کد خبر: ۲۵۶۱۱
تاریخ انتشار: ۰۳ تير ۱۴۰۰ - ۲۳:۱۸-24 June 2021
اخيراً خبرى منتشر شد كه دكتر عباس فاروقى زندگى را ترك گفته است. چون در آرشيوى كه دارم نام دكتر عباس فاروقى همسر پرنسس ايران دخت قاجار دختر احمد شاه نيز بود از اين جهت در اين فرصت تصميم گرفتم كه روزشمار زندگى آنان را منتشر كنم.
يكى از بانوان ايرانى كه زدنگى پر فراز و نشيبى داشت «ايران دخت قاجار» دختر بزرگ احمد شاه آخرين پادشاه قاجار بود كه در دوران زندگى پر ماجراى خود شاهد بركنارى پدرش از مقام سلطنت بود. ساليان دراز در اروپا بسر برد و به چند زبان خارجى تسلط يافت. با پيانو و خواندن كتاب انس گرفته و با تحصيلاتى كه در خارج كرده بود سعى داشت زندگى آرامى داشته باشد ولى سرنوشت چيز ديگرى ميخواست.

احمد شاه در هفتم ارديبهشت ماه ۱۲۹۲ با بدرالملوك والا فرزند ظهيرالسلطان والا ازدواج كرد و مراسم عقدكنان طى جشن با شكوهى در كاخ نياوران در سال ۱۲۹۵ شمسى انجام گرفت. نخستين فرزند آنها كه متولد شد نامش را ايران دخت نهادند و تهران و شهرستانها بخاطر تولد ايران دخت چراغانى شد اما خيلى زود اين ازدواج منجر به جدائى گرديد.

ايران دخت كه تا شش سالگى در ايران بود، در آخرين سفر پدرش احمد شاه همراه خواهران و برادر ناتنى خود (همايون دخت، مريم، فريدون) به اروپا رفت.

احمد شاه ايران دخت را در يك پانسيون مذهبى گذاشت و به زبانهاى فرانسه و انگليسى آشنا شد و پيانو را هم بخوبى ياد گرفت كه در تمامى عمر از كتاب و پيانو جدا شدنى نبود.
ايران دخت بعد از فوت احمد شاه در پاريس، به سوئيس رفت و بهمراه مادرش در آنجا زندگى مى كرد. تصادفاً در همان ايام محمد رضا پهلوى وليعهد ايران در سوئيس تحصيل ميكرد و شايعاتى رواج يافت مبنى بر اينكه ممكن است ديدار آنها منجر به ازدواج گردد ولى اين جريان تحقق نيافت و ايران دخت به عقد دكتر عباس فاروقى درآمد و صاحب سه فرزند شد، ولى همايون دخت با حبيب پناهى از مالكان آذربايجان ازدواج كرد كه چند دوره هم نماينده مجلس بود. دكتر فاروقى رئيس دانشكده ادبيات اصفهان و رئيس مدرسه عالى بابلسر شد.

ايران دخت وقتى به ايران آمد شاه فقيد دستور داد خانه اى در يوسف آباد به او دادند و ماهيانه نيز پنج هزار تومان مقررى داشت تا بعد از انقلاب كه ميخواستند از آن خانه هم اخراجشان كنند ولى چون خانه اى نداشت به او اجازه دادند تا آخر عمر در آنجا زندگى كند.

ايران دخت در سالهاى آخر عمر از نظر مالى در عسرت قرار گرفت و از نظر جسمى دچار بيمارى شد و سكته كرد و هيچكس را نداشت كه از او پذيرايى كند. در وضع پريشان و زندگى رقت بارى كه داشت در مرداد ماه ۱۳۶۳ در ۶۸ سالگى در تهران درگذشت.

دكتر على بهزادى كه همسرش خواهرزاده (ايران دخت) ميباشد بطور مفصل درباره او مطالبى نوشته كه قسمتى از آن چنين است: ايران دخت قاجار دختر بزرگ سلطان احمد شاه روزى كه به دنيا آمد تهران را چراغانى كردند ولى شبى كه از جهان رفت شهر تهران غرق در تاريكى بود.
وقتى احمد شاه به سلطنت رسيد مادرش ملكه جهان بفكر افتاد كه براى او همسرى انتخاب كند تا صاحب پسرى شود كه وليعهد ايران گردد. سرانجام بدرالملوك والا را در نظر گرفتند كه مراسم ازدواج با شكوهى با چراغانى در تهران آغاز شد. دو سال بعد صاحب دخترى شد كه احمد شاه به خاطر وطنش اسم او را «ايران دخت» گذارد.

احمد شاه به همسر جوانش علاقه زيادى داشت و اغلب او را به تالار آئينه قصر سلطنتى ميبرد و با انعكاس عكس او در آينه ها ميگفت «در اينجا من فقط يك بدرى ندارم بلكه هزاران بدرى دارم».
با وجود عشقى كه احمد شاه به همسرش داشت اما چون بدرى در اندرون عكس پدر خود را بالاتر از عكس محمد عليشاه گذارده بود بين آنها اختلاف افتاد كه منجر به جدائى شد. بدرالملوك را كه در سن ۸۰ سالگى ديدم همچنان زيبا بود، به سپيدى برف و به لطافت ياس، بدرالملوك و ايران دخت بعد از فوت احمد شاه به سوئيس رفتند و يكبار در يكى از هتل هاى كوهستانى سوئيس ديدارى بين محمد رضا شاه با ايران دخت روى داد كه منجر به عشقى عميق شد بنحوى كه وقتى وليعهد به ايران بازگشت «ايران دخت» را دعوت كرد كه به ايران بيايد كه در سال ۱۳۱۶ همراه خواهرش به ايران سفر كرد. ملكه مادر آنها را در كاخ سلطنتى پذيرفت و مورد پسند قرار گرفت. ولى رضا شاه راضى به ازدواج با دختر شاه قاجار نشد چون قانون اساسى هم براى وليعهد از خانواده قاجار مانع گذاشته بود. ايران دخت دو سال از وليعهد بزرگتر بود.

ايران دخت در سال ۱۳۱۷ با دكتر عباس فاروقى ازدواج كرد كه يك پسرش احمد و يك دختر بنام زينت المولك (زى زى) و پسر ديگرى بنام دارا شد كه وى موفق به اخذ درجه دكترا در رشته اتم شد و در امريكا تدريس مى كند، ولى دخترش دچار بيمارى روانى گرديد.

احمد فاروقى نويسنده و كارگردان سينما شد كه موفق به ربودن جايزه بين المللى گرديد. پرونده قطورى هم در ساواك داشت. در جريان انقلاب در كنار مظفر فيروز در فرانسه به فعاليت عليه رژيم شاه مشغول بود. او هم در سال ۱۳۷۷ در پاريس درگذشت.

ايران دخت در سال ۱۳۳۹ يا سرلشگر قديمى ازدواج كرد كه همواره رعايت احترام او را ميكرد. پس از يكسال كه از ازدواج آنها گذشت شنيدم كه تيمسار از كتاب خوانى و پيانوزدن ايران دخت و رفتن او به سينما گله مند بود و همين امر منجر به جدائى آنها گرديد و ايران دخت ناچار شد كه از آن پس به تنهائى به زندگى ادامه دهد.

ايران دخت هر چه از باقى مانده ثروت پدرى داشت فروخت و خرج كرد- در سال ۱۳۵۰ در اثر تلاش خويشاوندانش شاه دستور داد ماهى پنجهزارتومان و يك خانه به او بدهند.

من به اين خانه رفته بودم. در خانه اولين فرزند آخرين پادشاه قاجار چيزى از مظاهر سلطنتى ديده نميشد. تنها چند عكس و تابلو از شاهان قاجار بود.

بعد از انقلاب مقررى او را قطع كرده از او خواستند كه خانه اش را ترك كند. از شيندن اين خبر روحيه خود را از دست داد و در آستانه شصت سالگى نميدانست چگونه زندگى كند ولى در اثر اقداماتى مجدداً مقررى اش برقرار و اجازه داده شد تا آخر عمر در آن خانه باشد.

سخت ترين دوران عمر ايران دخت از سال ۱۳۶۱ شروع شد. بعلت بيمارى قند و سكته توان روحى و جسمى را از دست داد. از تنهائى در خانه ميترسيد. در زمان جنگ ايران و عراق بود كه افراد خانواده دور هم جمع شده برايش خدمتكار شبانه روزى استخدام كردند. از بخت بد اين خدمتكار بسيار بد سلوك و بد دهن بود. مرتب به او توهين ميكرد. خدمتكار به او ميگفت «شازده خانم كوپنى، پاشو برو كوپن هاى قند و شكر را بگير، اينقدر دست و پا چلفتى بودى كه از قصر شاه انداختنت بيرون» ايران دخت اطاعت ميكرد و ميرفت ته صف مى ايستاد. وقتى تلويزيون محكومين اعدام را نشان ميداد خدمتكار به او مى گفت شازده خانم يكى از همين روزهاست كه بيايند و ترا ببرند اعدام كنند. ايران دخت حرفى نميزد و ميتر سيد كه او برود سعايت كند و او را اعدام كنند.
خدمتكار ميگفت پدرت شاه بود يا شاش؟! لابد آنقدر به مردم ظلم كرد كه او را از تخت سلطنت برداشتند. گاهى سخنانى تندتر از اين ميگفت كه نميتوان بر زبان آورد.

پس از مدتى، بددهنى خدمتكار به گوش افراد خانواده رسيد و شوكت الملك والا تصميم گرفت روزها به او سر بزند ولى خاله جان هم دختر بيمار داشت. در اين موقع خانواده تصميم گرفتند كه او را در خانه سالمندان بگذارند و يك اطاق هم در زعفرانيه برايش آماده كردند ولى چون بيمارى او شديد شد او را به بيمارستان مهرگان بردند و در مرداد ماه سال ۱۳۶۳ زندگى پر از رنج را ترك گفت. به خانواده اش اطلاع دادند. ميخواستند او جنازه او را براى دفن به عتبات در مقبره خانواده اش ببرند كه به مناسبت جنگ عراق ممكن نشد. مهندس افشار قاسملو او را در مقبره خانوادگى خود به خاك سپرد. در مراسم خاكسپارى او همسر اولش و چند تن از بستگان او شركت داشتند، به مناسبت جنگ با عراق در برابر حملات هوائى شهر در تاريكى بود. در پرتو نور شمع در روزنامه ها خواندم كه ايران دخت قاجار دختر احمد شاه درگذشت.

در كتاب چهره هاى آشنا درباره دكتر عباس فاروقى چنين نوشته شده است:
در سال ۱۲۹۱ در تهران متولد شد. تحصيلات خود را در دانشگاههاى نانسى و كان و پاريس و همچنين بروكسل در رشته هاى مهندسى صنعتى و فلاحتى و دكتراى حقوق و دكتراى ادبيات به پايان رسانيد. به زبانهاى فرانسه و انگليسى و آلمانى و اسپانيولى و عربى و ايتاليائى و پرتقالى آشنائى دارد. تأليفات چندى به زبانهاى فارسى و فرانسه و انگليسى دارد كه در زبان فارسى آثارش عبارتست از تاريخ جزيره هرمز، سفينه سليمانى، تاريخ مصر قديم، روابط سياسى ايران و اروپا از ۱۵۰۰ تا ۱۶۳۰.

مشاغلش عبارت بودند از: سرپرست دانشكده علوم و رئيس دانشكده ادبيات اصفهان و دانشيار دانشكده ادبيات تبريز، رئيس قسمت اقتصادى اصل چهار در سال ،۱۳۳۲ استاد دانشگاه فرانسوى امريكا و استاد دانشگاه نيو اسكول در نيويورك، در سال ۱۳۴۳ براى شركت در جشن پانصدمين سال تولد جامى شاعر ايرانى به تاجيكستان سفر كرد.

دكتر فاروقى از ايراندخت قاجار صاحب سه فرزند به اسامى احمد، زينت  الملوك و دارا مى باشد. پدرش محمود ارفع السلطان و مادرش از خانواده اختيارالدين بوده اند.
وضع خانوادگى سلطان احمد شاه آخرين پادشاه قاجار

سلطان احمد شاه پسر دوم محمد عليشاه قاجار مادرش ملكه جهان دختر كامران ميرزا نايب السلطنه سومين پسر ناصرالدين شاه بود. چون پدر و مادرش هر دو از قاجار بودند پس از خلع محمد عليشاه به سلطنت رسيد. جمعاً هفده سال سلطنت كرد كه ۱۸ ماه عضدالملك (عليرضا خان اميرسليمانى) و ۴۶ ماه ميرزا ابوالقاسم خان قراگزلو (ناصرالملك) نايب السلطنه ايران بودند.
احمد شاه در بهمن ماه ۱۳۰۸ در سن ۳۳ سالگى در حاليكه غدد داخلى بدنش كار نميكرد و خيلى چاق شده بود به بيمارى سل در بيمارستان نوئى پاريس درگذشت و جنازه اش را به كربلا منتقل ساختند و در مقبره خانوادگى قاجار به خاك سپرده شد.

احمد شاه چهار بار ازدواج كرد كه نخستين آن «بدرالملوك والا» بود و صاحب چهار فرزند به اسامى «ايراندخت، همايون دخت، مريم و فريدون» گرديد.

فريدون قاجار با يك زن بلغارى ازدواج كرد و صاحب سه فرزند شدند كه در جنوب فرانسه بسر ميبردند. او تحصيل كرده حقوق بود كه در سوم مهر ماه ۱۳۵۳ در سن ۵۳ سالگى در اثر تصادف با اتومبيل درگذشت.

احمد شاه وصيت كرده بود كه فرزندانش با افراد مسلمان ازدواج كنند و يا مسلمان گردند والا از ارث محروم خواهند شد.

دكتر عبده هم مينويسد به عنوان كارشناس در كار ورثه احمد شاه دخالت داشتم كه بين برادران احمد شاه (سلطان محمد ميرزا- و ورثه محمد حسن ميرزا اختلاف بود كه نظر دادم با وجود داشتن فرزند ديگران ارث نميبرند.

دكتر باستانى پاريزى درباره بيمارى و مرگ احمد شاه چنين نوشته است:

دكتر يحيى معاصر گفت وقتى در پاريس دوره تخصصى را ميگذراندم پرونده طبى احمد شاه در اختيار من قرار گرفت و در آن ديده شد كه احمد شاه مبتلا به سل شده است.

عفت خانم همسر حشمت السلطنه برادر احمد شاه برايم تعريف كرد كه احمد شاه سالهاى آخر عمر را در اروپا به سختى گذرانيد. چون سل داشت هيچكس را نميپذيرفت. در هتل ماژستيك اقامت داشت و دو سال هم در بيمارستان امريكائى بود.

احمد شاه وصيت كرده بود مجلس ختم براى او تشكيل نشود. از اقوام او، حتى مادرش كه در پاريس بود هيچكدام غير از محمد حسن ميرزا جسد او را همراهى نكنند. ملكه جهان در آبان سال ۱۳۲۶ در شهرك (لكود) نزديك پاريس سر نماز سكته كرد و مجلس ختم او در مسجد مسلمانان پاريس برگذار شد.

احمد شاه اموالى در ايران و عراق و خارج از كشور داشته و چنين وصيت كرده است:

مقررى ساليانه ۱۲۰۰ ليره براى برادرش محمد حسن ميرزا- همچنين مبلغى براى ده سال براى هزينه تحصيل فرزندان محمد حسن ميرزا، يك ششم اسناد قيمتى او به مادرش تعلق يافت، بقيه اموال او ميان سه فرزندش تقسيم گردد.

براى هر يك از زنان او ساليانه حدود دويست ليره پرداخت گردد. همچنين سالى ۱۲۰ ليره براى هر يك از فرزندانش تا سن بيست سالگى اضافه پرداخت گردد.

ایران دخت قاجار دختر بدرالملوک و احمد شاه قاجار در ۲۵ آبان ۱۲۹۴ ش در کاخ گلستان متولد شد. همسر او عباس فاروقی بود و سه فرزند به نام‌های احمد، زینت الملوک، و دارا داشتند. ایران دخت قاجار در سال ۱۳۶۳ در تهران درگذشت.


دكتر مصطفى الموتى

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان