کد خبر: ۲۶۲۹۰
تاریخ انتشار: ۰۲ مرداد ۱۴۰۰ - ۲۳:۳۰-24 July 2021
تقریبا بعید است که یک ایرانی در باره مسائل محیط زیست کشور صحبت کند یا مطلبی بنویسد و در آن اشاره‌ای به اهمیت آمایش سرزمین نشده باشد. چرا دچار بحران #خشکیدگی هستیم؟
 چون آمایش سرزمین نداریم. چرا زباله تا خرتناق طبیعت ایران را فرا گرفته؟ چون به آمایش سرزمین توجه نکرده ایم. چرا رودخانه‌ها پس رفته، تالاب‌ها خشکیده و جنگل‌ها نابود شده‌اند؟ چون آمایش سرزمین را رعایت نکرده‌ایم. نبود آمایش سرزمین یک جواب آماده و سردستی است در پاسخ به هر سوالی در باره محیط زیست. فرق هم نمی‌کند طرف رهگذری باشد در خیابان که میکروفون تلویزیون را مقابلش گرفته‌اند یا استاد دانشگاهی که در همایشی بزرگ سخنرانی می‌کند یا یک نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری که در گرماگرم تبلیغات تلاش می‌کند رای هواداران محیط زیست را جلب کند. همه آمایش سرزمین را آن اکسیری می‌دانند که می‌تواند جمیع مشکلات محیط زیست را حل کرده و ایران را به کشوری پاک و پایدار و سرسبز و پر برگ و بار تبدیل کند. 

اما واقعا آمایش سرزمین چیست؟ آن‌گونه که از تصور ایرانیان برمی‌آید یک طرح جامع سرزمینی و بلندمدت است که تعیین می‌کند در هر نقطه کشور چه کاری مناسب است و چه کاری نه و همچون یک نقشه راه باید در اختیار مدیران الان و آینده باشد و اگر در این چهار دهه روز به روز ایران بیشتر در قهقرای سرزمینی فرو رفته به این خاطر است که مدیران به چنان طرحی بی‌اعتنا بوده‌اند و اگر می‌خواهیم آیندگان اشتباهات ما را تکرار نکنند لازم است که زودتر دست به کار تدوین یک برنامه روزآمد آمایش سرزمین شویم. 

چنین تصوری چقدر ما به ازای علمی و بیرونی دارد؟ نه چندان! جالب است که بدانید آمایش سرزمین با این تصوری که در ذهن ایرانیان هست چندان مابه ازایی در جهان خارج ندارد. معلوم نیست که اساسا این عبارت چطور ساخته شده است. البته می‌دانیم از مصدر آمودن می‌آید و مصوبه فرهنگستان زبان فارسی است و به خصوص جناب دکتر مجید مخدوم استاد نامدار محیط زیست نقش زیادی در جلب توجه به آن داشته‌اند. دشوار است که بتوان در زبان انگلیسی معادل دقیقی برای این عبارت پیدا کرد. شاید نزدیک‌ترین عبارت به آن Land-use Planning  باشد به معنای طراحی کاربری اراضی. 

اما طرح‌ها و نقشه‌های کاربری اراضی عمدتا برای مقیاس‌های کوچک زمانی و مکانی کاربرد دارد. فرض کنید برنامه‌ای برای نوع تخصیص اراضی در یک ناحیه شهری یا پهنه‌بندی اراضی بر مبنای نوع استفاده در یک حوزه متمرکز مدیریتی، یعنی حداکثر یک استان. نه اینکه یک نقشه جلوی شما بگذارند و بگویند از چابهار تا ماکو و از آبادان تا سرخس این دستور کاربری اراضی است برای الان تا 50 سال بعد. چنین چیزی بعید است در هیچ جای جهان وجود داشته باشد. البته برای اهداف کلان توسعه در حوزه‌های اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی ممکن است کشورها استراتژی‌های بلندمدت تدوین کنند. و آن استراتژی‌ها را روی نقشه بیاورند. اما این نه نقشه راه یک مدیر حوزه محیط زیست است و نه اساسا مدعی جزئیاتی مثل وضعیت یک تالاب خاص در طول زمان. 

مدیریت سرزمین بر اساس استانداردها و مقررات منطبق بر نیازهای اکولوژیک انجام می‌شود و چنین نیازهایی از امسال تا سال آینده و از این سمت شهر تا آن سمت آن و از بالادست رودخانه تا پایین دست آن می تواند خیلی متفاوت باشد. مضاف بر آنکه اساسا دوره دستورالعمل‌های اوزالیدی مرکزگرا گذشته است. امروزه به شدت توصیه می شود برنامه‌های توسعه برای بازه زمانی کوتاه دو یا حداکثر پنج ساله تدوین شوند، کاملا منعطف باشند و هرچه بیشتر مقیاس جغرافیایی محدودتری را دربرگرفته و البته در طراحی آنها دست‌اندرکاران و جوامع محلی مشارکت داشته باشند.

واقعا چطور می‌شود تصور کرد لازم بوده کسانی بیست سال قبل در ساختمانی در تهران دور هم جمع شده و برنامه‌ای "بایدشود" و لازم‌الاجرا برای وضعیت کنونی دریاچه‌های استان فارس تدوین کرده باشند؟ اصولا چنان برنامه‌ای چقدر می‌توانسته الان درست و قابل اجرا باشد؟ 

دوباره تاکید می‌شود: در مدیریت چشم‌انداز استانداردها و مقررات اکولوژیک حرف اول را می‌زند، نه طرح‌های صلب بلندمدت. آن‌چه که ایرانیان به آن می‌گویند آمایش سرزمین یک تصور موهوم است که معلوم نیست چطور به مبنای تحلیل‌های محیط‌زیستی در ایران تبدیل شده است. هر چه هست، بر مبنای تصوری که از آن وجود دارد، نادرست است. 

ناصر کرمی
برچسب ها: ناصر کرمی ، آمایش
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان