کد خبر: ۲۶۱۹
تاریخ انتشار: ۱۸ شهريور ۱۳۹۷ - ۰۰:۱۴-09 September 2018
مروان بن حکم بن ابی العاص بن امیه چهارمین خلیفه اموی و سرسلسله شاخه مروانیان است
مروان در کودکی به همراه پدرش حکم بن ابی‌العاص به طائف تبعید شد و توسط خلیفه سوم، عثمان بن عفان، به مدینه بازگشت و در دستگاه خلافت مشغول به کار شد. وی در جنگ جمل و صفین در مقابل امام علی(ع) قرار گرفت؛ مانع دفن پیکر امام حسن(ع) کنار جدش، پیامبر(ص) شد و همچنین مجادله‌ای با امام حسین(ع) به جهت بیعت نکردن با یزید داشت. مروان پس از کناره‌گیری معاویه بن یزید از حکومت، به خلافت رسید و پس از حدود ده ماه، در سال ۶۵ قمری توسط همسرش مسموم و وفات یافت. 

مروان بن حکم بن ابی العاص بن امیه بن عبدشمس بن عبدمناف در سال دوم هجرت به دنیا آمد. کنیه مروان، ابوعبدالملک بود [۱] و به این علت که قدی بلند ولی بدنی ناموزون داشت، به خیط باطل نیز معروف بود.[۲] وی اولین نفر از فرزندان حکم بن ابی العاص بود که به خلافت رسید و بنی‌مروان به وی منسوب‌اند.[۳]

از تبعید به طائف تا شورش مردم علیه عثمان
پدرِ مروان، حکم بن ابی العاص بن امیه به جهت افشای اسرار پیامبر(ص) نزد بزرگان قریش توسط پیامبر از مدینه اخراج، و لعنت شد[۴] و به همین جهت نزد علمای اهل سنت از صحابه شمرده نشده است.[۵] برخی محل ولادت مروان را طائف ذکر کرده‌اند. مروان به همراه پدرش در شهر طائف ساکن شد و در زمان ابوبکر و عمر نیز در تبعید باقی ماند.[۶]

پس از به خلافت رسیدن عثمان، وی همراه پدرش به مدینه بازگشت[۷] و کاتب و از خاصّان حکومت عثمان قرار گرفت[۸] و داماد او نیز گردید.[۹] نقل است که امام علی(ع) به وی گفته است: وای بر تو و وای بر امت محمد(ص) از دست تو.[۱۰]

منابع تاریخی اقدامات وی را از عوامل اصلی شورش علیه عثمان و کشته شدن وی ذکر کرده‌اند.[۱۱] از جمله این اقدامات، گزارش وی درباره دعوت مردم به شورش از جانب عمار بن یاسر (با تعبیر بنده سیاه) بود که دستور عثمان مبنی بر ضرب و جرح عمار را در پی داشت؛ به حدی که عمار بیهوش شده و پس از آن دچار فتق شد.[۱۲]

مقابله با امام علی (ع)
پس از به خلافت رسیدن حضرت علی(ع) در سال سی و پنج هجری، مروان بن حکم با امام بیعت کرد، با این حال از مدینه به سوی مکه رفت و به عایشه ملحق شد.[۱۳]

وی از کسانی بود که طلحه و زبیر را برای شورش و تشکیل حکومت، ترغیب کرد و از آن دو می‌خواست که مردم را به بیعت خود وادار سازند؛[۱۴] در جنگ جمل نیز در سپاه طلحه و زبیر بود[۱۵] و طلب خون عثمان کرد.[۱۶] و البته در این جنگ، طلحه را کشته و علت آن را انتقام از قاتل عثمان عنوان کرد. البته بنابر نظر برخی مورخین علت این بود که طلحه قصد کناره گیری از جنگ را داشته است.[۱۷]

وی در جنگ جمل، به همراه عایشه، عمرو بن عثمان، موسی بن طلحه و عمرو بن سعید بن ابی العاص اسیر شد؛ ولی علی(ع) آن‎ها را عفو نمود.[۱۸] البته بنابر برخی منابع، مروان پس از فرار اطرافیانش در اواخر جنگ، به طرف شام متواری گردید.[۱۹]

مروان در جنگ صفین در صف سپاهیان اموی، مقابل امام علی(ع) قرار گرفت.[۲۰] در این جنگ معاویه، از مروان خواست که در برابر مالک اشتر قرار گیرد و با وی بجنگد؛ اما مروان از این امر طفره رفت و عذر آورد.[۲۱] بنابر قولی، پس از جنگ صفین، امام به وی امان داد و مروان با علی(ع) بیعت کرد و به مدینه بازگشت و در آن‎جا ساکن شد.[۲۲]

حکومت مدینه
در سال ۴۱ هجری و پس از به خلافت رسیدن معاویه، مروان به حکومت مدینه منصوب شد.[۲۳] پس از مدتی، معاویه مکه و طائف را نیز به محدوده حکومت مروان اضافه کرد.[۲۴] پس از مدتی معاویه وی را عزل و سعید بن ابی العاص را به حکومت این مناطق منصوب کرد. برخی علت این برکناری را، امتناع مروان از گرفتن بیعت برای یزید پسر معاویه بیان داشته‌اند.[۲۵]

مروان در سال ۵۴ هجری مجددا به حکومت مدینه منصوب و پس از آن مجددا عزل شد و ولید بن عتبه به جای وی بر حکومت مدینه منصوب شد.[۲۶] وی در همین دوران نیز به مخالفت و اقدام علیه ائمه ادامه داد؛ در جریان تشییع امام حسن(ع)، مانع دفن پیکر وی در کنار قبر پیامبر(ص) شد[۲۷] و همچنین پس از به خلافت رسیدن یزید، سعی فراوانی در گرفتن بیعت از امام حسین(ع) گرفت؛ تا آن جا که مجادله‌ای با امام حسین(ع) نزد ولید بن عتبه حاکم مدینه داشت.[۲۸]

پس از شورش مردم مدینه علیه یزید، وی از مدینه اخراج شد و در پی آن از عبدالله بن عمر درخواست کرد که مواظب خانواده‌اش باشد؛ اما ابن عمر از این کار سر باز زد و مروان این درخواست را به امام سجاد(ع) ابراز نمود و امام(ع) درخواست وی را پذیرفت و بر آن همت گمارد.[۲۹] مروان پس از آن به شام رفت و تا زمان مرگ معاویة بن یزید بن معاویه در شام باقی ماند.[۳۰] بنابر برخی گزارش‌های تاریخی، واقعه حرّه پس از اخراج مروان و دیگر امویان و درخواست کمک آن‎ها از یزید و در پی آن ارسال سپاه از جانب وی به مدینه، واقع شد.[۳۱]

خلافت
پس از کناره‌گیری معاویه بن یزید بن معاویه از خلافت، امویان با مروان به عنوان خلیفه بیعت کردند.[۳۲] مروان برای تثبیت حکومت، ابتدا به جابیه (در شمال حوران) رفت و مردم را به سوی خود خواند، در سال ۶۴ قمری مردم اردن با وی بیعت کردند. سپس وی به شام آمده و در اصلاح امور کوشید. در شام، ضحاک بن قیس فهری مردم را به بیعت با عبدالله بن زبیر فرامی‌خواند و همین امر به درگیری و جنگ وی با مروان بن حکم انجامید که در طی آن ضحاک شکست خورده و کشته شد.[۳۳]

مروان در جهت گسترش سلطه خود به سمت مصر لشکر کشید و مردم آن‎جا را که در صدد بیعت با عبدالله بن زبیر بودند، مطیع خود نمود و پسرش عبدالملک را به حکومت آنجا گمارد. سپس به شام بازگشت و پس از مدت کوتاهی وفات یافت.[۳۴]

از جمله اقدامات مهم وی در زمان کوتاه خلافتش، ضرب سکه‌های دینار شامی بود که بر روی آن آیه «قل هو الله احد» حک شده بود.[۳۵]

وفات
مروان پس از وفات یزید، با ام خالد بنت هاشم بن عتبه بن ربیعه (همسر یزید و مادر خالد بن یزید) ازدواج کرده بود تا ام خالد بچه‌ای برایش بزاید.[۳۶] روزی در جمع، خطاب به خالد بن یزید ناسزایی به مادرش داد؛ این مطلب موجب نارضایتی خالد شد و به مادرش شکایت برد و ام خالد در جواب وی را به سکوت فراخواند و وعده داد که دیگر از مروان سخنان نامطلوب نمی‌شنود. در پی این ماجرا ام خالد، مروان را مسموم کرد و کشت.[۳۷]

بنابر برخی گزارش‎های تاریخی ام خالد، وی را هنگام خواب، با بالشی خفه کرد[۳۸] و بنابر نقلی دیگر نیز ابتلا به بیماری طاعون موجب مرگ مروان گردید.[۳۹]

خلافت مروان ۹ یا ۱۰ ماه دوام داشت. وی در ابتدای ماه رمضان سال ۶۵، در سن ۶۴ سالگی وفات یافت.[۴۰] وی پیش از مرگ، پسرش عبدالملک را ولیعهد خود قرار داده بود و پسر دیگرش عبدالعزیز را به عنوان ولیعهد دوم منصوب کرده بود؛ پس از مرگ مروان، عبدالملک به خلافت رسید و مردم شام با وی بیعت کردند.[۴۱]
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان