کد خبر: ۲۵۸۰۸
تاریخ انتشار: ۱۳ تير ۱۴۰۰ - ۰۶:۴۴-04 July 2021
در تابستان سال ۱۳۵۰، در عصر جمعه‌ای، مرحوم دکتر شریعتی در حسینیه ارشاد تهران برنامه سخنرانی داشت.
عصراسلام: بنده در این برنامه شرکت کردم و قرار بود شب مهمان پدر دکتر، دانشمند فقید، محمدتقی شریعتی باشم. پس از ختم سخنرانی دکتر به منزل پدر ایشان رفتم، دکتر که فهمیده بود من به منزل پدرش رفته‌ام نزد ما آمد. این اولین باری بود که با دکتر ملاقات می‌کردم، ملاقات خوبی بود و شبی خوب. 

هنگامی که بحث ما به پایان رسید اذان صبح نزدیک شده بود؛ مرحوم دکتر که می‌خواست به منزل خود برود یک جانماز برای من آورد و گفت: «شما نماز صبح را بخوانید و بخوابید و من با شما خداحافظی می‌کنم.» 

هنگامی که می‌خواست خداحافظی کند گفت: «من یک خواهش از شما دارم و آن این است که نوشته‌ها و سخنرانی‌های مرا بخوانید و نقد کنید تا مطالب پخته‌تر شود.» چیزی که خیلی جلب توجه مرا کرد علم‌دوستی، تواضع و خضوع در مقابل منطق و استدلال بود که در جناب دکتر دیدم. او عاشق دانستن و کشف حقیقت بود و از این که بنده سخنانش را نقد می‌کردم نه تنها ناراحت نمی‌شد بلکه خوشحال می‌شد که در محیطی دوستانه مطالب علمی مورد بحث واقع شود و واقعیات بیشتر روشن گردد. 

شوکران اندیشه، خاطرات آیت‌الله نعمت‌الله صالحی نجف‌آبادی، ص ۲۳۵.



تاریخ شفاهی حوزه علمیه
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان