کد خبر: ۲۶۲۵۱
تاریخ انتشار: ۰۱ مرداد ۱۴۰۰ - ۰۸:۳۷-23 July 2021
کلینی در کافی نقل می‌کند؛ آمد پیامبر رحمت (ص) را دید و دنبال کار خود رفت اما طولی نکشید که برگشت.
همینکه چشم پیامبر رحمت برای دومین بار در آن روز به او افتاد، حضرت رسول او را به نزدیک طلبید. آمد جلو پیغمبر معظم و نشست.
پیغمبر فرمود: «امروز تو با روزهای دیگر فرق داشت. روزهای دیگر یک بار می آمدی و بعددنبال کارت می رفتی، اما امروز پس از آنکه رفتی، دو مرتبه برگشتی، چرا؟»

گفت: «یا رسول الله! حقیقت این است که امروز آن قدر مهر تو دلم را گرفت که نتوانستم دنبال کارم بروم، ناچار برگشتم.»

رسول رحمت (ص) درباره او دعای خیر کرد. 

مدتی گذشت و آن مرد دیگر دیده نشد!

حضرت رسول از اصحاب خود سراغ او را گرفت، همه گفتند: «مدتی است او را نمی بینیم.» 
رسول خدا عازم «سوق الزیت» بازار روغن زیتون فروشان شد که آن مرد در آنجا دکان داشت. به دکان آن مرد رسید ولی دکان بسته بود و کسی نبود. از همسایگان احوال او را پرسید، گفتند: «یا رسول الله! چند روز است که وفات کرده است و مرد امین و راستگویی بود، اما یک خصلت بد در مورد توجه افراطی به خانم ها در او بود!»

رسول عالیمقام اسلام فرمود: خدا او را بیامرزد و مشمول رحمت خود قرار دهد. او مرا آنچنان زیاد دوست می‌داشت که اگر برده فروش هم می‌بود خداوند او را می‌آمرزید.

پ.ن؛ "امت واقعیِ پیامبر رحمت"؛ تیغ حذف نه به زبان می‌گیرد و نه بدست، تا هرکسی را بخاطر کوچکترین تخلف و یا اختلافی، از هستی ساقط کند! و نه خود را "تمام اسلام" می‌داند تا "رحمت خدا" را در انحصار خود و تفکر خود در آورد!

"داعش و طالبان" در درون خود را بشناسیم!

هوالودود

هادی سروش
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان