کد خبر: ۲۵۷۰۷
تاریخ انتشار: ۰۷ تير ۱۴۰۰ - ۱۶:۴۵-28 June 2021
روایات به‌ روشنی و زیبایی جامعه‌ی پس از ظهور را ترسیم کرده‌اند. برخی از این احاديث را بررسی می‌کنیم.
عصراسلام: نقطه‌ی شروع قیام حضرت مهدی‌ علیه السّلام درکنار خانه‌ی کعبه است. آن حضرت بر ديوار خانه‌ی خدا تکیه می‌زنند و خود را معرّفی می‌کنند. در اين هنگام سیصددو سیزده نفر یاران اصلی امام علیه السّلام از سراسر جهان و از نقاط دور و نزدیک، با طیّ‌الارض و طیّ‌السّماء، خود را به آن حضرت می‌رسانند و با ایشان بیعت می‌کنند.

در زمان ظهور مقرّ حکومتی امام زمان علیه السّلام شهر کوفه یعنی مرکز حکومت امیرالمؤمنین علیه السّلام است و محلّ سکونت ایشان و خانواده‌شان مسجد سهله است.

حکومت حضرت مهدی‌ علیه السّلام شرق و غرب عالم را فرا‌‌ می‌گیرد و هیچ نقطه‌ای از عالم نیست مگر آنکه تحت حکومت آن حضرت در می‌آید.

امام باقر علیه السّلام در بیان شباهت حضرت ولیّ‌عصر علیه السّلام با پیامبراکرم صلّی الله علیه و آله وسلّم می‌فرمایند: 

وَ أَمَّا شَبَهُهُ مِنْ جَدِّهِ الْمُصْطَفىٰ فَخُرُوجُهُ بِالسَّيْفِ وَ قَتْلُهُ أَعْدَاءَ اللّٰهِ وَ أَعْدَاءَ رَسُولِهِ وَ الْجَبّٰارِينَ وَ الطَّوٰاغِيتَ وَ أَنَّهُ يُنْصَرُ بِالسَّيْفِ وَ الرُّعْبِ وَ أَنَّهُ لٰا تُرَدُّ لَهُ‏ رَايَةٌ 

و امّا شباهت آن حضرت با جدّش حضرت محمّد مصطفی صلّی الله علیه و آله وسلّم قیام مسلّحانه‌ی او و کشتن دشمنان خدا و دشمنان پیامبر خدا و ستمگران و طاغوت‌هاست و اینکه پرچم [سپاه] او [شکست‌خورده] باز نمی‌گردد. 

و نیز آن حضرت می‌فرمایند: 

يَبْلُغُ‏ سُلْطَانُهُ‏ الْمَشْرِقَ‏ وَ الْمَغْرِب‏

حکومت او شرق و غرب عالم را فرامی‌گیرد. 

امام باقر علیه السّلام درباره‌ی آیه‌ی‏ «الَّذِينَ إِنْ مَكَّنّٰاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقٰامُوا الصَّلٰاةَ ...( سوره‌ حج، آیه‌ ۴۱): کسانی که اگر در زمین به ایشان قدرت و تمکّن دهیم نماز را به‌پا می‌دارند ...»، فرمودند: 

هٰذِهِ لِآلِ مُحَمَّدٍ الْمَهْدِیِّ وَ أَصْحٰابِهِ‏ يُمَلِّكُهُمُ اللّٰهُ مَشٰارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغٰارِبَهٰا 

این آیه برای خاندان محمّد مهدی و یاران اوست که خداوند در شرق و غرب زمین آنها را حاکم می‌سازد.

اسلام به دست حضرت بقیّۀ الله ارواحنافداه‌ عزّت می‌یابد و به همه‌ی عالم گسترانيده می‌شود‌؛ تاجایی‌که از هر گوشه‌ی جهان بانگ اذان برمی‌خیزد. دین اسلام آیین جهانی می‌شود و تمامی عالم‌ تحت پوشش آیین اسلام قرار می‌گیرد و جامعه‌ی جهانی جامعه‌ی اسلامی خواهد شد. تنها قانون حاکم در سراسر جهان قرآن کریم خواهد بود. 

چنانکه امام باقر علیه السّلام فرمودند‌: وَ يُظْهِرُ اللّٰهُ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ بِهِ دِينَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ :‌ 

و خداوند به‌ وسيله‌ی او‌ دين خود را بر تمامی دین‌ها پیروز می‌کند گرچه مشرکان کراهت داشته باشند.‌ 

همچنين ‏امام صادق علیه السّلام فرمودند‌: فَوَ اللّٰهِ يٰا مُفَضَّلُ لَيُرْفَعُ عَنِ الْمِلَلِ وَ الْاَدْيٰانِ الْاِخْتِلٰافُ وَ يَكُونُ الدِّينُ كُلُّهُ واحِداً: 

ای مفضّل‌! به خدا سوگند [مهدی علیه السّلام] اختلاف را از ميان ملّت‌ها و آيين‌ها‌ بر‌می‌دارد و دين همگان یکی می‌شود. 

{ اینکه در برخی از روایات به وجود پیروان سایر ادیان آسمانی در عصر ظهور اشاره شده و در برخی دیگر اسلام به عنوان تنها دین رایج در بین انسان‌ها معرّفی گردیده، به این خاطر است که در آغاز ظهور آن حضرت پیروان ادیان آسمانی دیگر وجود دارند؛ ولی پس از استقرار کامل دولت مهدوی تنها دین مورد اعتقاد و پیروی بین بشر اسلام خواهد بود.} 

آن حضرت در حديث ديگری می‌فرمايند‌: اِذٰا قٰامَ الْقٰائِمُ لٰا يَبْقىٰ اَرْضٌ اِلّٰا نُودِیَ فِيهٰا شَهٰادَةُ اَنْ لٰا اِلـٰـهَ اِلّٰا اللّٰهُ وَ اَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللّٰهِ‌ : 

هنگامى كه قائم قيام كند‌ جايى در روى زمين باقى نمی‌ماند‌ مگر اينكه در آنجا نداى شهادت به وحدانيّت خداوند متعال و رسالت پيامبراكرم صلّی الله علیه و آله و سلّم بلند می‌شود. 

همچنین پیامبراکرم صلّی الله علیه و آله وسلّم می‌فرمایند: سُنَّتُهُ سُنَّتِی یُقِیْمُ النّٰاسَ عَلیٰ مِلَّتِی وَ شَرِیعَتِی وَ یَدْعُوهُمْ اِلیٰ کِتٰابِ رَبِّی: 

سنّت مهدی همان سنّت من است؛ مردم را به آیین من و شریعت من وامی‌دارد و آنها را به کتاب پروردگارم دعوت می‌کند.

امام باقرعلیه السّلام درباره‌ی آنچه حضرت مهدی علیه السّلام پس از ظهور بر اساس آن از مردم بیعت می‌گیرند، می‌فرمایند:

یُبٰایِعُ الْقٰائِمُ بِمَکَّةِ عَلیٰ کِتٰابِ اللّٰهِ وَ سُنَّةِ رَسُولِهِ ...وَ یَدْعُوا النّٰاسَ بَیْنَ الْمَسْجِدَیْنِ عَلیٰ کِتٰابِ اللّٰهِ وَ سُنَّةِ رَسُولِهِ وَ الْوِلٰایَةِ لِعَلِیِّ بْنِ اَبِی طٰالِبٍ وَ الٰبَرٰائَةِ مِنْ عَدُوِّهِ   

قائم در مکّه بر اساس کتاب خدا و سنّت رسولش بیعت می‌گیرد ... و بین دو مسجد مردم را به کتاب خدا و سنّت رسولش و ولایت علیّ‌ بن‌ ابی‌طالب و برائت از دشمنان آن حضرت دعوت می‌کند. 

ابن‌بكير مي‌گويد‌: از حضرت صادق علیه السّلام تفسير آيه‌ «اَفَغَيْرَ دِينِ اللّٰهِ يَبْغُونَ وَ لَهُ اَسْلَمَ مَنْ فِی السَّمٰاوٰاتِ وَ الْاَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً وَ اِلَيْهِ يُرْجَعُونَ (سوره‌ آل‌عمران، آیه ‌۸۳): 

آیا دینی جز دین خدا را می‌خواهند؟ درحالی‌ که هر کس در آسمان‌ها و زمین است با میل یا اکراه تسلیم او شده و به‌سوی او بازمی‌گردد.» را پرسيدم. 

حضرت فرمودند‌: اُنْزِلَتْ فِی الْقٰائِمِ اِذٰا خَرَجَ بِالْيَهُودِ وَ النَّصٰارىٰ وَ الصّٰابِئِينَ وَ الزَّنٰادِقَةِ وَ اَهْلِ الرَّدَّةِ وَ الْكُفّٰارِ فِی شَرْقِ الْاَرْضِ وَ غَرْبِهٰا فَعَرَضَ عَلَيْهِمُ الْاِسْلٰامَ فَمَنْ اَسْلَمَ طَوْعاً اَمَرَهُ بِالصَّلٰاةِ وَ الزَّكٰاةِ وَ مٰا يُؤْمَرُ بِهِ الْمُسْلِمُ وَ يَجِبُ لِلّٰهِ عَلَيْهِ وَ مَنْ لَمْ يُسْلِمْ ضَرَبَ عُنُقَهُ حَتّىٰ لٰا يَبْقىٰ فِی الْمَشٰارِقِ وَ الْمَغٰارِبِ اَحَدٌ اِلّٰا وَحَّدَ اللّٰهَ 

این آیه درباره‌ی قائم نازل شده است هنگامی که بر یهودیان و مسیحیان و صابئیان و زندیقان و مرتدّان و کافران در شرق و غرب عالم خروج می‌کند؛ پس اسلام را بر آنها عرضه می‌نماید؛ هر که را از روی رغبت و تمایل اسلام آورد، به نماز و زکات و آنچه مسلمان بدان امر شده و بر او واجب است، امر می‌کند و هركس از اسلام آوردن سر باز زند، گردنش را می‌زند تا آنكه در شرق و غرب عالم‌ جز موحّد و يكتاپرست باقى نماند. 

و نیز در روایات آمده است که: وَ لَمْ يَبْقَ أَهْلُ دِينٍ حَتّىٰ يُظْهِرُوا الْإِسْلٰامَ وَ يَعْتَرِفُوا بِالْإِيمٰانِ أَ مٰا سَمِعْتَ اللّٰهَ تَعٰالىٰ يَقُولُ‏ «وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً وَ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ»

و اهل هیچ دینی باقی نمی‌مانند مگر اینکه اظهار اسلام می‌نمایند و به ایمان اعتراف می‌کنند. آیا این سخن خدای تعالی را نشنیده‌ای که: « هر که در آسمان‌ها و زمین است، از سر رغبت یا با اکراه تسلیم او هستند و به سوی او بازمی‌گردند.

امام زمان عليه السّلام صندوق عهد یا تابوت سکینه اى را که قرآن بدان اشاره می‌کند و در بین بنی‌اسرائیل مقدس است از غار انطاکیه بیرون می‌آورند و نسخه اصلی تورات و انجیل را که هم‌اکنون در آن است، از تابوت خارج می‌کنند و با مسیحیان و یهودیان بر اساس تورات و انجیل سخن می‌گویند و حکم می‌رانند و بنا به آنچه در انجیل و تورات به صراحت آمده است، آنها را به تبعیت و فرمانبری از خود دعوت می کنند.

(خداوند در آیه ٢٤٨ سوره مبارکه بقره می‌فرماید: 
"وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ آيَةَ مُلْكِهِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَبَقِيَّةٌ مِمَّا تَرَكَ آلُ مُوسَىٰ وَآلُ هَارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلَائِكَةُ ۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ"

و پیامبرشان به آنها گفت: نشانه‌های حکومت او این است که تابوتی (صندوق عهد) بسوی شما خواهد آمد که در آن آرامشی از پروردگار شما و الواح بازمانده خاندان موسی و هارون قرار دارد؛ درحالی‌که فرشتگان آن را حمل می‌کنند. در این موضوع نشانه‌ای برای شماست؛ اگر ایمان داشته باشید. بر این اساس، نسخه اصلی تورات و انجیل هم‌اکنون در این صندوق قرار دارد.)

پیامبر اکرم صلّى الله عليه و آله و سلّم می‌فرمایند:
 
يُعِزُّ اللَّهُ بِهِ الدّينَ وَالقُرآنَ وَالإِسلامَ وأَهلَهُ، ويُذِلُّ بِهِ الشِّركَ وأَهلَهُ... يَمحُو اللَّهُ بِهِ البِدَعَ كُلَّها، ويُميتُ بِهِ الفِتَنَ كُلَّها

خدا به دست او دین و قرآن و اسلام و اهل آن را عزیز و شرک و اهل آن را ذلیل خواهد کرد و به دست آن بزرگوار همه بدعت‌ها را نابود و فتنه‌ها را ریشه‌کن می‌کند. 

امام باقر علیه‌السلام می‌فرمایند: 

وَ يُظْهِرُ الدِّينَ،وَ يُمِيتُ اللَّهُ بِهِ وَ بِأَصْحَابِهِ الْبِدَعَ وَ الْبَاطِلَ كَمَا أَمَاتَ السَّفَهَةُ الْحَقَّ

و دین را آشکار و پیروز می‌گرداند و خداوند عزوجل به وسیله ی او و یارانش بدعت‌ها و باطل را می میراند همان گونه که بیخردان حق را میرانده‌اند.

امام باقر علیه السّلام می‌فرمایند:‌

اِذٰا قٰامَ الْقٰائِمُ ... لٰا يَتْرُكُ‏ بِدْعَةً إِلّٰا أَزٰالَهٰا وَ لٰا سُنَّةً إِلّٰا أَقٰامَهٰا 

بدعتی را رها نمی‌کند مگر اینکه آن را نابود می‌سازد و هیچ سنّتی را نمی‌گذارد مگر اینکه آن را برپا می‌کند.

حضرت مهدی علیه السّلام احیاگر دین اسلامند. در دعای ندبه عرضه می‌داریم: اَیْنَ مُحْیِی مَعٰالِمِ الدِّینِ وَ اَهْلِهِ
زنده‌کننده‌ی آموزه‌های دین و احیاگر اهل دیانت کجاست؟ 

روایاتی وجود دارد که نشان می‌دهد پیش از ظهور ظواهر دین باقی خواهد بود؛ امّا روح دین مرده است. روح دین معنویّت، ولایت و فضیلت‌هاست که از بین رفته و دین فقط به مجموعه‌ای از ظواهر، علائم، تصنّع‌ها و تظاهرها منحصر شده است. 

لٰا يَبْقىٰ‏ مِنَ‏ الْاِسْلٰامِ‏ اِلّٰا اِسْمُهُ‏ وَ مِنَ‏ الْقُرْآنِ‏ اِلّٰا رَسْمُهُ

از اسلام جز نامی و از قرآن جز رسم الخطّی باقی نمی‌ماند. 

روح قرآن و قرآن باوری حاکم نیست. حقیقت مسلمانی که روح تسلیم دربرابر اوامر و مقدّرات الهی می‌باشد، در وجود انسان‌ها ازبین رفته است. همان‌طورکه شخص با بازگشت روح به پیکرش زنده می‌شود، اسلام هم که پیکری بی روح شده و فقط ظواهر و الفاظ از آن باقی مانده است، به دست حجّت‌ خدا روح به آن پیکر مرده برمی گردد و احیا می‌شود. 

پیامبراکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم می‌فرمایند‏:

یَمْلَأُ قُلُوبَ عِبٰادِهِ عِبٰادَةً 

حضرت مهدی دل‌های بندگان خدا را مملوّ و سرشار از روح عبودیّت و بندگی می‌سازد.

معنای احیای اهل دیانت هم این است که جوامع دینی با دمیده شدن روح دین در آنها زنده می شوند. حضرت ولیّ‌عصر ارواحنا‌فداه جامعه‌ی بشری را که به مرده‌ی بی‌روحی تبدیل شده است، احیا خواهند کرد. 

تعبیر بازگرداندن دین راستین به جامعه اسلامی درمورد سایر ائمّه: هم وجود دارد. 

امیرالمؤمنین علیه السّلام فرمودند: 

اَلْلّـٰهُمَ‏ اِنَّكَ‏ تَعْلَمُ‏ اَنَّهُ‏ لَمْ‏ يَكُنِ‏ الَّذِی‏ كٰانَ‏ مِنّٰا مُنٰافَسَةً فِی سُلْطاٰنٍ وَ لَا الْتِمٰاسَ شَیْ‏ءٍ مِنْ فُضُولِ الْحُطٰامِ وَ لـٰكِنْ لِنَرِدَ الْمَعٰالِمَ مِنْ دِينِكَ وَ نُظْهِرَ الْاِصْلٰاحَ فِی بِلادِكَ  

خداوندا تو می‌دانی که مبارزه‌ی ما نه رقابت در تصاحب قدرت است و نه برای به‌ دست آوردن مال بیشتر؛ بلکه برای بازگرداندن نشانه‌های دین تو و اصلاح در شهرهای توست. 

برگرداندن معالم دین به جامعه به‌معنای حاکم کردن ارزش‌های دینی در زندگی اجتماعی است و احکام دینی را که دیگر اجرا نمی‌شود دوباره به عرصه‌ی جامعه برگرداندن و محور روابط انسانی را در جامعه، مقرّرات دینی قرار دادن.

معنای دیگر احیای دین می‌تواند این باشد که در دوران غیبت اشتباهاتی در فهم دین ظهور می‌کند. دین در زمان غیبت دین نامتوازن است؛ یعنی برای افراد مواردی عمده و مهم و مواردی بسیار ضعیف و کم‌رنگ شده است، درحالی که معلوم نیست در مقیاس اصلی الهی این چنین بوده باشد؛ مثلاً ممکن است عدّه‌ای مقدّس نما در احکام فقهی از خودشان خیلی تعصّب نشان دهند؛ امّا اخلاقیّات برایشان جدّی نباشد؛ به‌فرض اگر کسی مرتکب زنا شود، همه‌ی رگ‌ها متورّم شود که چه کار زشتی! امّا اگر کسی غیبت کند، خیلی ناراحت نشوند؛ نهایتاً فکر کنند بهتر بود غیبت نمی کرد؛ ولی رگ گردن کسی متورّم نشود؛ در حالی‌که در معیار دینی اَلْغِيبَةُ اَشَدُّ مِنَ‏ الزِّنٰا، غیبت از زنا بدتر و سنگین‌تر است. 

در معرفت دینی قبل از ظهور ممکن است توازن بین اجزای دین به هم ریخته باشد. 

حضرت ولیّ‌ عصر ارواحنا‌فداه در زمان ظهور وزن واقعی هرچیز را دوباره به آن خواهند بخشید و تعادل حقیقی را بین اجزای دین برقرار خواهند کرد؛ و آن را جایگزین چیزی خواهند کرد که در عصر غیبت تحت‌ تأثیر سنّت‌ها و فرهنگ‌های اقوام یا فهم‌های شخصی دچار دگرگونی شده است.

تضمینی وجود ندارد که فهم بشر غیرمعصوم در همه‌ی جزئیّات دین در عصر غیبت فهم مُصابی باشد و قطعاً به نتیجه‌ی درستی رسیده باشد. در عصر غیبت تکلیف ادا می‌شود؛ امّا یقین نداریم به حاقّ دین رسیده‌ایم یا نه. 

در فقه هم این گونه است؛ یک مرجع تقلید نهایت تلاش صادقانه‌ی خود را به خرج می‌دهد تا حکم‌ الله را از آیات و روایات و تقریرات و سیره‌ی پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم و ائمّه علیهم السّلام استخراج کند؛ ولی به‌ یقین نمی‌توان گفت چیزی که مرجع تقلید فهمیده همان حقیقت محض و حاقّ دین است. گواه بر این مدّعا اختلاف فتوایی است که بین مراجع خالص و عالم و متّقی وجود دارد و نیز تغییر فتوایی است که بعضاً در فتاوی یک مرجع رخ می‌دهد. 

در اصلِ دین که اختلاف نبود؛ این اختلافات در فهم‌های نسبی بشر است. عمل به فتاوای مراجع در عصر غیبت بار مسؤولیّت را از دوش ما برمی دارد و ما تکلیفی فراتر از آن نداریم؛ ولی به این معنا نیست که زمانی که حضرت مهدی علیه السّلام تشریف آوردند هر آنچه از احکام اسلام بیان می‌کنند در همه‌ی موارد مطابق با فتوای فلان مرجع باشد. اگر مطابق با فتوای فلان مرجع باشد، چون فتوای مرجع دیگر با این مرجع متفاوت است، قطعاً مطابق با فتوای آن مرجع نیست. بنابراین چنین نیست که ما یقین داشته باشیم هر آنچه اکنون در فهم دینی ما وجود دارد عین واقع است. 

ما فقط تلاش می‌کنیم و اگر در سرحدّ توان خودمان تلاش کردیم، پیش خدا معذوریم و مقصّر نیستیم؛ تا اینکه حضرت تشریف بیاورند و خیلی از بدفهمی‌ها و نافهمی‌های ما را تصحیح، جبران و تکمیل کنند. 

به‌ موجب بعضی روایات اصلاحات و تغییراتی که حضرت در فهم دینی ایجاد می‌کنند، سبب می‌شود گروهی بگویند: ایشان دین جدیدی آورده‌اند و این دین، اسلامی نیست که ما قبلاً سراغ داشتیم. 

پس از ظهور، دین قطعاً رنگ و رونق و طراوت بیشتری خواهد یافت؛ هم در بُعد روح و جانش که ولایت، محبّت و ارزش‌های بلند معنوی و عرفانی است و هم در بُعد پیکرش که شریعت، ظاهر و پوسته ی اسلام است.

دیگر اینکه حقایق باطنی ناشناخته‌ای در دین است که تا زمان ظهور ناشناخته می‌ماند؛ چنانکه در روایات داریم که علم بیست‌ و هفت حرف است و تا زمان ظهور بیشتر از دو حرفش شناخته نمی‌شود و حضرت صاحب‌ الزّمان علیه السّلام بیست‌ و پنج حرف علم را معرّفی می‌کنند.  

این نشان می‌دهد با ظهور حضرت ولیّ‌ عصر ارواحنا‌فداه باب‌های جدیدی از معارف به‌ روی بشر باز می‌شود و ابعادی از دین فهمیده می‌شود که بشر تا زمان ظهور به آن رشد نرسیده است و آمادگی هضم و درک و فهم آن را ندارد. شاید یک معنای احیای دین هم این باشد.

پاسخ به یک سؤال محتمل را که از مواجهه با برخی احادیث ممکن است به ذهن اشخاص خطور کند، لازم می‌دانیم و آن اینکه در برخی از احادیث آمده است که حضرت مهدی علیه السّلام با کتاب و سنّت و امر جدید خواهند آمد. این احادیث با آنچه پیشتر گفته شد که آن حضرت جهانیان را به اسلام دعوت می‌کنند و قرآن و سنّت پیامبر را محور اداره‌ی جهان قرار می‌دهند و در جامعه‌ی بشری حاکم می‌سازند، چگونه سازگار است؟ 

گرچه با آنچه تاکنون گفتیم پاسخ تا حدودی روشن است؛ ولی برای وضوح و تفصیل بیشتر به توضیحاتی در این زمینه می‌پردازیم.

نخست باید توجّه داشت که بنا به نصّ آیات قرآن کریم و احادیث پیامبراکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم و ائمّه علیهم السّلام، حضرت محمّد بن‌ عبدالله صلّی الله علیه و آله و سلّم پایان‌ بخش سلسله‌ی انبیاء و رسولان علیهم السّلام و کتاب قرآن آخرین کتاب آسمانی و خاتمه دهنده‌ی جریان وحی می‌باشند و پس از دین و پیامبر اسلام تا قیامت دین و پیامبری نخواهد آمد. 

قرآن کریم پیامبر اسلام صلّی الله علیه و آله و سلّم را رَسُولَ اللّٰهِ وَ خٰاتَمَ النَّبِیِیّنَ (سوره‌ احزاب، آیه‌ ۴۰): فرستاده‌ی خدا و پایان‌بخش پیامبران و رَحْمَةً لِلْعٰالَمِین (سوره‌ انبیاء، آیه‌ ۱۰۷): رحمتی برای تمام جهانیان (بدون قید زمانی) و قرآن را لِلْعٰالَمِینَ نَذِیراً (سوره‌ فرقان، آیه‌ ۱): هشداردهنده‌ی تمام عالمیان (بدون قید زمانی) معرّفی نموده و هدف از فرود آمدن قرآن بر پیامبراکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم را از زبان آن حضرت لِاُنْذِرَکُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ (سوره‌ انعام، آیه‌ ۱۹): تا به‌وسیله‌ی آن شما و هر کس را که قرآن به او برسد هشدار دهم، ذکر کرده و مخاطب بشارت‌ها و هشدارهای پیامبراسلام صلّی الله علیه و آله و سلّم را کٰافَّةً لِلنّٰاسِ (سوره‌ سبأ، آیه‌ ۲۷): تمام انسان‌ها (بدون هرگونه قید زمانی و مکانی) بیان می‌کند. 

در زمینه‌ی خاتمیّت پیامبراکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم و قرآن و اسلام احادیث بسیار فراوان است که چند نمونه از آنها را ذکر می‌کنیم. 

پیامبراکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم می‌فرمایند: 

اَنَا خٰاتَمُ النَّبِیِّینَ وَ الْمُرْسَلِینَ وَ الْحُجَّةِ عَلیٰ جَمِیعِ الْمَخْلُوقِینَ مَنْ اَهْلِ السَّمٰوَاتِ وَ الْاَرَضِینَ؛ فَمَنْ شَکَّ فِی قَوْلِی هٰذٰا فَقَدْ شَکَّ فِی الْکُلِّ وَ الشّٰاکُّ فِی ذٰلِکَ فَهُوَ فِی النّٰارِ: 

من پایان‌بخش رسولان و انبیاء و حجّت بر تمامی مخلوقات از اهل آسمان‌ها و زمین‌ها هستم؛ پس هر کس در این سخن من تردید کند در همه‌ی سخنانم تردید کرده و تردید‌کننده‌ی در آن [سخنان] در آتش دوزخ خواهد بود. 

و نیز می‌فرمایند: 

اَیُّهَا النّٰاسِ اِنَّهُ لٰا نَبِیَّ بَعْدِی وَ لٰا سُنَّةَ بَعْدَ سُنَّتِی:  

ای مردم! همانا پیامبری پس از من و سنّتی پس از سنّت من نخواهد بود. 

اامام رضا علیه السّلام می‌فرمایند: 

سَیِّدُ الْمُرسَلِینَ وَ خٰاتَمُ النَّبِیِّینَ وَ اَفْضَلُ الْعٰالَمِینَ لٰا نَبِیَّ بَعْدَهُ وَ لٰا تَبْدِیلَ لِمِلَّتِهِ وَ لٰا تَغْیِیرَ لِشَرِیعَتِهِ :  

[پیامبر اسلام] سرور رسولان و پایان‌بخش پیامبران و برتر عالمیان است. پس از او پیامبری و برای آیینش تبدیلی و برای شریعتش تغییری نخواهد بود.

امام صادق علیه السّلام می‌فرمایند: 

اِنَّ اللّٰهَ تَعٰالیٰ خَتَمَ بِنَبِیِّکُمُ النَّبِیِّینَ فَلٰا نَبِیَّ بَعْدَهُ اَبَداً وَ خَتَمَ بِکِتٰابِکُمُ الْکُتُبَ فَلٰا کِتٰابَ بَعْدَهُ اَبَداً :  

همانا خدای‌ تعالی به پیامبر شما پیامبران را پایان بخشید؛ پس ابداً پیامبری بعد از او نخواهد بود و به کتاب شما [قرآن] کتاب‌های [آسمانی] را پایان بخشید؛ پس ابداً کتاب [آسمانی] بعد از آن نخواهد بود. 

بنابراین بی‌تردید مقصود از کتاب جدید و سنّت جدید در احادیث ظهور این نخواهد بود که حضرت مهدی به‌هنگام ظهور آیینی غیر از اسلام و کتاب آسمانی‌یی جز قرآن را عرضه نموده و مردم را به آن دعوت می‌کنند. اکنون این پرسش مطرح می‌شود که مقصود از کتاب جدید و سنّت جدید و امر جدید در روایات ظهور چیست...

برای پی بردن به پاسخ ابتدا در احادیث حاوی تعابیر کتاب جدید و سنّت جدید و امر جدید تأمّل می‌کنیم. 

از امام باقر و امام صادق علیهما السّلام نقل شده است:

وَ اللّٰهِ لَکَاَنِّی اَنْظُرُ اِلَیْهِ بَیْنَ الرُّکْنِ وَ الْمَقٰامِ یُبٰایِعُ النّٰاسَ عَلیٰ کِتٰابٍ جَدِیدٍ عَلَی الْعَرَبِ شَدِیدٌ. وَ قٰالَ: وَ وَیْلٌ لِلْعَرَبِ (لِلطُّغٰاةِ الْعَرَبِ) مِنْ شَرٍّ قَد اقْتَرَبَ :  

به‌ خدا سوگند گویا بین رکن (حجرالاسود) و مقام (ابراهیم علیه السّلام) به قائم علیه السّلام می‌نگرم که براساس کتاب جدید که بر عرب شدید است، با مردم بیعت می‌کند. 

و نیز امام باقر علیه السّلام فرموده‌اند: 

یَقُومُ الْقٰائِمُ بِاَمْرٍ جَدِیدٍ وَ کِتٰابٍ جَدِیدٍ عَلَی الْعَرَبِ شَدِیدٌ؛ لَیْسَ شَأنُهُ اِلَّا السَّیْفَ؛ لٰا یَسْتَتِیبُ اَحَداً وَ لٰا یَأخُذُهُ فِی اللّٰهِ لَوْمَةُ لٰائِمٍ:  

قائم با امری جدید و کتابی جدید قیام می‌کند که بر عرب شدید است. کارش جز سلاح نیست. از احدی طلب توبه نمی‌کند و در راه خدا ملامت هیچ ملامتگری بر او اثر نمی‌کند. 

و همچنین آن حضرت فرموده‌اند: 

اِذٰا خَرَجَ یَقُومُ بِاَمْرٍ جَدِیدٍ عَلَی الْعَرَبِ شَدِیدٌ وَ لَیْسَ شَأنُهُ اِلَّا الْقَتْلَ؛ لٰا یَسْتَبقِی اَحَداً وَ لٰا تَأخُذُهُ فِی اللّٰهِ لَوْمَةُ لٰائِمٍ :

هنگامی که قائم به‌پا خیزد با امری جدید که بر عرب شدید است قیام می‌کند و کارش جز کشتن نیست؛ احدی از دشمنان را باقی نمی‌گذارد و در راه خدا ملامت هیچ ملامتگری بر او تأثیر ندارد. 

نیز می‌فرمایند:

فَوَ اللّٰهِ لَکَاَنِّی اَنْظُرُ اِلَیْهِ بَیْنَ الرُّکْنِ وَ الْمَقٰامِ یُبٰایِعُ النّٰاسَ بِاَمْرٍ جَدِیدٍ و کِتٰابٍ جَدِیدٍ وَ سُلْطٰانٍ جَدِیدٍ مِنَ السَّمٰاءِ. اَمٰا اِنَّهُ لٰا یُرَدُّ لَهُ رٰایَةٌ اَبَداً حَتّیٰ یَمُوتُ :  

به‌ خدا سوگند گویا بین رکن (حجرالاسود) و مقام (ابراهیم علیه السّلام) به قائم علیه السّلام می‌نگرم که براساس امر جدید و کتاب جدید و استیلا و حکومت آسمانی جدید با مردم بیعت می‌کند. تا زنده است هرگز پرچم جنگ‌های او بدون پیروزی بازنمی‌گردد. 

همچنین می‌فرمایند:

اِذٰا خَرَجَ یَقُومُ بِاَمْرٍ جَدِیدٍ وَ کِتٰابٍ جَدِیدٍ وَ سُنَّةٍ جَدِیدَةٍ وَ قَضٰاءٍ جَدِیدٍ عَلَی الْعَرَبِ شَدِیدٌ : 

قائم هنگامی که به‌پامی‌خیزد براساس امری جدید و سنّت و روشی جدید و قضاوتی جدید قیام می‌کند که بر عرب شدید است.

تأمل در احادیث فوق روشن می‌سازد که امام زمان علیه السّلام  به هنگام قیامشان با دستورالعمل ویژه‌ای از جانب پروردگار که در مورد امامان قبل علیهم السّلام سابقه نداشته است، قیام می‌کنند.

پیشتر گفتیم که به موجب احادیث موثّق، هر یک از ائمّه علیهم السّلام بر اساس برنامه و دستورالعملی که از جانب خداوند‌ برای ایشان مقرّر می‌شود، اقدام می‌کنند. 

درباره‌ی برنامه و دستورالعملی که به هنگام ظهور به امام عصر ارواحنا‌فداه ابلاغ می‌شود، امام باقر علیه السّلام می‌فرمایند: 

فَيَكُونُ‏ أَوَّلُ‏ مَنْ‏ يَضْرِبُ‏ عَلىٰ‏ يَدِهِ‏ وَ يُبٰايِعُهُ جَبْرَئِيلَ وَ مِيكٰائِيلَ وَ يَقُومُ مَعَهُمٰا رَسُولُ اللّٰهِ وَ أَمِيرُالْمُؤمِنِينَ فَيَدْفَعٰانِ إِلَيْهِ كِتٰاباً جَدِيداً هُوَ عَلَى الْعَرَبِ شَدِيدٌ بِخَاتَمٍ رَطْبٍ؛ فَيَقُولُونَ لَهُ اعْمَلْ بِمٰا فِيهِ :

نخستین کسانی که به او دست بیعت می‌دهند و با او بیعت می‌کنند جبرئیل و میکائیل‌اند و رسول خدا و امیرمؤمنان با آن دو برمی‌خیزند و کتاب (مرقومه‌ای) جدید ‏به او می‌دهند که مُهرش هنوز خشک نشده است و آن کتاب (نوشته) بر عرب شدید است؛ و به او می‌گویند به آنچه در آن است عمل کن. 

امام سجّاد علیه السّلام در همین زمینه می‌فرمایند: 

ثُمَّ یَأتِی اِلیٰ جَبَلِ رَضْویٰ فَیَأتِی مُحَمَّدٌ وَ عَلِیٌّ فَیَکْتُبٰانِ لَهُ عَهْداً مَنْشُوراً یَقْرَئُهُ عَلَی النّٰاسِ ثُمَّ یَخْرُجُ اِلیٰ مَکَّةِ :  

سپس به سوی کوه رَضوی می‌آید و محمّد و علی می‌آیند و برای او پیمانی باز و گسترده می‌نویسند که آن را برای مردم می‌خواند و سپس به سوی مکّه خارج می‌شود.

بنابراین مقصود از کتاب جدید و سنّت جدید و امر جدید نه دین جدید و نه کتاب آسمانی جدید است؛ بلکه مقصود برنامه و شیوه‌ی ویژه و بدون سابقه‌ایست که آن حضرت به اجرا می‌گذارند. مواردی از این ویژگی‌ها که در روایات مزبور به آنها اشاره شده است، عبارتند از:

۱- آن حضرت در امر قضاوت با اتّکا به شهادت شهود و قرائن و قسم طرفین دعوا حکم نمی‌کنند؛ بلکه براساس علم خویش که از راه باطن دارند حکم صادر می‌فرمایند. در احادیث درباره‌ی شیوه‌ی داوری و قضاوت حضرت مهدی علیه السّلام آمده است یَحْکُمُ بِحُکْمِ دٰاوُد و توضیح داده شده است که حضرت داوود علیه السّلام در قضاوت‌هایش به علم باطنی خود حکم می‌کرد نه به استناد شهادت شهود و بیّنات و اَمارات. 

امام صادق علیه السّلام در اشاره به تفاوت‌های قضاوت در دوران ظهور حضرت حجّت علیه السّلام  می‌فرمایند: 

دَمٰانِ فِی الْاِسْلٰامِ حَلٰالٌ مِنَ اللّٰهِ لٰا یَقْضِی فِیهٰا اَحَدٌ بِحُکْمِ اللّٰهِ حَتّیٰ یَبْعَثَ اللّٰهُ الْقٰائِمَ مِنْ اَهْلِ الْبَیْتِ؛ فَیَحْکُمُ فِیهِمٰا بِحُکْمِ اللّٰهِ لٰا یُرِیدُ فِیهِ بَیِّنَةً، الزّٰانِی الْمُحْصَنُ یَرْجُمُهُ وَ مٰانِعُ الزَّکوٰةِ یَضْرِبُ رَقَبَتَهُ :  

دو خون است که ریختن آن از جانب خداوند حلال گردیده است و احدی در مورد آنها به حکم خدا داوری نکرده و حکم صادر نمی‌کند تا خداوند قائم ما اهل‌بیت را برانگیزاند؛ پس او در مورد آنها به حکم الهی حکم صادر می‌کند و بیّنه و دلیلی هم نمی‌خواهد؛ کسی که با زن شوهرداری زنا کرده، که او را سنگسار می‌کند و کسی که از پرداخت زکات امتناع نموده، که گردن او را می‌زند.

۲- امام زمان علیه السّلام در مواجهه با ستمگران و طواغیت نیز از یک‌سو برخلاف پیامبراکرم و امامان قبل علیهم السلام راه دعوت و موعظه را پیش نمی‌گیرند؛ بلکه به کارزار با آنها می‌پردازند و از سوی دیگر از شکست خوردگانشان نیز تظاهر به توبه را نمی‌پذیرند و حکم الهی را در مورد آنها به اجرا می‌گذارند و آنها را مجازات می‌فرمایند. 

امام باقر علیه السّلام می‌فرمایند: 

اِنَّ رَسُولُ‌اللّٰهِ سٰارَ فِی اُمَّتِهِ بِاللَّیْنِ(بِالْمَنِّ)؛ کٰانَ یَتَاَلَّفُ النّٰاسَ وَ الْقٰائِمُ یَسِیرُ بِالْقَتْلِ؛ بِذٰلِکَ اُمِرَ فِی الْکِتٰابِ الَّذِی مَعَهُ اَنْ یَسِیرَ بِالْقَتْلِ وَ لٰا یَستَتِیبُ اَحَداً. وَیْلٌ لِمَنْ نٰاواهُ :  

رسول خدا در امّت خویش با نرمش و لطف رفتار می‌کرد (با مردم الفت می‌گرفت) ولی روش قائم کشتن مجرمان و سرکشان است. در دستورالعملی که با اوست به او فرمان داده شده است که با روش کشتن اقدام کند و او از کسی توبه نخواهد خواست. وای بر کسانی که با او دشمنی می‌کنند. 

۳- حکومت آن حضرت ویژگی‌هایی دارد که بی‌سابقه است. نحوه‌ی غلبه بر تمام قدرت‌های جهانی و تسلّط آن حضرت بر تمام جهان از یک‌سو، گستره‌ی جهانی حکومت حضرتش از سوی دیگر و شیوه‌ی اداره‌ی حکومتی در قلمرو جهانی از دیگر سو، همه بی‌سابقه و جدید است؛ که در روایات از آن به سُلْطٰانٍ جَدِیدٍ تعبیر شده است.

معانی دیگری نیز برای تعبیر جَدِید در احادیث مزبور قابل تصوّر است. 

نخست آنچه پیشتر گفتیم که در دوران غیبت بسیاری از آموزه‌های قرآن و اهل‌بیت علیهم السّلام به‌ فراموشی سپرده و ترک می‌شوند. تفاسیر و فهم‌های ناقص و نادرستی از بسیاری از تعالیم اسلام و قرآن به جای مفاهیم عمیق و راستین رایج می‌شوند. به‌جای اینکه آراء و نظرها با قرآن منطبق گردند، رأی و نظر رایج ملاک فهم و تفسیر قرآن قرار می‌گیرد. جز ظواهر مسلمانی چیزی از دین باقی نمی‌ماند و حقایق و اهداف اسلام و قرآن رها می‌شود و دین رنگ و بوی کهنگی پیدا می‌کند. 

در چنین شرایطی است که با عرضه شدن اسلام راستین با مفاهیم عمیق و تعالیم حیاتبخش آن با طراوت و شادابی اوّلیّه توسّط حضرت ولیّ عصر ارواحنا‌فداه و تجدید و بازگشت اسلام پیامبر و ائمّه علیهم السّلام همگان آن را نو و جدید تلقّی می‌کنند. 

پیامبراکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمودند: 

اِذٰا قَامَ الْقٰائِمُ دَعَی النّٰاسَ اِلَی الْاِسْلٰامِ جَدِیداً وَ هَدٰاهُمْ اِلیٰ اَمْرٍ قَدْ دُثِرَ فَضَلَّ عَنْهُ الْجُمْهُورُ وَ اِنَّمٰا سُمِّیَ قٰائِمُ مَهْدِیّاً لِاَنَّهُ یَهْدِی اِلیٰ اَمْرٍ قَدْ ضَلُّوا عَنْهُ :  

هنگامی که قائم قیام کند مردم را به اسلام نوینی دعوت می‌کند و آنها را به امری که پوشانده مانده و همگان از آن به گمراهی رفته‌اند هدایت می‌کند. و از آن رو قائم مهدی نامیده می‌شود که به امری که از آن گمراه شده‌اند هدایت می‌کند. 

همچنین آن حضرت می‌فرمایند: 

اِنَّ الثّٰانِی عَشَرَ مِنْ وُلْدِی یَغِیبُ حَتّیٰ لٰا یریٰ وَ یَأتِی عَلیٰ اُمَّتِی زَمَنٌ لٰا یَبْقیٰ مِنَ الْاِسْلَامِ اِلّٰا اِسْمُهُ وَ مِنَ الْقُرآنِ اِلّٰا رَسْمُهُ؛ فَحِینَئِذٍ یَأذَنَ اللّٰهُ تَعٰالیٰ لَهُ بِالْخُروجِ فَیُظْهِرُ الْاِسْلٰامَ وَ یُجَدِّدُ الدِّینَ :

دوازدهمین نفر از فرزندانم غیبت اختیار می‌کند تا جایی که دیده نمی‌شود و زمانی بر امّتم خواهد آمد که از اسلام جز ظواهر و مراسمی و از قرآن جز رسم‌الخطّ و نوشته‌ای باقی نمی‌ماند؛ پس آن‌گاه خداوند به او اجازه‌ی قیام می‌دهد و او اسلام را آشکار و حاکم و دین را نو و تجدید می‌کند. 

امام باقر علیه السّلام می‌فرمایند: 

وَ لٰا یَتْرُکُ بِدْعَةً اِلّٰا اَزالَهٰا وَ لٰا سُنَّةً اِلّٰا اَقٰامَهٰا :  

بدعتی را باقی نمی‌گذارد مگر اینکه آن را نابود می‌کند و سنّتی را باقی نمی‌گذارد مگر اینکه آن را به اجرا در می‌آورد. 

امام صادق علیه السّلام می‌فرمایند:

یَصْنَعُ مٰا صَنَعَ رَسُولُ اللّٰهِ، یَهْدِمُ مٰا کٰانَ قَبْلَهُ کَمٰا هَدَمَ رَسُولُ اللّٰهِ اَمْرَ الْجَاهِلِیَّةِ وَ یَسْتَأنِفُ الْاِسْلٰامَ جَدِیداً :   

قائم همان کاری را که رسول‌الله کردند می‌کند؛ همان‌طور که رسول الله امر جاهلیّت را نابود ساخت، آنچه را پیش از او وجود دارد نابود و اسلام را از نو پایه‌گذاری می‌کند. 

امام باقر علیه السّلام فرمودند: 

یَسِیرُ بِسِیرَةِ مٰا سٰارَ بِهِ رَسُولُ اللّٰهِ حَتّیٰ یُظْهِرَ الْاِسْلٰامَ:  

به همان روشی که رسول خدا عمل کردند، عمل خواهد کرد. 

راوی می‌گوید: عرض کردم روش رسول خدا چه بود؟ حضرت فرمودند: 

اَبْطَلَ مٰا کٰانَتْ فِی الْجٰاهِلِیَّةِ وَ اسْتَقْبَلَ النّٰاسَ بِالْعَدْلِ وَ کَذٰلِکَ الْقٰائِمُ اِذٰا قٰامَ یَبْطلُ مٰا کٰانَ فِی الْهُدْنَةِ مِمّٰا کٰانَ فِی اَیْدِی النّٰاسِ وَ یَسْتَقْبِلُ بِهِمُ الْعَدْلُ :

رسول خدا آنچه را در دوران جاهلیّت بود باطل ساخت و به عدالت به مردم روی آورد و عمل کرد و همان‌گونه قائم هنگامی که قیام کند آنچه را در بین مردم رایج است و در دوران سازش و مماشات با کفّار وارد شده است، باطل می‌سازد و به عدالت به مردم روی می‌آورد و رفتار می‌کند. 

ابی‌بصیر می‌گوید به امام صادق علیه السّلام عرض کردم مرا از معنای این سخن امیرالمؤمنین علیه السّلام آگاه بفرمایید که فرموده‌اند: 

اَلْاِسْلٰامُ بَدَءَ غَرِیباً وَ سَیَعُودُ غَرِیباً کَمٰا بَدَءَ:  

اسلام غریب آغاز شد و بزودی به غربت بازمی‌گردد همان‌گونه که آغاز شد. 

امام صادق علیه السّلام فرمودند: 

یٰا اَبٰا مُحَمَّدُ اِذٰا قٰامَ الْقٰائِمُ اسْتَأنَفَ دُعٰاءً جَدِیداً کَمٰا دَعیٰ رَسُولُ اللّٰهِ :  

ای ابامحمّد! هنگامی که قائم قیام کند دعوتی نوین را آغاز می‌کند همان‌گونه که رسول خدا دعوت کرد.

براساس این روایات مقصود از این عبارات دعای ندبه آشکار می‌شود که: 

اَیْنَ الْمُدَّخَرُ لِتَجْدِیدِ الْفَرٰائِضِ وَ السُّنَنِ؟ اَیْنَ الْمُتَخَیَّرُ لِاِعٰادَةِ الْمِلَّةِ وَ الشَّرِیعَةِ؟ اَیْنَ الْمُؤَمَّلُ لِاِحْیٰاءِ الْکِتٰابِ وَ حُدُودِهِ؟ اَیْنَ مُحیِی مُعٰالِمِ الدِّینِ وَ اَهْلِهِ؟ 

کسی که برای تجدید واجبات و مستحبّات ذخیره نگاه‌ داشته شده است کجاست؟ کسی که برای بازگرداندن دین و احکام برگزیده شده است کجاست؟ کسی که برای زنده کردن قرآن و احکام آن مورد امید است کجاست؟ زنده‌کننده‌ی آموزه‌های دین و اهل دیانت کجاست؟ 

بنابراین هیچ تعارضی بین احادیثی که بیان می‌دارند امام زمان علیه السّلام پس از ظهور، اسلام را در جهان حاکم می‌سازند و احادیثی که آن حضرت را دارای کتاب و سنّت و حکومت و قضاوت جدید معرّفی می‌کنند وجود ندارد.

یک احتمال در مورد تعابیر امر جدید و کتاب جدید و سنّت جدید هم این است که امام زمان‌ علیه السّلام در زمان ظهور، معارف و معانی دقيق‌تر و ابعاد ناگفته و ناشناخته‌ای از آموزه‌ها و معارف اسلام و قرآن را مطرح می‌سازند كه با فهم‌های سطحي قبل از ظهور‌ سازگار نيست.

{ شگفت‌انگیز است که به موجب روایات در آستانه‌ی ظهور هنگامی که یاران خاصّ امام زمان علیه السّلام با طیّ‌الارض و طیّ‌السّماء از سراسر عالم در کنار کعبه نزد آن حضرت حاضر می‌شوند  امام عصر ارواحنافداه سرّخطیری را به آنها اعلام می‌کنند که هضم و تحمّل آن حتّی برای اکثر ایشان دشوار است ولذا جز نقباء، سایر آنان از نزد حضرت پراکنده می‌شوند و سپس مجدّداً به محضر حضرت بقیّۀالله ارواحنا فداه باز می‌گردند و با آن حضرت بیعت می‌کنند. }

هنگامی که از امام صادق علیه السّلام درباره‌ی علّت مهدی نامیده شدن امام زمان ارواحنافداه پرسیده شد؛ فرمودند: 

لِاَنَّهُ یَهْدِی اِلیٰ کُلِّ اَمْرٍ خَفِیٍّ 
زیرا به هر امر پنهانی هدایت می‌کند. 

یعنی آن حضرت مردم را به جنبه‌های باطنی دین که برای اغلب آنان ناشناخته است، راهبر می‌شوند. 

غالباً افراد وقتی با حقایق عمیق‌تری مواجه شوند که برای
 آنها آشنا و قابل هضم نباشد، آن را بدعت و پدیده‌ای نوظهور و انحرافی می‌شمارند. از این رو در عصر ظهور گروهی از مردمان عادی و حتّی علمای دینی شیعه نمی‌توانند آراء حضرت را برتابند و آنچه را امام زمان‌ ارواحنا‌فداه بیان می‌کنند، دین جدیدی می‌پندارند. 

امام صادق علیه السّلام در حدیثی به این امر اشاره فرموده‌اند. مگر پیغمبراکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم در مورد غیرقابل هضم بودن معارف سلمان برای ابوذر که هر دو از برجسته‌ترین اصحاب ایشان بودند، نفرمودند: اگر ابوذر آنچه را در قلب سلمان است می‌دانست، او را تکفیر می‌کرد یا می‌کشت.  

اینکه پیروان عقاید منحرف و فرقه‌ها و مذاهب غیرشیعه امام زمان علیه السّلام را متّهم کنند که چیزی غیر از اسلام و دین جدیدی آورده‌اند هم امری طبیعی و قابل انتظار است.

نکته‌ای که در پایان این بحث جا دارد بر آن تأکید شود این است که شدّت عمل امام زمان علیه السّلام پس از ظهور در برخورد و مواجهه با طاغوت‌های عرب و ارتش‌هایشان و نیز قاطعیّت و شدّت عمل ایشان در مجازات مجرمان و ظالمان و تبهکاران که با عبارت عَلَی الْعَرَبِ شَدِیدٌ به آن اشاره شده است، لازمه‌ی ریشه‌کنی ظلم و بیداد و عین عدالت و تبلور رحمت و عطوفت نسبت به مردم و جامعه‌ی بشری و مصداق کامل رهروی و پیروی و همراهی با رسول خداست که قرآن در مورد آن فرموده است: 

مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّٰهِ و الَّذِینَ مَعَهُ اَشِدّاءُ عَلَی الْکُفّٰارِ رُحَمٰاءُ بَیْنَهُمْ (سوره‌ فتح، آیه ٢٩)
محمّد رسول خداست و کسانی که با او هستند با کافران شدید و بین خودشان مهربانند.

احتمال دیگر درباره‌ی عبارت عَلَی الْعَرَبِ شَدِیدٌ این است که وجود و قدرت یافتن و استیلای حضرت حجّت ارواحنا‌فداه و اینکه اسلام ولایت را و قرآن نگاشته شده به املای پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم و خطّ حضرت علی علیه السّلام را حاکم و رایج می‌سازد که براساس قرائت رسول‌الله صلّی الله علیه و آله و سلّم و به ترتیب نزول و با تعیین شأن نزول و ناسخ و منسوخ و با تفسیر و تأویل آیات در حاشیه‌ی آن تدوین شده است  و با قرآن تنظیم شده در دوران عثمان و تفسیر شده طبق آراء اهل سنّت از نظر ترتیب آیات و سوَر و تفسیر و تأویل متفاوت و آشکارکننده‌ی بطلان اهل تسنّن و حقّانیت شیعه است. 

این امر بر اعراب که اغلب و اکثرشان سنّی مذهبند، گران می‌آید. بنابراین در احادیث مزبور عرب به معنای مطلق منظور نیست و براساس قاعده‌ی اغلبیّت فرموده‌اند امام زمان علیه السّلام بر عرب شدید است.

جانِ جهان، تألیف استاد مهدی طیّب


کانال اهل‌ولاء
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان