است. اگر آب از ۱۵۰ کمتر بشود می‌خشکد از ۵۰۰ بیشتر بشود دچار سیلاب می‌شود.

خب حالا اساسا نمی‌توان بیش از یک حدی آب کرخه را برای هور و مردم باز کرد. چرا که دو تا سه ماه دیگر ما به مشکل شرب می‌رسیم و اگر مثل سال ۹۵-۹۶ تا آبان باران مناسبی نبارد، این بار ما در مهر و آبان شاهد تشنگی مردم و دیگر نه احشام خواهیم بود. پس مدیریت این بحران بسیار حساس است.

‏یک راه حل بسیار موقتی برای این مشکل فعلی  تامین آب هور است. ما یک کانال (رنگ آبی) داریم به نام کانال چمران. زمان جنگ چمران برای جلوگیری از پیشروی ارتش عراق کانالی احداث کرد از کارون به سمت دشت آزادگان و کرخه آب می‌برد و بعدا به عنوان یک مسیل استفاده می‌شد.

با توجه به گفته پروفسور کشکولی نیاز فعلی آبی در حوزه کارون هم برق آبی هم محیط زیستی با ۲۵۰ متر مکعب بر ثانیه تامین می شود که الان دبی کارون حدود ۵۰۰ است. می توان تا حدی نیاز احشام و ساکنان هور را برطرف کرد. ظرفیت کانال با توجه به عرض حدود ۷۰-۱۱۰ متری کافیه خوبه برای انتقال‌. تاکید می کنم این یک مسکن است. همین الان که دارم این مطلب را می‌نویسم میگن که آب از طریق کارون به سمت کرخه و هور در این کانال جریان پیدا کرده. اطلاع دقیق از صحتش ندارم. پس دیگر مشکلی نخواهیم داشت؟ فشار بر هورنشینان و احشامشون و بر ذخایر کرخه کم می‌شود. اما اگر باران نزند چه می‌شود؟ 

لازم به ذکر است که آب کرخه تنها برای کشاورزی نیست. بنا به آمار منتشره ۶۰% آب آشامیدنی اهواز در قالب طرح غدیر از سد کرخه تامین می‌شود. یزدانی رییس سد توضیح می‌دهد که ما در حال حاضر نسبت به پارسال هیچ آبی به کشاورزی نمی‌دهیم. 

سال گذشته یعنی سال آبی ۹۸-۹۹ کرخه ۵۳۰۰ مگاوات ساعت برق تولید می‌کرده امسال به دلیل خشکسالی و بارش کم در سال آبی ۹۹-۱۴۰۰ این مقدار رسیده به ۱۱۰۰ MW/H. یعنی حدود ۴۰۰۰ MW/H فقط در نیروگاه کرخه برق کمتری تولید می‌شود نسبت به پارسال قطعی برق.

‏خب این نشان می‌دهد عمق فاجعه تا چه حد جدی است. نسبت به سال آبی ۹۸-۹۹ ما در یک نا اطمینانی جدی هستیم و عملا امکان برنامه ریزی بدون دانستن میزان بارش‌های پاییز است برای هیچ کاری را نخواهیم داشت. حتی اگر شما را رییس تمام سدهای خوزستان دستتون خواهد لرزید که بخواهید آب باز کنید. 

‏الان بنا بر برخی آمارها حدود ۱۲ میلیارد متر مکعب در مجموع آب پشت سدهای خوزستان هست. اما چون نمی شود در مورد بارش ها مطمئن نیستند براحتی آب سدها را باز نمی‌کنند.
سال های ۹۵-۹۶ هم تقریبا همین وضع بود. 

‏تقریبا در هر همایشی در مورد آب که شرکت می‌کردم در سال ۹۵ و ۹۶ تلاش می‌شد بر ممنوعیت کشت‌های آب بر و محدود کردن کشاورزی تاکید شود. همه اساتید علوم آب نگران فاجعه بودند. کشور داشت به کم آبی خو می‌گرفت که سال آبی ۹۷-۹۸ با آن بارش‌های پی در پی آغاز شد. 

در سال بارشی ۹۷-۹۸ که به سیلاب‌های فروردین ۹۸ منجر شد تقریبا از شهریور ۹۷ بارش های سنگینی در ایلام و لرستان، کرمانشاه، چارمحال و... رخ داد و این بارش‌ها تا بهمن تداوم داشت.
مشخص بود که سال آبی ۹۷-۹۸ کاملا در فاز ترسالی است. اما ذهنیت مدیران ذهنیت خشک سالی‌های قبل بود. 

حتی در بهمن که سدهای دز و کرخه ظرفیت داشتند با یک بارندگی بسیار شدید مجبور شدند خروجی را تا ۵۰۰ افزایش دهند که همان موقع در زمستان ۹۷ برخی سیل بند ها در روستاهای شوشتر و روستاهای بخش ازادگان در حمیدیه و سوسنگرد دچار سیلاب شدند. باز هم آب را نگه داشتند چون نگران تابستان ۹۸ بودند. 

آن روزها پیش بینی می شد که ظرف یک ماه بعد در اسفند و فروردین احتمالا بارش های سنگینی خواهیم داشت. اما بر اساس پیش بینی ها نمی توانستند آب را براحتی باز کنند.این شد که آب را تا اواخر اسفند ۹۷ نگه داشتند. چند روز مانده به عید ۹۸ معلوم شد فاجعه در راه است و سیل می آید. 

یادم هست که خروجی سد دز و کرخه که بعد کنترل سیلاب بهمن ۹۷ افزایش یافته بود دوباره برای یک ماه به حالت عادی حدود ۱۰۰ متر مکعب خروجی برگشته بود اینبار در اوایل فروردین با سرعت زیادی افزایش یافت. از ۵ فروردین خروجی کرخه در هر ثانیه به بالای ۵۰۰ برگشت. خب این عدم خالی کردن ظرفیت در زمان هایی که هنوز سیلاب بزرگ فروردین نیامده بود مهمترین دلیل سیل فروردین ۹۸ در خوزستان بود. حداقل می شد تا حد زیادی از بروز خسارات و گسترش سیلاب جلوگیری کرد.

ما آن زمان توانسته بودیم سیل بند های شهر های پایین دست را تا ۸۰۰ m³ مقاوم کنیم اما به هر حال سدهای نیمه پر با سیلاب‌هایی با قدرت ۸۰۰۰ m³/s مواجه شدند و راهی بجز باز کردن تدریجی دریچه ها نداشتند. یا باید انفجار سدها رو شاهد می بودیم که تبدیل به نابودی تمدن در برخی از شهر ها می بودیم یا آب را کنترل شده رها می کردیم تا بتوانیم با خسارتی کمتر بحران را رد کنیم 

راه دوم انتخاب شد. صدها هزار هکتار از زمین های دشت خوزستان زیر آب رفت. دست کم بیش از ۲۰۰ هزار نفر برای یک ماه مجبور به فرار از خانه و کاشانه خود شدند. بسیاری از محصولات کشاورزی کشت شده زیر آب رفتند و کشاورزان خسارت دیدند. راه حل خلق الساعه مسئولین وقت چه بود؟ 

دولت تحت تحریم پولی در چنته نداشت. همان اول سال برآورد میشد که ۸۰ هزار م.ت کسری بودجه داشته باشد. حالا با یک سیل مواجه شده بود که چندین هزار میلیارد تومان خرج اضافی روی دست دولت می گذاشت. مجبور بود علاوه بر وعده پرداخت خسارت یک باج به حساب طبیعت به کشاورزان بدهد!!! 

به یکباره در استانی که سال قبل همایش برگزار می شد که کشت برنج در تمام ایران بجز مازندران ممنوع است و بحث سر این بود که در خوزستان چغندر بکاریم بهتر است یا نیشکر کدام صنایع جانبی بیشتری دارد، مسئولین به کشاورزان گفتند سیل آمده آب هست مجوز کاشت برنج می‌دهیم. 

خب تصور کنید چه شد؟ کشاورزان حساب کردند کشت برنج سود بیشتری دارد، آب بیشتری می برد؟ ما را که سیل برده و آب زیاد هست پس می توان کاشت. کاشتند و سال بعد هم چون دولت نمی توانست منع زیادی بکند باز هم کشت شد. کشت آن هم منطقی بود چون برنج با۲۰ تومنی سودآورتر از گندم ۲ هزار تومنی است.

پس بخش زیادی از ۶ میلیارد m³ آب پشت سد کرخه و حدود ۲.۳ میلیارد آب پشت سد دز و بخش زیادی از آب سد های کارون می رفت که با کاشت برنج و کشت‌های گسترده تر از سال خشک ۹۶-۹۷
پس روش عوض شد و برای دو سال در ۹۸ و ۹۹ خشکسالی افسانه پنداشته شد، کشاورزی، انتقال آب و... با سرعت ادامه یافت.

اما این سر مستی از آب به دلیل اینکه فقط یکسال بارش ها به اندازه سال ۹۸ نبود براحتی هورالعظیم با دو میلیارد متر مکعب ظرفیت که در سال ۹۸ حجم بالایی از آن پر شده بود ظرف یکسال خشکیده و ما به اینجا رسیده‌ایم. 

‏برگردیم به این موضوع که دز، همین الان دبی خروجی سد دز حدود ۱۰۰ m³ است. شما الان اگر به مقطع شهر دزفول بروید می‌بینید رودخانه ای به عرض ۱۰۰متر به عمق یک متر در جریان است. بطوریکه الان در اینستاگرام اگر ‎چال کندی را جستجو کنید می‌بیند شما را به تور تفریحی آبی در نزدیکی سد دز می برند. 

خب یک شهروند غیر خوزستانی الان اگر برود دزفول می‌گوید خب دز آب دارد پس چرا آب به سوسنگرد نمی‌رسد. نقشه توضیح می دهد آب دز قرار نیست به سوسنگرد برسدبخواهید هم نمی توانید آن آب را به هور برسانید چون مسیر دز به سمت کارون است و دز در نهایت قرار است به کارون بریزد. اما نمی ریزد. چرا؟ 

اکنون روی دز زوم کنیم. آب وقتی به پل غدیر دزفول می‌رسد توسط دو شاه کانال برای کشاورزی به شرق و غرب دزفول هدایت می شود. این ها را هم شاه پهلوی ساخته. استخوان بندی کشاورزی در شمال خوزستان این دو رشته شاه کانال هستند. این دو کانال آب را به حاصلخیزترین زمینهای شمالی پمپاژ می‌کنند. پس همان ۱۰۰ متر مکعب هم در کانال ها پمپاژ می‌شود و مقدار کمی به پایین دست دز می‌رسد. 

الان دز مشکل خاصی نداریم چرا که این شاه کانال‌ها روی نقشه که دنبال کنید به صورت مویرگی آب را پخش می‌کنند و کارون هم طبق گفته پروفسور کشکولی فعلا ۵۰۰ متر مکعب خروجی دارد و نیازی به این مقدار دز ندارد، پس اگر به پل حمیداباد بین شوش-دزفول رفتید و دز را خشکیده دیدید جا نخورید. 

خب تا اینجا شرح ما وقع گفتم تا بدانید دز و کارون و کرخه در کلیت از هم جدا هستند و هر یک تقریبا به برای حل مشکل و مسائلی کنترل یا هدایت می شوند. ضعف و مشکل اصلی به نظر من یک در قیمت گذاری آب و برق و دوم در مدیریت حوضه های آبریز است نه مدیریت سدها به تنهایی. 

حوضه آبریز چیست؟

آب کرخه از استان کرمانشاه و همدان و ایلام و لرستان و خوزستان تامین می‌شود. پس ما برای قسمت راه حل‌ها با حوضه آبریز کار داریم نه رود کرخه در خوزستان. اگر در سرشاخه های کرخه مشکل کم آبی، کشاورزی گسترده، بارش کم و خشکسالی رخ بدهد در خوزستان گاومیش ها می میرند. 


پس اگر می‌توانستید سرعت سیلاب را در کرمانشاه و همدان و لرستان و ایلام کم کنید، ورودی آب به سد کرخه در سیلاب وحشتناک ۹۸ رقم تمدن ویران کن ۸۰۰۰ متر مکعب بر ثانیه نمی رسید. یکبار دیگر بخوانید. ۸۰۰۰ متر مکعب بر ثانیه رودخانه ای به عرض ۴ کیلومتر به عمق ۲ متر شوخی نیست، همه چیز را می‌بلعید. 

‏بیایید همفکری کنیم

اگر می توانستیم سرعت سیلاب را در ابتدای حوضه آبریز کم کنیم فشار به مخزن سد کرخه کمتر میشد و نیاز به تخلیه بیش از ۱۲۰۰ m³/s آب از سد کرخه نبودیم و همه زمین ها را سیل نمی گرفت و صدها هزار آواره نداشتیم و نیاز نبود خسارت زیادی بدهیم و برنج کاری را باج بدهیم! 


دکتر زرگر استاد علوم آب چمران همان سال مصاحبه کرد: اگر فاصله سیلاب ۶۰۰۰ متر مکعبی ۵ فروردین ۹۸ با سیلاب ۸۰۰۰ مترمکعبی ۱۲ فروردین ۹۸ به ده روز یا بیشتر می رسید سد کرخه می توانست از بروز سیلاب شدید جلوگیری کند. متوجه شدید؟ پس باید سرعت سیلاب را قبل از رسیدن به سد کم می کردیم.

پس به نظر می رسد به راه حل اساسی اول رسیدیم؟ من فکر می کنم اینطور نیست. راه حل اول کلان تر از کنترل سیلاب است. چگونه؟ توضیح می‌دهم.

راه حل اساسی اول چیست؟ تجربه ۴ سال خبر رسانی در مورد آب و خوزستان و همچنین ۶ سال پیگیری مسائل آب در خوزستان از نزدیک، به من می گوید اولین و مهمترین و اصلی ترین راه حل مدیریت منابع آب مشارکت دادن مردم در مدیریت منابع آب است. سوال چرا باید مردم را مشارکت داد و چگونه؟ 

در سیل ۹۸ من می دیدم که مردم عرب خوزستان می‌گویند سیل نیامده، اصلا مگر خوزستان باران زده که می خواهد سیل بیاید؟ شما دروغ می گویید اینها می خواهند ما را از اطراف هور جابجا کنند عرب ها را جابجا می کنند که ترکیب جمعیتی را به هم بزنند، زمین هایمان را می خواهند. دروغ می گویید.

پیش آنها مفهوم حوضه آبریز کرخه بی معنی بود. آنها اگر حتی سفری هم می رفتند نهایتا سد را می دیدند و اگر به آنها می گفتی که ولک کرمانشاه و ایلام و لرستان و پلدختر خیلی بارون زده پس سیل می آید متهم به دروغ گویی می‌شدی. 


الان هم شما اگر ویدئوهای مردم اطراف هور که گاومیشهایشان در حال تلف شدن هستند را ببینید همین را می گویند، شما می خواهید ما را جابجا کنید، در حالیکه همین را در مورد کشاورزان ورزنه اصفهان یا روستاهای بختیاری نشین اندیکا در شرق خوزستان را هم می توان ادعا کرد. 

پس در همه حال خصوصا در بحران‌ها، حکومت باید مردم را در مدیریت منابع آب شریک و سهیم کند، از آنها کمک بگیرد، از آنها مشورت بگیرید، از آنها راهکار بخواهد، به آنها راهکار بدهد، به نظر من این اولین و مهمترین عنصر برای رسیدن به راه حلی جامع است.

حتی اگر فرض را بر این بگیریم که حکومتی بخواهد مردم عرب نشین کنار هور را جابجا کند نخواهد توانست چه آنکه سیلاب چند هزار متر مکعبی کرخه نتوانست آنها را جابجا کند و آنها در نبرد تن به تن با سیلاب خانه و زمین هایشان را تا حد زیادی از گزند سیلاب در امان نگه داشتند. 

‏خب راه حل دوم چیست؟

وقتی خواستیم در کنار مردم منابع آب را مدیریت کنیم باید به درس اول علم اقتصاد که همانا کمیابی است رجوع کنیم. یعنی چه؟ ساده ترین تعریف علم اقتصاد توزیع منابع محدود به نیازهای نامحدود است. در واقع باید بپذیریم که ما کشور پر بارانی نیستیم و یک کشور گرم و خشکیم 

وقتی که پذیرفتیم که ایران کشوری غالبا گرم و خشک است می فهمیم که در بسیاری از نقاط ایران کشاورزی کردن یعنی شلیک به پا. وقتی نمی پذیرید که اقلیم این کشور توان زیر کشت بردن صدها هزار هکتار زمین را به روش احمقانه غرقآبی ندارد شما یک قدم مهم دیگر به راه حل پایدار نزدیک شده‌اید. 

پس اگر پذیرفتید که کشور گرم و خشک ایران نمی تواند در همه زمینه های کشاورزی خودکفا بشود شما راه حل دوم را یافته اید و می توانید با روش های درست تا حد زیادی از بروز بحران های فزاینده جلوگیری کنید و دنبال راه حل های جایگزین و مناسب تر برای توسعه کشور و از بین بردن تنگنا ها باشید. 

پس وقتی قبول کردید ما در منطقه ای خشک زیست می کنیم می فهمید که با ابزارهای فعلی نه تنها به خودکفایی در محصولات اساسی مثل گندم و جو نزدیک نمی‌شوید بلکه مرتبا و سال به سال از آنها دور می شوید و هر سال خودکفایی سخت‌تر می‌شود. چرا؟ 

خودکفایی در تولید گندم و برنج و دانه‌های روغنی مثل خودکفایی در تولید فشنگ یا موشک نیست. یک ریسک اساسی دارد و آن آب است. اگر آوردن ابرهای بارانی که آب شیرین برای تولید گندم را تامین می کنند دست شما بود من توصیه می‌کردم کل گندم جهان را شما تولید کنید و کل دنیا را شما خودکفا کنید. 

یا حتی اگر یک رودخانه‌ی بزرگ پر آب همیشگی داشتید می توانستیم همه جهان را متقاعد کنیم که گندمشان را از ما تامین کنند. اما نمی‌شود، چون ممکن است مانند دوره ریاست جمهوری یوزارسیف (احمدی نژاد) ۸-۱۰ سال میانگین بارشتان کمتر از میانگین بلند مدت باشد.آن موقع چه می کنید؟ 

دو راه دارید، یا سیاست تان را کاملا عوض کنید و خودکفایی را ببوسید و بگذارید کنار و مانند کمونیست های چینی از دشمنتان آمریکا پنبه و سویا و گندم بخرید یا اینکه اگر خیلی اصرار بر خودکفایی دارید ابزارتان را تغییر دهید. یعنی بهره وری کشت در هکتار را افزایش دهید. 

شما حق ندارید آبی که به قیمت جان در این سرزمین و فلات خشک بدست می آید را به ثمن بخس (بهای اندک) در اختیار کشاورزانی بگذارید که سواد کافی کشاورزی ندارند. تعارف نداریم. من فرزند یک کشاورزم که زیر شبکه دز کشاورزی می کردیم. 

۹۹/۹ درصد کشاورزان بهره وری نزدیک به صفر دارند. توضیح می‌دهم اینکه چرا بهره وری کشاورزی صفر است و چگونه آن را ارتقا دهیم را در راهکارهای بعدی مفصلا توضیح میدهم. اما راه حل دوم این شد که واقعیت را بپذیریم که ما در کشوری خشک هستیم و اگر این راه پذیرفتیم در کنار مردم می توانیم مشکل را مدیریت کنیم.

راه حل سوم برگشتن به الگوی پایدار مدیریت آب است. یکی از مهمترین الگوهای پایدار مدیریت آب در فلات ایران کنترل سیلاب از طریق آبخوانداری بوده و هست. این راه حل در گذشته تنها راهکار پیشنیان بوده  اما اکنون می تواند مکمل سدسازی برای مدیریت منابع آب باشد. 

آبخوانداری یا آبخیزداری به معنای کاهش سرعت سیلاب برای زمان دادن به روان آب ها برای نفوذ در دل زمین است. هر چه سرعت سیلاب را کمتر کنیم بیشتر در دل زمین نفوذ می‌کند و سفره های آب زیر زمینی را پر می کند و می توان آب را بدور از تابش خورشید برای مدت طولانی تری نگه داری کرد. 

دکتر سید آهنگ کوثر را شاید عده‌ی کمی از شما بشناسند. او پدر علم آبخوانداری است. این علم برگرفته از طرح های نیاکان ما است که آب های سطحی را به سفره‌های زیر زمینی می‌فرستادند و از طریق کاریز و قنات بیرون می کشیدند. 

خب حالا که با علم آبخوان و آبخوانداری آشنا شدیم برویم سراغ اون سیلاب کرخه. اینجا قسمت جذاب داستان است که من عاشقشم. یکی از علاقه‌های قلبیم کنترل سیلابه ولی رشته ای که خوندم هزاران فرسنگ با هیدرولیک و محیط زیست فاصله دارد. من سیلاب را خیلی دوست دارم خیلی. سیلاب نعمت است. 

‏آیا با آبخوانداری و زدن بندهای آبخوانداری می توانستیم سیلاب ۸۰۰۰ متر مکعبی در کرخه و ۷۰۰۰ متر مکعبی در دز را که هر کدام ۸۰۰ میلیون m³ آورده‌ی روان آب داشت را قبل از رسیدن به خوزستان مهار کنیم؟اگر با سد سازی مخالفید و فکر می کنید مافیا سدسازی داریم باید جواب خوبی به این سوال بدهید. 

‏در ویدئوی مناظره مهدی متعق با مهندس ترکش دوز طراح سد کرخه، دقیقا همین سوال آنجا پرسیده شد. حسین آخانی عزیز به صحرای کربلا زد و متعق عزیز جواب را از آخر شروع کرد. 

‏یکی از اشکالات محیط زیستی ها در مواجهه با این گونه سوالات گرفتار شدن آن ها در اشتباهات قبلی خودشان است. جلوی سیلاب را باید با سازه گرفت. حتی آبخوانداری هم استفاده از سازه‌های طبیعی و مصنوعی مختلف جهت کند کردن سیلاب است. 

مثلا آخانی به گفته خودش بایولوژیست است، قطعا توان کمتری برای پاسخ گفتن به لحن قاطع مدیرعامل مهاب قدس را داشت. باید یه متخصص هیدرولیک که به آبخوانداری هم آگاه است در اینجا می بود به نتایج بهتری از مناظره می رسیدیم اما در هر صورت مناظره جذابی بود در همان ۹۸
برو اهواز. 

اگر من بودم به مدیرعامل مهاب قدس میگفتم که اگر ما ۵۰۰ بند آبخوانداری با ظرفیت ذخیره ۲ میلیون متر مکعب آب را در سر شاخه های کرخه که در ۵ استان همدان، کرمانشاه، ایلام، لرستان و خوزستان می زدیم و سیلابی با عظمت ۸۰۰۰ متر مکعب به دشت خوزستان نمی رسید که بخواهد تمدن برکن باشد. 

این دعوای سد سازی و یا آبخوانداری برای من که چندین سال است دو طرف دعوا را زیر نظر دارم و هم با مخالفان سد سازی و هم با موافقان آن نشسته ام و حرفشان را شنیده ام تا حد زیادی بی معنی است. چرا که در یک نگاه کامل و کلی می توان سد و آبخوان را به عنوان مکمل برای مدیریت آب ترکیب کرد. 

پس باید بودجه آبخوانداری برای کنترل سیلاب افزایش پیدا کند و تعاونی های مردمی و خصوصی حول این موضوع شکل بگیرند چرا که آبخوانداری خودش یک اقتصاد پویا است و می توان میلیارد ها میلیارد از این راه درآمد کسب کرد و می توان هزاران میلیارد ها خسارت به سدها و شهرها را با کمک آن کم کرد. 

پس متوجه شدیم کشور ما یک کشور خشک است. مردم را باید در مدیریت منابع آب مشارکت دهیم. دست از بلند پروازی های آب محور در زمینه خودکفایی هر ساله محصولات کشاورزی برداریم و سیلاب های چند سال یکبار را مسکن و نعمت برای سال های خشکسالی بدانیم و تلاش کنیم اب را بهینه مدیریت کنیم‌. 

من اینجا از راه‌حل های کلان شروع کردم. مشکلات آبی و محیط زیستی کشور کلان است. راه حل کلان دارد. مسکن ۱۰-۲۰ ندارد. مسکن را مسئولان استانی و حکومتی می خواهند تا فعلا این گاومیش دارها را ساکت کنند، آن طرف را ساکت کنند. این ها راه حل نیست، درد های ۴۰ ساله راه حل ۱۵-۲۰ ساله دارند.

دوستانی دنبال راه حل های کوتاه مدت هستند. راه حل های کوتاه مدت و میان مدتی هم برای کشاورزان هم برای گاومیش دارها هست که به مرور در ادامه همین رشته توییت می نویسم. اما مسیله اصلی فهم کلان مشکل و تلاش در سطح ملی برای رفع آن است. نه فقط خوزستان بلکه اصفهان و فارس و سیستان هم. 

آبخوان‌ها و پروژه های اقتصادی

زدن بندهای آبخوانداری علاوه بر اینکه جلوی کاهش فشار سیلاب را می گیرد تا حد زیادی آب برای مناطق محل عبور سیلاب تامین می کند و سفره های آب زیر زمینی را در مناطق کوهستانی و مخروطه افکنه به مرور پر می کند که باعث احیای چشمه‌ها می‌شود. 

خب اگر شما مثلا ۱۰۰ بند آبخیزداری بزنید به فاصله چند کیلومتر وقتی چشمه‌ها پر آب شوند بسیاری از روستاهای مسیر رودخانه عملا دیگر نیاز به آبرسانی با تانکر را نخواهند داشت و این روش اخیر آبرسانی به مرور زمان حذف میشود. این یعنی بازگشت رونق به روستاهایی که دیگر نگران آب شرب نیستند. 

نکته‌ی دیگر این است که سیلاب گل و لای فراوان می‌آورد. این گل و لای پشت این بندهای آبخوانداری می ماندو ضمن اینکه مخازن سدها را پر از رسوبات نمی کند و به مرور حاصلخیز ترین خاک ممکن را تشکیل می دهد، می تواند به کشت مزرعه چوب اختصاص پیدا بکند. یعنی پشت بند ابخوانداری درخت بکارند. 

‏پس این بند آبخیزداری نعمتی دو چندان است هم درختکاری اقتصادی یا مزرعه چوب متناسب با منطقه اقلیمی را ممکن می کند هم خاک حاصلخیز را تامین می کند هم چشمه ها را سیراب می کند هم گل و لای سیلاب را نیاز نیست در مخازن سد ببینیم. 

نکته‌ی دیگر جلوگیری از فرسایش خاک در ارتفاعات با عملیات آبخیزداری است. یکی از ارکان مهم عملیات آبخیزداری تقویت پوشش گیاهی و درختی در ارتفاعات و نقاطی است که سیلاب از آنجا روان می شود.با اینکار سرعت سیلاب باز هم کمتر می شود و از طریق این پوشش آب بیشتری به سفره ها تزریق می شود.

در سیل سال ۹۸ فقط در استان لرستان حدود ۱۰۰ میلیون تن خاک دچار فرسایش شد. پلدختر را یادتان هست از زیر چه گل و لای عظیمی درآوردند؟ درست است که هم پلدختر در بدجایی بنا شده هم سیلاب عظیم بود اما اگر عملیات ابخیزداری بود حجم گل و لای به مراتب کمتر می‌شد. 

فرصت اقتصادی ویژه‌ای که در سیلاب ها و آبخیزداری آن هست در مرحله‌ای است که سیلاب را در آبخوان پخش می کنیم. معمولا بعد از مخروطه افکنه که سیلاب شدتش کم می شود امکان ایجاد حجم علوفه‌ی بسیار زیادی را برای دام ها در یک دشت بزرگ ممکن می کند.

راه حل چهارم تحول بنیادین و اساسی در کشاورزی خوزستان است. اول وضعیت کشاورزی فعلی را توضیح می دهم و می گویم چرا از نظر بهره وری بشدت در سطح پایینی قرار دارد. ابتدا به مسئله اشتغال اشاره می کنم. زمین هایی شبیه قوطی کبریت. هر کدام ۴-۵-۶-۱۰-۲۰ هکتار هستند. 

در هر قطعه از این زمین ها که دست غالبا یک نفر است، در هر چند هکتار یک نفر شاغل است. این زمین ها در طرح اصلاحات ارضی شاه بودند و بعد از انقلاب این زمین های کوچک شده بین جوانانی توزیع شد که غالبا بیکار بودند و از کشاورزی یکم دون بپاش و آب رو ول کن روش رو بلد بودند. 

چه این زمین‌ها که در غرب دز و آن کانال توزیع آب غرب هستند چه زمین هایی که در شرق دز هستند بنظر من بعنوان یک ناظر که از نزدیک شاهد اوضاع هستم دچار هدر رفت شدید منابع آب و برق و خاک و... هستند. شما اگر دنبال خودکفایی در محصولات غذایی هستید اول باید کشاورز حرفه‌ای داشته باشید. 

کشاورز حرفه‌ای کسی است که ارزش منابعی که دارد را می داند و تلاش می کند در واحد سطح محصول بیشتری را با تغییر سیستم آبیاری از غرقآبی به قطره‌ای، تحت فشار، بارانی، یا اصلاح بذر و تنظیم میزان مواد مغذی زمین و مبارزه بیولوژیک با آفات برداشت کند. 

کشاورز حرفه‌ای کسی است که به دانش و ابزار مورد نیاز برای کشت مجهز است. می داند که مثلا شخم عمیق باعث هدر رفت آب در کشت گندم می شود. می داند که نیشکر را می توان به صورت قطره‌ای با تناژ بیشتری برداشت کرد و حاضر است ذهنیت و سبک کشاورزی خودش را متناسب با نیاز روز تغییر دهد. 

کشاورز حرفه‌ایی به دنبال کسب دانش و تجربه بیشتر به مراکز علمی و اکادمیک کشاورزی مراجعه می کند. تقریبا در ۲۰ سال گذشته که یادم می آید ۵۰ کشاورز را نمی شناسم که از بین هزاران کشاورز بدنبال تحقیق علمی برای کشت باشند. 

همه گفته‌اند مثلا پیاز امسال خوب است. خب برویم پیاز بکاریم. می روند می کارند بعد اشکالی پیش می آید به بغل دستی نگاه می کنند او چه می کند یا از او می پرسند و زراعت خودشان را زنده نگه میدارند تا محصولی با کیفیت نه چندان مطلوب را با بهره‌وری پایین تحویل دهند. 

گاهی هم بازار کشش ندارد چون همه یک چیز را کاشته اند و تقاضا نیست همان پیاز در زمین می ماند و می‌گندد و اینگونه منابع آب به تاراج می رود. شخصا شاهد صدها هکتار محصول در سالهای مختلف بوده ام که به علت نداشتن بازار شخم خورده اند و معدوم شده اند. این یعنی مرگ میلیون‌ها متر مکعب آب.

پس اگر کشاورز شما حرفه‌ای نباشد و به ابزار روز و کارآمد و دانش روز مسلح نباشد شما در حال هدر دادن منابع به اسم خودکفایی هستید. چنانکه در هر سال می‌توانم نکونه‌های فروانی در همین شما خوزستان بزنم که از بوی تعفن محصولات گندیده نمی‌شد از بعضی مناطق عبور کرد. 

مهرداد فرامهر
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان