کد خبر: ۲۵۷۷۱
تاریخ انتشار: ۱۱ تير ۱۴۰۰ - ۱۶:۰۴-02 July 2021
علی اصغر امیرانی مدیر مجله خواندنی‌ها یکی از عناصر مطبوعاتی مورد اعتماد پهلوی بود که شاه و حکومت او هر گاه می خواست جامعه را بسنجد و عیار آن چه در کف خیابان روی می‌دهد به دست آید به او اجازه می داد که به شدت انتقاد کند و حتی شخص اول مملکت را نیز از دم تیغ قلم خود بگذراند!
عصراسلام: یکی از عجیب‌ترین نوشته های منتشر شده به قلم امیرانی در مجله خواندنی ها مناجات نامه‌ای است که به تاریخ یک فروردین ۱۳۴۰ منتشر شد ولی نگاهی به اسناد ساواک نشان می‌دهد که این یادداشت در ۲۷ اسفند ۱۳۳۹ به ساواک ارسال و برای انتشار آن کسب اجازه شده بود.

مرور آن چه در این یادداشت آمده است فارغ از این که برای انتشار آن از ساواک اجازه گرفته شده بود مفید به نظر می رسد و در ادامه بخش هایی از آن را می خوانید؛ 

به نظر ناچیز این ناچیز، نخستین چیزی که اعليحضرت شاه با تمام بی نیازیش به آن نیازمند است مخبران و گزارش دهندگانی صدیق و صمیمی است که مطالب و مسائل را «بدون رتوش» به عرض مبارك برسانند نه غلامان جان نثار، که جز «خاطر مبارك آسوده کردن» آن هم به لفظ نظری ندارند. 

جان نثاران لفظی و موسمی یک بار در شهریور ۲۰ و یک بار هم در مرداد ۳۲ امتحان جان نثاری خود را داده اند و خدا آن روزی را نیاورد که دیگر بار نیاز باشد. 

اعلیحضرتا! یکی از مسائلی که برای مردم مدت هاست به صورت معما بلکه مشکلی در آمده و شاید یکی از علل نابسامانی کارها و عدم رضایت عمومی را اساس همین باشد این است که این همه وزیران و وکیلان و سفیران و رئیسان و امیران که از خزانه کرمت پاداش و مقام و مقرري و رتبه و درجه و ماموریت و مدال گرفته و می گیرند قطعا خدمتگزار بوده و پاداش خدمات خود را نسبت به مملكت گرفته اند، از آن جا که در هر کشور و اجتماعی خدمتکار و خیانتکار تواما وجود دارد چرا تاکنون کسی ندیده و نشنیده وزیری را محاکمه کنند و یا امیری را خلع درجه نمایند و یا سفیری را به افتخار محرومیت ابد از خدمات دولتی مفتخر سازند و یا وکیلی را از حقوق اجتماعی محروم دارند؟

چرا باید کیفر و مجازات در هیئت حاکمه کشوری آنقدر کم و ناچیز باشد که جزئی تغییرات در هیئت حاکمه ولو تغییری طبیعی، در میان مردم طوری تلقی گردد که جامعه آن را به منزله مجازات دانسته يك نوع تسکین و تشفی برای خود فرض کند.

مامورین بدکار و ندانم کار را از کاری برداشتن و دیگر کار گماشتن بقول سعدی «مار و کژدم را از خانه ای دفع کردن و به خا نه همسایه انداختن» است. از وزارت به سفارت و از سفارت به وزارت و از هر دو به سنا و شورا و بالعکس تغییر محل دادن که مجازات نشد؟ 

چرا باید مصادر امور در کارها از جمله کار انتخابات طوری عمل کنند که شایعه مزایده گذاشتن پست ها و مناصب حتی مقامات ملی و ساخت و پاخت به نام مقامات مختلف حتی مقامات عاليه به زبانها بیفتد؟ 

وقتی موضوعی به شياع رسید و همه کس از تاجر بازاری تا بازنشسته لشکری و کارمند اداری به صورت يك كلاغ چهل کلاغ از یکدیگر شنیدند که ناخدای کشتی و  پرچمدار آن ها یعنی کسی که قوام و بقای ملك و ملت بسته به وجود اوست عملی می کند که معنی ساده آن دست و  پا جمع کردن است خیال می کنند خبری است، دیگر دست و دلشان به کار نمی رود و از خود عکس العملی نشان نمی دهند و کار سرمایه گذاری و آبادی و عمرانی که اکنون بیش از هر موقع دیگر مورد توجه شخص اول مملکت است عقیم می ماند و این درست همان چیزی است که ستون پنجم دشمن خواستار آن می باشد. 

اگر یک صدم آنچه در نظر است مادتا و فکرا صرف جشن های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران و معرفی آن به خارجیان گردد صرف شناساندن پادشاه حاضر به ملتش می شد خدا شاهد است کسی جرأت نمی کرد یک چنین شایعاتی را بازگو کند تا چه رسد به باور کردن آن.

آن چیز که مردم از شاه خود انتظار دارند چیزی است که از دیگر کسان ساخته نیست و آن تعمیم عدالت در اجرای پاداش و کیفر توأم می باشد.

کثر رجال و مأمورین ما یا شمرند یا [...]، در صورتی که کشور ما امروز بیش از هر موقع دیگر به حضرت عباس نیازمند است یعنی هم پاک باشد و هم کاربر.

به زودی در جلد یک روزشمار پهلوی که به همت پژوهشکده تاریخ معاصر منتشر می شود به آن چه در روزنامه ها و نشریات بهار ۱۳۴۰ منتشر شده است دقیق تر خواهم پرداخت.




کانال مطبوعات قدیمی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان