کد خبر: ۲۵۹۴
تاریخ انتشار: ۰۵ شهريور ۱۳۹۷ - ۰۹:۰۵-27 August 2018
یک نگاه/
حواشی صحبت های جناب رحیم پور در حوزه علمیه که متأسفانه مثل سایر موضوعات مهم پررنگ تر از اصل ماجرا بود تردیدی باقی نمیگذارد که اتاق عملیات روانی دشمنان این سرزمین متمرکز و هوشمند و بدون حدس و خطا، آسیب پذیری های اجتماعی ما را خوب شناخته و هدفگیری نموده اند و متأسفانه ما در غفلت و معمولاً در موضع انفعال!
با یاد سخنرانی انقلابی حضرت امام خمینی در سال آخر رژیم ستمشاهی که با مقایسه حوزه های مطرح در ایران و عراق با افتخار از بیداری حوزه قم خبر میداد این مبحث را آغاز میکنیم که مخاطب را به رسالت های حوزه های علمیه توجه میداد که این توقعات سالهای بعد در منشور وحدت روحانیت با طرح ابعاد وسیعتری از وظایف حوزه های علمیه تجلی یافت از دید ایشان حوزه های علمیه رسالت های غیرقابل تردیدی در راهبری جامعه در شرایط مبارزه، استقرار و حاکمیت دارند که غفلت از آن وظایف امری نابخشودنی است و در پیام های متنوع و متعدد دیگر که عموماً در راستای وحدت حوزه و دانشگاه نیز تکرار شد مخاطب مسئول را در هر دوی این مجموعه ها به تلاش و اثرگذاری دعوت می نمود.

بدخواهان در مشروطه اهتمام خود را بر جدایی این دو جریان قرار دادند و در تمامی دوران سلطنت پهلوی اول و دوم تلاش حاکمیت بر نابودی و حذف حوزه ها و پروراندن دانشگاهی سراسر وابسته به استعمار مأمور بود و تا حد زیادی نیز به موفقیت رسید.

در آن شرایط سخت و مستبدانه مرحوم شیخ عبدالکریم حائری تمام اهتمام خود را صرف شکل گیری و نهادینه کردن «حوزه» نمود و از تحقیر و برچسب های توهین آمیز، هراسی به خود راه نداد. رسالت حوزه در آن شرایط سخت ایجاد و استحکام بخشی به این سنگر تازه بنیاد بود کما اینکه حضرت آیت الله العظمی بروجردی نیز در فراز و فرودهای سیاسی پر تنش به شالوده ریزی و قوام بخشی آن اهتمام ورزید.

بعد از فوت مرجع علی الاطلاق جهان شیعه، محمدرضا شاه سرمست از بی خطر نمودن حوزه ها حتی تلگرام تسلیت فوت ایشان را خطاب به حوزه علمیه نجف صادر کرد تا ادامه مرجعیت شیعیان را در بیرون از ایران آدرس دهی نماید و دقیقاً از همین مقطع حضرت روح الله تازه نفس شیپور آماده باش حوزه علمیه و شیعیان خداجوی ایران را به بهانه مقابله با دین زدایی اسدالله علم در تصویب آئین نامه های اجرایی انتخابات ایالتی و ولایتی به صدا در آورد. عتاب و خطاب تند حضرت روح الله به شاه در محکومیت رژیم به تسلیم جامعه مسلمین به یهود و بهائیت خیلی زود راهکارهای عملیاتی روحانیت انقلابی را در مواجهه با حوادث تبیین و ترسیم نمود که منجر به تقویت نهضتی فراگیر از خرداد 42 تا امروز گردید. جریاناتی در حوزه که به بهانه های مختلف چون تدریس فلسفه، سیاسی شدن طلاب، تحلیل رفتن بضاعت های آموزشی و... از همان سال ها به تقابل با خط "رسالت پذیری" حوزه ها پرداختند و عموماً برآیندی منفعلانه از عملکرد حوزه ها را به جامعه منتقل کردند و آن بی تفاوتی در زمینه پاسخگویی به توقعات و نیازهای جامعه اسلامی بود. یادم می آید در سالهای اوج تحرکات مردمی در سال 1356 وقتی صدای خانمی از قسمت زنانه مجلس خطاب به روحانی مستقر بر منبر بلند شد و از او خواست توقعات دینی از مردم را در شرایط فعلی بیان کند صریحاً پاسخ داد: «من بحث سیاسی نمیکنم و اگر از این سئوالات دارید دیگر در جلسه تان شرکت نخواهم کرد!!»

این پرسش و پاسخ کوتاه گویای توقع جامعه از حوزه ها در شرایط حساس است. تجربه نهضت اسلامی در ایران چه در دوران مبارزات قبل انقلاب چه حفظ و حراست از آن و دفاع مقدس تا امروز فضایی بر حوزه های علمیه حاکم می نماید که قطعاً فضاسازیهایی از نوع طرد علامه طباطبایی به بهانه تدریس فلسفه و یا تلاش برای منزوی کردن انقلابیون و امثالهم را بر نمیتابد. هجمه های حساب شده ای که طی روزهای اخیر و متأثر از یک تله گذاری اطلاعاتی و تهیه عکس و شوآف،  به آقای رحیم پور ازغدی که خود دانش آموخته همین حوزه ها و دانشگاههای کشور است وارد شد، خبر از تفوق جریان متمایل به دشمن در اعمال عملیات روانی علیه خط انقلاب در این مراکز مهم است قطعاً تنگ تر کردن حلقه محاصره نسبت به امثال ایشان که روزی از اخراج اعلام نشده از تریبون های نمازجمعه و امروز احتمالاً از صحن رسمی حوزه های علمیه خواهد بود قطعاً عملیات موفقی برای به سکوت کشاندن این جریان مطالبه گر که پشت گرم به توقعات مردم انقلابی است نخواهد شد. اما می تواند بر داغ تر کردن تنور منازعات داخلی و ایجاد دوقطبی های سیاسی آزار دهنده مؤثر باشد.

ارائه تعریف و تعبیر خاص از سکولاریسم و متهم خواندن حوزه ها به بی دینی تندترین تفسیری بود که از این سخنان به جامعه حتی خواص عرضه شد که معطوف به ترجمه ادبی واژه سکولار به فارسی است و نه تعبیر و تفسیر آن در حوزه های فرهنگی سیاسی اجتماعی که البته این تعریف منجر به اعلام مواضعی نه چندان واقع بینانه شد. سکولاریسم یا عرفی گرایی تدریجی جامعه و خواص، یعنی چشم و

 گوش نسبت به پاسخ سئوالات مهمی که در جامعه چالش آفرین شده و بارزترین آنها در پاسخ حضرت امام به نامه محمد علی انصاری در در آبان ماه 1367 در مورد دهها مسئله مهم سیاسی اقتصادی فرهنگی اجتماعی و حتی بین المللی تصریح شده است. سکولاریسم یا عرفی گرایی یعنی سکوت در قبال وظایف و رسالت ها و ارجاع دادن آنها به آخرت، یعنی مسلط کردن تفکر منحط حجتیه ای، خانه نشین کردن انقلابیون و در یک کلام دین به دنیا فروختن.

بی شک مهمترین موضوع مورد توجه بشریت در دوران معاصر موضوعی است که با عنوان "اندیشه سیاسی" به تبیین مدل اداره جوامع میپردازد، دنیای غرب با تمام توان نسخه نولیبرالی را برای سیاست اقتصاد و فرهنگ به جوامع القا کرده و هیچ صدای مخالفی را نیز برنمیتابد و در کشورهای اسلامی بلندگوهایی برای بازخوانی و تکرار به کار گرفته است که هر روز با صرف مبالغ هنگفت و به میدان کشاندن آدمک های سیاسی بر جاذبه های مادی آن می افزایند و به مدد زرق و برق مادی و گوش پرکن توسط آنها بر باورهای ساختگی مردم سواری می گیرند. سخنوران انقلابی تا در توان داشته اند از امکان افشای این نغمه رسوا کوتاهی ندارند هرچند تریبونهای اصلی حوزه و دانشگاه در تولید پدافندی پرمحتوا و نظام مند کمتر موفق بوده اند.

 در جهان اسلام جذابیت های متأثر از دیدگاههای اندیشمندان اهل سنت که پس از شکست عقیدتی و نظامی خلافت عثمانی رو به زوال رفت، در ارائه دیدگاههای اخوان المسلیمین تجسم یافت که ناتوان در پاسخگویی به نیازهای اساسی جهان اسلام بخصوص پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران به مرور از ابهت آن کاسته شد، این حرکت که با فاصله زیادی از آرمان خواهی های نهضت امام خمینی عقب مانده بود در تبیین جبهه های نبرد و تشریح وظایف آنچنان بهت زده باقی ماند که آخرین توجیهات سیاسی عقیدتی خود را در اعلام مواضع صریح نسبت به جریان یهودی ساخته «داعش» به نازلترین سطح کشاند و تسلط بر بالاترین قدرت اجرایی در کشور بزرگی چون مصر را با اندیشه های کودکانه در مواجهه با کودتایی کم معونه که ایران اسلامی دهها برابر بزرگتر از آن را در دفعات متعدد به مدد حمایت مردمی منکوب کرده بود تسلیم نظامیان مزدور آمریکا پرست نمود! نتیجه اینکه، بی تردید دنیای اسلام و جوانان مسلمان به شدت در جستجوی اندیشه ای قابل تبیین و اجرا برای تحقق ارمانهای خود هستند که قطعاً در دنیای غرب و در میان اندیشه ورزان اهل تسنن آنها را نخواهند یافت.

اما در جهان تشیع و پیشقراولان اندیشه ورز حوزه های علمیه تنها دیدگاه مدون که حاصل تلاش آیت الله نائینی بود بصورت جزوه ای عربی به نام «تنبیه الامه و تنزیه المله» مقارن با مشروطیت انتشار یافت که در سال 1334 شمسی به همراه مقدمه ای توسط مرحوم آیت الله طالقانی به فارسی ترجمه شد جاذبه های آن در ارائه مدل حکومتی حتی در بعضی بیدادگاههای رژیم ستمشاهی نیز در تقبیح  دیکتاتور حاکم مورد استفاده قرار میگرفت.

 به واقع در دوران مشروطه جز این جزوه متن و رساله مدونی از دیدگاههای ارائه شده در «اندیشه سیاسی» موجود نیست و سکوت حوزه های علمیه نیز در این خصوص بجز نامه ها و مواضع باقی مانده از شهید شیخ فضل الله نوری، توجیه پذیر نیست. به این جزوه جناب نائینی ایراداتی جدی وارد است که حتی آن ایرادات نیز کمتر به دقت تحلیل شده است. بی شک نائینی متأثر از جزوه «بدایع الاستبداد» عبدالرحمن کواکبی و بومی کردن بعضی از آن دیدگاههای با فرهنگ شیعه کتاب تنبیه الامه را تدوین نموده است و کواکبی متأثر از ظلم و استبداد خلیفه عثمانی در مصر با نگاهی مجذوب به تألیفات «آلفیری، اندیشمند ایتالیایی» که آن نیز متأثر از دیدگاههای منتسکیو و انقلاب فرانسه بوده به خلق این اثر دست یازیده است. اینها نه جهت محکوم سازی نویسندگان بلکه ترسیم و تحلیل فضای حاکم بر جوامع جهانی و امید به اثر بخشی دیدگاههای نوین دنیای غرب در ارائه مدل اداره جوامع بشری بیان شد.

جناب نائینی با تساهل و تسامح اعتقادات خود را در این جزوه ارائه نمود بلکه راهکار نجاتی برای مردم  در دوره مشروطه باشد، اجمالا به دیدگاههای او مروری می نماییم:

او معتقد بود حکومت استبدادی سه نوع غصب مرتکب میشود، غصب ردای کبریایی، غصب مقام ولایت و ظلم به امام، غصب رقاب و بلاد و ظلم به عباد و با این استدلال، حکومت مشروطه را که کمترین غصب، یعنی غصب به مقام ولایت را دارد (ظلم به امام) تنها راه میدانست که در غیبت امام زمان با اسلام هماهنگی دارد، به نگارش قانون اساسی مدون مانند رساله عملیه مجتهدان زیر نظر 5 فقیه تأکید داشت و به ایجاد مجلس شورای ملی مجتمع از خیرخواهان معتقد بود. او نظام مشروطه را به این جهت مشروع میدانست که دفع افسد به فاسد بود و دارای ستم و غصب کمتری است . تلقی نائینی این بود که قوانین منصوص احکام اولیه را رقم میزنند  و احکام ثانویه متأثر از نظارت فقها بر ضروریات و اقتضای زمانه قوانین غیر منصوص را رقم میزنند و بدین ترتیب قائل به خدمت گرفتن مواهب دموکراتیک و آزاد منشانه غرب برای جوامع اسلامی بود.

روشنفکران ایرانی در دوره مشروطه حداقل های نائینی را نیز برنتافتند و از دوره دوم مجلس، تلاش برای سکولار و عرفی نمودن قوای سه گانه کشور سرعت گرفت به تعبیر مرحوم «عبدالهادی حائری» در کتاب تشیع و مشروطیت در ایران: "نائینی میخواست اندیشه آزادی خواهی سکولار غرب را شکل اسلامی دهد و اگر تماماً اسلامی می اندیشید باید در سنگر شیخ فضل الله می ماند."

بدون تردید از مدلهای ارائه شده قابل تحقق برای اداره جوامع بشری طرح دیدگاه حضرت امام خمینی تحت عنوان «ولایت فقیه» است که تدوین آن بیش از نیم قرن قبل از تدریس کتاب بیع ایشان آغاز شد و توانست مدلی همه جانبه برای مدیریت جامعه باشد او توانست واقع بینانه به نیازهای دوران غیبت و چگونگی مواجهه با قدرتهای غیر الهی مدعی راهبردی جامعه پاسخگو باشد از تبیین و تفسیر حکیمانه آیات و روایات متنی مستدل بعنوان توجیه ایدئولوژیک اندیشه سیاسی خود استفاده نمود و امری که متأسفانه حوزه های علمیه و دانشگاهها پس از انقلاب به آن در شأن و اندازه اش نپرداختند و دلیل این ادعا نیز بی متولی باقی ماندن این اندیشه سیاسی گهربار در لابلای هزاران تألیف و تدریس و سخنرانی 40 ساله اخیر است که حتی در حوزه و البته دانشگاهها هیچ خطیبی توان ارائه خطابه ای و یا جزوه ای در حد سخنرانی 20 دقیقه ای عملیاتی را از خود نشان نداده و این موضوع حیات بخش انسانی به بایگانی سپرده شده است در حالی که از سمت مقابل با تسلط اندیشمندان معارض ولایت فقیه در شورای انقلاب فرهنگی از دهه 60 تا امروز عملا به بایکوت نمودن و حتی ممنوعیت طرح آن در مجامع فکری فرهنگی منجر شده است.

همه روشنفکران مسلمانی که طی سالهای اخیر با طرح اندیشه سیاسی آخوند خراسانی یا شیخ انصاری ایده هایی ظاهرا جدید را به محیط های علمی پمپاژ کرده اند را می توان مخالفان اندیشه ولایت فقیه دانست که شجاعت و جسارت طرح دیدگاه های خود را ندارند و پشت این دو بزرگوار سنگر میگیرند و البته از پاسخ به بدیهی ترین سئوال عاجزند که چگونه سکوت و بی تفاوتی این دو بزرگوار در بلاتکلیفی اداره امور جامعه در دوران غیبت را در ابتر بودن اندیشه پیشنهادی توجیه می نمایند؟!  و عملاً رهبری جوامع مسلمان و شیعه را به حال خود رها کرده اند!

فقدان کرسی های آزاد اندیشی در دانشگاهها علیرغم تأکیدات مکرر رهبر معظم انقلاب، تدریس کتب اندیشه ورزان متأثر از دیدگاههای انحرافی امثال سروش در دانشگاهها و صدالبته بی تفاوتی حوزه ها در تبیین عملی از اندیشه نجات بخش ولایت فقیه دست به دست هم داده تا دلسوزان و صاحبان درد و دغدغه به آینده جامعه اسلامی را تا حد متهم نمودن حوزه ها به سکولاریسم پیش ببرد تا بلکه تحریکی مؤثر پدید آورد.

همه جنجال آفرینان ایام اخیر در اخذ تأییدات تلویحی از بزرگان حوزه تلاش کردند تا غباری به پا کنند تا اصل موضوع به فراموشی سپرده شود و دو قطبی های خانمان سوز درون نیروهای انقلاب پدید آید بدانند ره به جایی نمیبرند این سئوالات جدی باقی است و حوزه های علمیه نمی توانند نسبت به آنها سکوت اختیار کنند. نسل پرسشگر امروز در پی یافتن پاسخ سئوالات خود است حوزه های علمیه و اندیشمندان دانشگاهی با قهر و بی تفاوتی نمی توانند این مرحله را پشت سربگذارند و عبای خویش را برسر و یا کلاه خود را تا چشمان خود پایین آورند و یگویند چیزی را نمیبینیم!

مطالبات منطقی از قوای سه گانه و مدیران عالی جامعه با پاسخگویی اندیشه ورزان دلسوز انقلاب جهت و مسیر صحیح خود را خواهد یافت  و دشمن غدار نمیتواند بر گرده هیجانات و توقعات احساسی جامعه سواری بگیرد.
 
 
 
​​​جواد عباسی
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۳۴ - ۱۳۹۷/۰۶/۰۵
0
0
سلام بسیار عالی بود کاش وسعت انتشار می یافت جامعه به شدت نیازمند این توجیهات است
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان