کد خبر: ۲۶۱۸۹
تاریخ انتشار: ۲۸ تير ۱۴۰۰ - ۲۰:۴۵-19 July 2021
پانزدهمين جلسه دادگاه عباس اميرانتظام روز ۲۳ ارديبهشت ۱۳۶۰ در محل زندان (اوین) به رياست  آيت‌الله محمدی گيلانى تشكيل شد.
در این جلسه از آقاى مهندس توسلى كه براى شهادت بر له آقای مهندس اميرانتظام در دادگاه حاضر شده بود دعوت شد كه بيانات خود را عرضه کند که گزیده‌ی این سند تاریخی بمناسبت سالگرد درگذشت مهندس عباس امیرانتظام در ادامه تقدیم حضور مخاطبان می‌گردد.  

اين دادگاه، دادگاه آقاى اميرانتظام نيست، بلكه دادگاه يک جريان فكرى اصيل اسلامى است. وقتى كه نماينده محترم دادستان انقلاب در مورد آقاى اميرانتظام اتهاماتى مطرح می‌كنند و اين اتهامات مستقيماً به دولت موقت مربوط می‌شود و بعد ايشان مطلب را ادامه مى دهند كه اين همان خط نهضت آزادى ايران است و اين را به صورت يک جريان مطرح می‌كنند. 

مرحوم آيت الله طالقانى از بنيانگذاران نهضت آزادى ايران هستند، بنابراين اگر نهضت آزادى ايران متهم هست كه يک جريان انحرافى در اين مملكت به وجود آورده است به اين علت است كه عرض می کنم ايشان هم جزو متهمين رديف اول هستند. 

مطالبى که [در این دادگاه اشاره شده] محورهايش دقيقاً همان مسائلى است كه در يك سال و نيم گذشته در رسانه‌هاى گروهى ما و در بيشتر روزنامه‌هاى ما و در بعضى از خطبه های نماز جمعه و سخنرانی‌ها عنوان شده است. مسائلى از قبيل حمله به دولت موقت، حمله به جناب آقاى مهندس بازرگان، حمله به نهضت آزادى ايران به عنوان يک جريان فكرى در اجتماع، حمله به وزراى دولت موقت. بنابراين شرط انصاف حكم می‌کند كه ما اين واقعيت را بپذيريم كه اين دادگاه، دادگاه آقاى اميرانتظام نيست.  

آنچه كه من حيث المجموع براساس واقعياتى كه در يک سال و نيم گذشته در جامعه ما وجود داشته و در اين دادگاه هم وجود دارد اين است كه اين دادگاهى است كه متهمين اصلى و رديف  اول اين دادگاه مجاهد نستوه آيت الله طالقانى، شهيد استاد مطهرى، آقاى مهندس بازرگان، آقای دكتر سحابى، استاد شريعتى و دكتر على شريعتى هستند. 

اين هرمى است كه در رأسش اين افراد قرار دارند. در سطح پايينتر اين هرم در واقع متهمين رديف دوم اين دادگاه قرار دارند. چون هرم باز مى‌شود، طبيعتاً افراد بيشترى جا دارند و من به عنوان نمونه و سمبليک افرادى مثل آقاى مهندس عزت الله سحابى، دكتر ابراهيم يزدى، و دكتر مصطفى چمران را نام می‌برم. متهمين بعدى اين دادگاه افرادى شايد مثل بنده هستند كه تعداد آنان خيلى بيشتر است و با اجازه آقاى اميرانتظام بايد عرض كنم كه متهمين رديف‌هاى بعدى افرادى مثل آقاى اميرانتظام هستند. 

محاكمه آقاى اميرانتظام و جوسازی‌هايى كه شده است، نمى‌تواند  بن‌بستهاى انقلاب را حل بكند. بياييد واقع‌بين باشيم. واقعيت اين است كه دو جريان اصيل اسلامى به خصوص بعد از شهريور ۲۰ در مملكت ما وجود داشته و امروز هم ادامه دارد. يک جريان همان جريانى است كه بنده عرض كردم اگر آقاى اميرانتظام مجرم باشند مجرمين اصلى آن آيت الله طالقانى و مهندس بازرگان و دكتر سحابى هستند. اين جريانى است در بين اقشار تحصيل كرده و روشنفكر جامعه ما كه اعتقادات خودشان را از طريق منطق و استدلال و عقل متكى بر مذهب به دست آورده‌اند. يک حركت اصيل اسلامى ديگرى وجود دارد كه شايد مقدمين اين حركت فداييان اسلام باشند و از متن توده جامعه ما جوشيده‌اند و اسلام را در آن كلیتش مى‌خواهند، اسلام اين طور گفته و اين است و جز اين نيست و بايد بى‌درنگ نيز اعمال شود. 

همان‌طور كه در پيروزى انقلاب فيضيه و دانشگاه در كنار هم بودند، براى تداوم انقلاب نيز ضرورى است. بعد از پيروزى انقلاب براى اينكه انقلاب ما نتواند آن انسجام اوليه خودش را داشته باشد و منحرف شود، كسانى كه به طور ريشه‌اى به اسلام و انقلاب اسلامى اعتقاد نداشتند دو تز انحرافى را مطرح كردند، گروهى از همان روزهاى بعد از پيروزى انقلاب واژه ليبرال را مطرح كردند. گروه ديگر تز ارتجاع را براى اينكه فيضيه و دانشگاه نتوانند در كنار هم باشند. با طرح ارتجاع و ليبراليسم بين فيضيه و دانشگاه جدايى و شكاف به وجود آوردند و اين يكى از رموز جدايى مردم، تفرقه، نفاق، پراكندگى و همان شكاف‌هايى است كه رياست محترم دادگاه در ابتدا دادگاه از زبان پيامبر اسلام (ص) مطرح كردند. 

قرآن بشارت میدهد به كسانى كه اقوال مختلف را می‌شنوند و بهترين را انتخاب می‌كنند. اگر قرار بود يك قول، يك بينش در جامعه اسلامى ما و به خصوص از ديدگاه تشیع وجود می‌داشت كه ديگر اقوال مختلف وجود نداشت. اگر قرار باشد كه ما همان‌طور كه در انقلاب‌هاى ماركسيستى عمل شده است، مسلمان را قالبى و يكدست بسازيم كه ديگر ضرورت طرح ديگر اقوال مختلف وجود نمی‌داشت. 

اين مطلب را لازم مى‌دانم به استحضار دادگاه محترم برسانم كه ابهامات زيادى روى اسناد باقیمانده در سفارت و هدف‌هايى كه از باقی گذاردن قسمتى از اسناد داشته‌اند وجود دارد كه آقاى مهندس اميرانتظام توضيح داده‌اند. آنچه باقى مى‌ماند از اتهامات پرونده ايشان در ارتباط با سفارت آمریکا و تماس‌هاى ديپلماتيک ايشان است. 

در اين مورد خود ايشان توضيح دادند. بنده چون در جريان مستقيم قسمتى از ارتباطات ايشان بودم احساس مسئوليت كردم كه در دادگاه حضور پيدا كنم و اطلاعات خودم را به عنوان شاهد در اين دادگاه محترم مطرح كنم. كسانى كه مى‌خواهند نقش ارتباط را محكوم بكنند در اشتباهند. نقش ارتباط به هيچ وجه مذموم نيست. آنچه كه مهم است محتواى ارتباط است و نيت ارتباط كه آيا ما در اين ارتباط می‌خواهيم به يک ملتى خيانت بكنيم يا خدمت؟ اصل ارتباط مورد تأييد و ضرورى است، حتى پيامبر (ص) هم با كفار مكه ارتباط داشتند و از دشمن كسب خبر مى‌كردند. قبل از پيروزى انقلاب بسيارى از شخصيت‌هاى كنونى مملكت براساس همين ضرورت با مقامات سفارت امريكا و سفارتخانه‌هاى ديگر ارتباط داشتند. 

اين مطلبى است كه در رسانه‌هاى گروهى تصريح و اعلام شده، نه تنها آقاى مهندس بازرگان ارتباط داشته‌اند، آقاى دكتر بهشتى، آقاى موسوى اردبيلى و ديگران هم ارتباط داشته‌اند و هيچ‌كس اين ارتباط را مذموم نمى‌داند. آنچه مهم است نيت و محتوا و نتيجه ارتباط است، به خصوص امروز كه مسئولان مملكت در سطوح مختلف با خارجيان ارتباط دارند. 

قبل از انقلاب و تا حدود آذرماه ۵۷ بنده مسؤوليت ترجمه و ارتباط را داشتم. با پيشنهاد جناب آقاى بازرگان اين مسئوليت از آن تاريخ به آقاى مهندس اميرانتظام واگذار شد، بنابراين چه قبل از پيروزى انقلاب كه بنده و ایشان نقش مترجم و رابط را داشته‌ايم در خدمت انقلاب و مسئولان انقلاب عمل كرده‌ايم و چه بعد از پيروزى انقلاب آقاى مهندس اميرانتظام زير نظر دولت موقت به عنوان مأمور دولت عمل كرده‌اند و جناب آقاى مهندس بازرگان هم ضمن شهادت خودشان تأييد و قبول مسؤوليت فرمودند.  

من شهادت مى‌دهم تا آنجا كه اطلاع دارم جز به خاطر خدا و خدمت به ملت و انجام وظيفه عملى انجام نشده است. صرفاً بر اساس گزارش دشمنان انقلاب و فاسقين بدون هيچ گونه مدرک و سند و شهادت معتبر نمى‌توان چنين اتهامات بى‌اساسى را وارد دانست. 

توجه دادگاه محترم را به اين واقعيت تاريخى كه سابقه نيم قرن در مملكت ما دارد جلب می‌کنم. اينكه كسانى خواسته باشند يكى از پايه‌هاى انقلاب اسلامى را آمريكايى و در خط آمريكا معرفى بكنند؛ اين همان خط آمريكاست و همان كتابى است كه آقاى دكتر يزدى در مجلس معرفى كردند به نام "گروگان خمينى" اين همان خط است. آن كتاب كه نويسنده‌اش عضو "سيا" است   مى‌خواهد معرفى بكند اين انقلاب كه شما مى‌گوييد اسطوره است براى كشورهاى اسلامى، اين بی‌محتواست، اين دست پرورده خود ما بوده، خود ما آن را پايه‌گذارى كرده‌ايم، مى‌گوييد نه؟ خودشان مى‌گويند فلانى و فلانى كه نقش مهم در انقلاب داشته‌اند آمريكايى هستند. خود آنها اين طور مى‌گويند. اين دامى است كه دشمن در مقابل انقلاب ما باز كرده. آنها توطئه‌گر هستند، آنها كارشناس دارند، آنها دقيقاً مسائل درون انقلاب ما را ارزيابى مى‌كنند و از اين طريق راحت‌تر با بدنام كردن چهره‌هاى اصيل انقلاب و ايجاد تحیر و بى‌تفاوتى در درون جامعه تلاش مى‌كنند شرايط ۲۸ مرداد را به وجود آورند. 

اين شيوه كه استراتژى مشترک آمريكا و شوروى است و توسط گروه‌هاى چپ و چپ‌نما و متأسفانه دوستان نادان انقلاب پىگيرى مى‌شود بسيار مؤثرتر و مهلک‌تر از تجاوزى است كه دولت بعث عراق به مملكت ما كرده است. بنابراين با توجه به مسائلى كه در اين دادگاه مطرح شده است و حساسيت اين دادگاه، بسيار ضرورى است که رياست محترم دادگاه توجه خاص مبذول نمايند. آقاى مهندس اميرانتظام، به عنوان فرد مطرح نيست ما بايد به وظيفه خود عمل كنيم، اگرچه فدا بشويم، آنچه مطرح است مصالح انقلاب و سرنوشت ملت ماست. به كجا مى‌رويم؟ آيا آنچه در درون انقلاب ما مى‌گذرد دست‌هايى كه  چهره‌هاى صادق و صميمى انقلاب را كه ديروز در كنار هم بودند امروز در مقابل هم قرار داده‌اند دوستان انقلاب هستند؟ 

آيا ما مى‌توانيم قبول كنيم كه آقاى مهندس اميرانتظام براساس گزارش كسانى كه جاسوس و دشمن ما بودند جاسوس تلقى شوند، اما كسانى كه سوابق چهل ساله آنان و عملكرد امروز آنان نشان مى‌دهد و با ابرقدرتها ارتباط دارند و با نفوذ در ارگان‌هاى مملكتى اطلاعات را به دشمنان انقلاب مى‌دهند و به طور مستمر عليه انقلاب اسلامى توطئه مى‌كنند جاسوس نيستند؟ آنها با اين سوابق بايد آزادانه نشريه داشته باشند و آزادانه فعاليت كنند و هيچ گونه سؤالى و ابهامى در مورد آنان مطرح نشود، ولى آقاى مهندس اميرانتظام بر اساس اينگونه گزارش‌ها و جوسازى‌ها به عنوان جاسوس در اين دادگاه محاكمه مى‌شود. بايد مشخص شود جاسوس واقعى كيست؟ 

من به عنوان فردى كه ۲۵ سال در مبارزات مملكتم شركت داشته‌ام و در اين انقلاب نيز نقش كوچكى داشته‌ام و خدمت كرده‌ام و شاهد ريختن خون ده‌ها هزار شهيد كه يكى از اين شهيدان برادر خود من بوده و صدها هزار معلول (كه آقاى دكتر خواجوى قبل از دادگاه اشاره كردهاند يكى از مشكلات ما و دو نسل آينده ما همين معلولين خواهند بود.) [بوده‌ام، از] دادگاه محترم و ملت قهرمان ايران مى‌خواهم قبل از آنكه حكمى صادر شده باشد به خود آييم و ببينيم به كجا مى‌رويم و چكار مى‌كنيم؟ از دادگاه محترم مى‌خواهم آنچه را كه حق هست، آنچه را كه خواست خداست و مصالح انقلاب ايجاب مى‌كند حكم كنند. اين مسائل با بى‌طرفى عنوان شد و از دادگاه محترم و خواهران و برادرانى كه حوصله كردند به صحبت‌هاى من گوش دادند تشكر مى‌كنم. 

والسلام والعاقبة للمتقين. 



منابع:
روزنامه میزان، تاریخ‌های ۹، ۱۰، ۱۲ و ۱۳ خرداد ۱۳۶۰.
کتاب «آن سوی اتهام»، جلد دوم، محاکمه و دفاعیات عباس امیر انتظام در دادگاه انقلاب، اسفند ۵۹ تا خرداد ۶۰، نشر نی.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان