کد خبر: ۲۶۰۱۲
تاریخ انتشار: ۲۱ تير ۱۴۰۰ - ۰۸:۵۱-12 July 2021
مولانا در مثنوی، بزرگ ترین درس خودشناسی را به ما می‌دهد.
عصراسلام: گویا دست ما را می‌گیرد و با خود وارد مسیری درونی می‌کند. اما آنکه دغدغه خویشتن شناسی دارد متوجه اعماق لایه های وجود خود می‌شود و اکثر ما فقط از خواندن مثنوی لایه ظاهری و‌زیبای آن را دریافت می کنیم. در مثنوی، مولانا وجود آدمی را به چهار پرنده تمثیل می‌کند که هر کدام ،نمونه بخش وانهاده ای از وجود ما هستند .

اردک: پرنده‌ای حریص که همواره حتی در سیری هم نوکش بر زمین است نشانه آز ،طمع و‌حرص افزون بعضی از ما آدمیان است.

خروس: پرنده ای که مرغان بسیاری را در اختیار دارد و خیال ریاست در سر می پرورداند. نشانه شهوت جنسی، قدرت پرستی و‌ عدم رعایت حقوق انسانی می‌شود. 

طاووس: پرنده‌ای با زیبایی ظاهری است که سرش را بالا می گیرد و‌می خرامد بی توجه به آنچه در اطرافش می گذرد،‌ نشانه غرور، خود نمایی و خوشایندی دیگران و ‌فریبندگی است.

کلاغ: پرنده ای منحوس که قابلیت پروازهای بلند را ندارد و مردار خوار می باشد .نشانه آن دسته از آدمیان است که بدون سعی و‌ تلاش ،آرزوهای بلند در سر دارند و‌ بدون داشتن قابلیت می خواهند چون عقاب به کمال برسند و چون نمی توانند ،از دیگران برای اهداف خود استفاده می کنند و‌به هر وسیله و‌از راه فساد ،خود را به هدف می رسانند. 

از نظر مولانا، با شناخت این مرغان در وجودمان، می توانیم آنها را تربیت کنیم و به جای ستم بر خود، درونمان را آشیانه مرغان الهی سازیم.

مفهوم رنگ در اندیشه مولانا 
 
رنگ در کلام و‌دیدگاه مولانا، جایگاه ویژه ای دارد. اما رنگ بی رنگی، مبنای عرفان اوست که نشانه عالم وحدت است. مولانا ریشه همه رنگ‌ها  را در نور می‌داند و با از بین رفتن تعدد رنگ‌ها، ،دین‌ها و فرقه‌هاست که وحدت ایجاد می شود و همه به این آگاهی می رسند که این همه اختلاف به جهت  فراموشی این حقیقت است که همه از یک تابش می باشیم و آن خورشید الهی است.

چون که بی رنگی اسیر رنگ شد 
موسیی با موسیی در جنگ شد 

پس باید همه آدمیان به بی رنگی رسند و از رنگ ِتضادهای فردی رها شوند. انسان والا ،در اندیشه مولانا کسی است که به راز منشا رنگ ها پی می برد و جز نور که مبدا ایجاد رنگ هاست به هیچ رنگی نمی اندیشد و‌ به مفهوم این آیه می رسد که هیچ رنگی بالاتر از رنگ خدا نیست چرا که همه رنگ‌ها فانی اند و‌تنها یک‌ رنگ باقی است و آن خداوند است. مولانا در فیه مافیه می فرماید که راه‌ها مختلف است و در آن اختلاف عظیم است اما مقصد یکی است و‌ما در ظاهر و شکل راه نظر می کنیم.

همه ادیان یک گوهر دارند و ما چون دچار رنگ و‌تعلقات هستیم در ظاهر راه می مانیم و دچار جدال با انسان‌های دیگر می‌شویم و‌ تنها جان ِپاک از تعلقات است که فارغ از رنگ ،به گوهر و‌نور پی می برد و آزادانه و در حریت زندگی می‌کند‌.

نویسنده: زهرا غریبیان لواسانی


علوم وفنون ادبی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان