کد خبر: ۲۶۲۰۱
تاریخ انتشار: ۲۹ تير ۱۴۰۰ - ۱۰:۰۵-20 July 2021
آیا تحلیل "زبانِ مسئله شناس" می تواند ما را در فهم این سنخ از عالِم اجتماعی یاری کند؟
به نظرم شاید بتوان با تحلیل ساختار زبانِ مسئله شناس و نئولوژیسم (واژگان اختراعی) مسئله شناس راهی به سوی جهان معنایی او یافت. یکی از واژگانی که فاضلی اختراع کرده است کلمه "بینش گری" است که او آن را "لازمه مسئله شناسی" (۱۳۹۹. ۳۱۲) می خواند. اما واقعاً این واژه بر چه دلالت دارد؟‌ آنچه که من از لغتنامه دهخدا در باب پسوند "گری" یافتم این است که با شما در میان می گذارم

"گری. [ گ َ ] (پسوند) از گر + ی (حاصل مصدر). اسم مصدرهای مختوم به گری بر دو قسم اند: الف - بخشی آنها هستند که بدون (ی ) مورد استعمال دارند، مانند دادگری ، بیدادگری ، آهنگری ، مسگری ، آرایشگری، کیمیاگری، زرگری، خوالیگری؛ که دادگر، بیدادگر، مسگر، آرایشگر، کیمیاگر، زرگر و خوالیگر استعمال شده.

ب - بخش دیگر آنها هستند که بدون «ی » مورد استعمال ندارند، مانند: قاضیگری ، لوطیگری ، وحشیگری ، لاابالیگری ، صوفیگری ؛ که قاضیگر، لوطیگر، وحشیگر، لاابالیگر، صوفیگر نیامده : قاضی بوالهیثم پوشیده گفت و وی فراخ مزاح بود: ای ابوالقاسم ! یاد دارکه قوادی به از قاضیگری است" (لغتنامه دهخدا، رجوع شود به بخش گری).

با توجه به این مطالب در زبان فارسی و ساختار واژگانی من کلمه "بینش گری" را در زبان فارسی نیافتم و به نظر میآید کلمه بی معنایی باشد. زیرا کلمه "بینش" به مثابه اسم مصدر دلالت بر آگاهی و بصیرت و فهمی از خود و روابط با دیگران که تجربه های پیشین را روشن می کند، دارد و ترکیب "بینش" و "گری" در زبان فارسی موجود نیست. 

حال پرسش اینجاست که چیزی که در زبان موجود نیست و مفهومش وجود ندارد چگونه می تواند از ملزومات لاینفک مسئله شناسی محسوب گردد؟ به نظرم آنچه مد نظر فاضلی است یا حداقل با سیاق جمله سازگار می تواند باشد مفهوم "جهانبینی" است که به خطا با واژه "بینش گری" بیان شده است. اگر اینطور باشد آنگاه جمله فاضلی را می توان اینگونه بازنویسی کرد:

مسئله شناسی صرفاً نوعی آگاهی و دانش نظری نیست، ... بلکه ... درگیری عمیق و داشتن بینش و جهانبینی لازمه مسئله شناسی است.

به سخن دیگر، بدون داشتن بینش و جهانبینی نمی توان تصور دقیقی از انسان و جامعه و اخلاق و ارزش ها پیدا کرد و این مولفه ها اجزای لاینفک مسئله شناسی هستند. اما پرسش اینجاست که چرا واژه بینش گری به جای جهانبینی بنشسته است و از این مهمتر چرا مفهوم جهانبینی کاملاً از دایره واژگانی فاضلی حذف شده است و اثری از آن در روایتش دیده نمی شود؟  

در ابتدا اشاره کرده بودم که با مطالعه ساختار زبانی می توان به چارچوب بافتار فکری و زوایای پنهان و پیدای یک محقق پی برد. در اینجا این نکته را هم می توان اضافه کرد که غیبت مفهوم جهانبینی و حضور واژه بی معنای بینش گری نشانه ای برای تامل در متونی است که تحولات تاریخی و اجتماعی جوامع انسانی را به "امر ذهنی" تقلیل می دهند و این تغافل موجب می گردد مناسبات زیربنایی که روبنای هستی اجتماعی را ممکن می کنند در تجزیه و تحلیل امر اجتماعی کاملاً محذوف گردند. 

اگر مقوله "جهانبینی" جزیی از دغدغه مسئله شناس واقع گردد چه اتفاقی رخ خواهد داد؟ شاید اولین پیامد بنیادین این باشد که محقق نخواهد توانست اخلاق فوکویی/دلوزی را در کنار اخلاق ارسطویی و اخلاق قلندرانه بهلول و تصوف جنید بغدادی قرار دهد بی آنکه در باب مبانی آنها تامل جدی کند. 

به سخن دیگر، مسئله شناسی که "بینش گری" (یعنی فاقد جهانبینی) دارد به مبانی نمی‌اندیشد ولی اگر جامعه شناس دارای جهانبینی باشد و آگاه به "مفروضات پشت صحنه" نظام ارزش های خویش باشد آنگاه بین دستگاه های اخلاقی ارسطویی و قلندرانه و فوکویی تمایز قائل می شد و این تمایز را تبدیل به مسئله خود می کرد و نه اینکه مانند فوکو و دلوز اخلاق را تقلیل دهد به ارزیابی و مدل های هموسکوالانه از رفتارهای آوانگاردهای هدونیسمی پاریس دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی قرن بیستم را به عنوان اسوه فیلسوف حقیقی (یا همان مسئله شناس) که جسارت کافی "ناجور زندگی کردن" داشت در زیست جهان غیر-یوروسنتریک معرفی کند و آن را از ملزومات تداوم "تجربه تجدد ایرانی" صورتبندی کند.


سیدجوادمیری

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان