کد خبر: ۲۵۶۳۶
تاریخ انتشار: ۰۴ تير ۱۴۰۰ - ۱۹:۰۶-25 June 2021
تصحیحِ واژه‌ای از متنِ مصاحبه با سیمینِ دانشور دربابِ نیما یوشیج
کسانی که شیرینیِ ضبط‌کردنِ گفتگو با بزرگان و نیز مصائبِ پیاده‌کردنِ آن را تجربه‌کرده‌اند، می‌دانند که گاه در این جابه‌جایی، برخی از واژه‌ها یا عبارت‌ها نامفهوم می‌ماند؛ به‌ویژه اگر مصاحبه‌شونده فردِ کهنسالی‌ باشد و درقوای تکلّم یا شنیداری‌اش خللی نیز وارد‌ شده‌ باشد.
عصراسلام: گاه البته پی‌بردن به شکلِ درستِ برخی از لغزش‌های شکلِ مکتوب، با توجّه‌ به‌ مقتضای کلام، چندان کارِ دشواری نیست. به‌یاد‌دارم چندسالِ پیش استادِ زنده‌یاد جمشیدِ مشایخی در مصاحبه با نشریه‌ای، به‌مناسبتی نامی از استاد «محمد‌جعفرِ مهجور!» به‌میان‌آوردند. هر مخاطبِ نسبتاً‌آشنا با فرهنگ‌و‌ادبی درمی‌یابد که شکلِ درستِ واژهٔ «مهجور»، «محجوب» است. هرچند استاد محجوب در دهه‌های پایانیِ حیاتش به‌راستی «مهجور» مانده بوده‌است!

سالِ ۱۳۸۵ «فصل‌نامهٔ تخصّصیِ شعرِ گوهران» (شمارهٔ ۱۳ و ۱۴) که با انتشارِ چندین ویژه‌نامه در بزرگداشتِ شاعرانِ معاصر، خوش‌درخشیده‌بود اما هم‌چون بسیاری از نشریّاتِ ادبیِ مستقل دولتی مستعجل داشت، «ویژه‌نامهٔ نیما یوشیج» را تدارک‌ دید و منتشر کرد.

در این شماره، از بزرگانی هم‌چون اسماعیلِ خویی و محمدعلیِ سپانلو و مرتضی کاخی و... مطلب چاپ‌شده‌است. از نویسندهٔ این سطور نیز در آن ویژه‌نامه مقاله‌ای با عنوانِ «تصحیح و ویرایش یا تخریب و ویرانش!»، در نقدِ «کلیّاتِ نیما یوشیج» به‌کوششِ! سیروسِ نیرو چاپ‌شد. در این ویژه‌نامه، مصاحبه‌ای با زنده‌یاد بانو سیمینِ دانشور باعنوانِ «جلال چشمانِ نیما را بست» (ج ۱، صص۴_۳۰)، منتشر‌شد.

اغلبِ مطالبِ این مصاحبه، شرحِ ماجراهایی است که به‌سببِ مصاحبتِ همسایگانهٔ سیمین و جلال با نیما روایت‌ می‌شود و بخشِ اعظمِ آن پیش‌تر نیز روایت‌ شده‌ بود. جایی دانشور اشاره‌می‌کند در زمین‌های اطراف خانهٔ نیما دشتبانی بود که هربار از مزرعهٔ سیب‌زمینی‌اش چند دانه‌ای به نیما می‌داد. مصاحبه‌گر می‌پرسد «با نیما می‌رفتید سیب‌زمینی می‌خریدید؟» و دانشور پاسخ‌می‌دهد: «سیب‌زمینی نمی‌خریدیم، حق‌المله بود...» (ص۳۱). 

سخن بر سرِ تعبیرِ غریبِ «حقّ‌المله» است؛ این تعبیر یعنی چه؟ آیا مصاحبه‌کننده آن را در مفهومی نزدیک به مفهومِ «حقّ‌النّاس» انگاشته‌است؟! گفتنی است همین مصاحبه در سایتِ «نیما یوشیج» (باعنوانِ «گفتگو با شهرزادِ مهربانِ داستان‌نویسیِ ایران»، ۲۲ آبانِ ۱۳۹۵) نیز بازنشر شده و جالب آن‌که این تعبیر این‌بار به‌صورتِ «حق‌ّالماله» درآمده یا تغییریافته‌است! آیا دریافته‌بودند که «حقّ‌الملّه» تعبیرِ رایجی نیست و یا؟، نمی‌دانم. اما «حقّ‌الماله» یعنی چه؟! به‌نظر می‌رسد این دو تعبیر، تصحیفِ تعبیر دیگری است که یا به‌سببِ کهنسالیِ مصاحبه‌شونده و درست‌ ادا نشدنِ کلمات از جانبِ او، و یا ناآشناییِ مصاحبه‌کننده، به چنین شکلی درآمده‌است.

در زبان فارسی تعابیری پرکاربرد هم‌چون حقّ‌الزّحمه، حقّ‌التّدریس، حقّ‌الثّبت و... رایج است. اما برخی اصطلاحاتِ کم‌کاربرد نیز با همین ساختار وجود دارد که کم‌تر شناخته‌‌شده‌است و در دهه‌های پیش در امورِ فقهی و عرفیِ جامعه رایج‌بود ولی امروزه روبه‌فراموشی‌است. از جملهٔ این تعابیر، «حقّ‌ شُفعَه» (اولویّت در خریدِ سهمِ شریک در مالِ غیرِ منقول)، «حقّ‌الصّلح» (مال یا پولی که طرفِ مغلوبِ مجادله باید به طرفِ غالب بپردازد) و نیز تعابیری هم‌چون «حقّ‌العبور»، «حقّ‌المَجری» و ... است. 

تعابیری هم‌چون «حقّ ارتفاق» و «حقّ تشرّف» نیز در مصطلحاتِ اداری رایج است. 
یکی از این تعابیر که اصطلاحی است فقهی، «حقّ‌المارَّه» (سهمِ عابر و گذرنده از محصولِ باغ و جالیزِ سرِ راه) است. عابری که از راهی می‌گذشت و بر سرِ راهش باغ و جالیزی قرار داشت، حق داشت به‌اندازهٔ نیازِ خویش، بی‌اذنِ صاحبِ باغ یا مزرعه و بدونِ پرداختِ وجهی از  محصول آن‌جا بخورَد اما نمی‌توانست چیزی با خود ببرد.

 از فحوای کلام سیمین پیداست که به‌احتمالِ قریب‌به‌یقین، او می‌گوید نیما به‌سببِ «حقّ‌المارَّه» چیزی بابتِ سیب‌زمینی‌ها به دشتبان نمی‌پرداخت. البته دشتبان این حق را با اندکی تسامح برای نیما قائل‌ می‌‌شد. چراکه نیما هربار آن چند دانه سیب‌زمینی را با خود به‌خانه می‌برده‌است!


احمدرضا بهرامپور عمران
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان