کد خبر: ۲۵۶۷۴
تاریخ انتشار: ۰۶ تير ۱۴۰۰ - ۱۵:۰۵-27 June 2021
امروزه مطالعاتِ نظریِ ادبیات، به‌خصوص نحله‌های مخاطب‌محور و هرمنوتیک، این مسأله را به اثبات رسانیده که آثارِ برجستهٔ هنری در ادوارِ مختلف، متناسب ‌با وضعیتِ فرهنگی و ذهنیتِ مخاطب بازآفریده می‌شود.
این همان مسأله‌ای است که نظامی در اسکندرنامه از آن به اصلِ «کهن گشتن و هم‌چنان تازگیِ» شعر یادمی‌کند. بی‌گمان آن‌چه امروز مخاطب از شعرِ حافظ درمی‌یابد همان چیزی نیست که یک ایرانی در عصرِ حافظ یا قرونِ دهم و یازدهم درمی‌یافته‌است. و این تفاوت در روزگارِ ما بسیار پررنگ‌تر نیز شده‌است؛ چراکه، تمامیِ دانش‌ها و معرفت‌هایی که در طولِ این چند قرن _ به‌ویژه از عهدِ مشروطه به این‌سو _ بر انبانِ درک و دریافتِ مخاطبِ شعرِ حافظ افزوده‌شده، در فرآیندِ التذاذ و خوانشِ او تأثیر می‌گذاشته‌است. به‌خصوص می‌توان به خیلِ تفسیرهای فلسفی، روان‌شناختی و سیاسی _ اجتماعی اشاره کرد که از عرصه‌های دانش‌های نظری به حیطهٔ نقد و نظریهٔ ادبی در قرنِ بیستم راه‌یافته‌است. 

بی‌گمان یکی از عللِ اساسیِ توجهِ جدی‌ترِ ایرانیان به ناصرخسرو و برترنشاندنِ بلامنازعِ حافظ بر سعدی را در قرنِ بیستم، علاوه بر ادبیت، باید در احاطهٔ گفتمانِ اجتماعی در این قرن جستجوکرد. در فاصلهٔ قرنِ پنجم تا سیزدهمِ هجری، هیچ ایرانی داستانِ «رستم و سهراب» را برپایهٔ نظریهٔ «عقدهٔ اُدیپِ» فروید نمی‌خوانده، همان‌گونه که هیچ‌گاه داستانِ «رستم و اسفندیار» را براساسِ تفسیری مبتی‌بر کشمکشِ میانِ دنیای نو و کهن (خوانشِ فلسفی یا سیاسی) نمی‌فهمیده‌است. زیرا گذشتگاه حوادثِ این‌گونه روایت‌های اساطیری را ناشی از «تقدیرِ محتوم» یا آن‌چه ارسطو «خطای [نادانستهٔ] تراژیک» hamartia خوانده، می‌دانستند.

انگیزهٔ طرحِ این مقدمهٔ نسبتاً طولانی، آگاهی از پاسخِ نیما به این پرسش است: آیا سنت‌پرستانی که خود را از مجهّز‌شدن به هرگونه نگرشِ نوینی محروم‌می‌کنند، شایستگیِ آن را دارند که دربارهٔ کیفیّتِ آثارِ کهن اظهارِ‌نظرکنند؟ نیما همان‌گونه که معتقد است «کسی که قدیم را خوب بفهمد، جدید را حتماً می‌فهمد یا متمایل است که بفهمد»، برآن است که کهنه‌پرستان نه‌تنها حقّ اظهارِنظر دربابِ شعرِ امروز را ندارند، بلکه شایستگیِ ارزیابیِ درست و دقیقِ آثارِ کهن را نیز ندارند:

«قطعی بدانید در آن رشته [ادبِ گذشته] هم که از آن جانبداری‌می‌کند، توفیقی که لازم است نیافته. چون خود را در زمانِ خود به‌جا‌نمی‌آوَرَد و چنان‌که شاید و باید نمی‌یابد، دیگران را هم که مالِ زمانِ خودشان بوده‌اند، به‌جانیاورده و نمی‌تواند به‌جابیاورد».

از این اشارهٔ نیما دانسته‌می‌شود که در نگاهِ او کسی صلاحیّتِ ارزیابیِ درست از شعرِ فارسی را دارد که از تمامیِ جهات و جریان‌های دیروز و امروزِ آن آگاهی‌داشته‌باشد.

* بخشی از فصلِ «از میراثِ سنت»، در کتابِ نویسنده: در تمامِ طولِ شب: بررسیِ آراء نیما یوشیج، انتشاراتِ مروارید، چ دوم، ۱۳۹۷، صص ۲_۱۷۱.

تمامیِ ارجاع‌ها برای آسان‌ترشدنِ خواندنِ یادداشت حذف‌شده‌است.

احمدرضا بهرام‌پور عمران


از گذشته و اکنون
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان